زیروبمِ جذاب‌ترین موزیسین جهان: یانی

# برچسب زدن به هنر و مخصوصا موسیقی را دوست ندارم 

# وقتی می‌خواهم یک آهنگ را بنویسم، گوش دادن به موسیقی را متوقف می‌کنم

# شرط می‌بندم که اگر بتهوون هم یک سینتی‌سایزر داشت، از آن استفاده می‌کرد!

# چینی‌ها موزیک‌های من را به بچه‌هایشان آموزش می‌دهند

# هرگز قبل از کنسرت چیزی نمی‌خورم

# رمز موفقیتم این است که هرگز به آن فکر نمی‌کردم

ترجمه و تنظیم: فرشته اخوان

یانی، آهنگ‌ساز و نوازنده نسل جدید، نزد کشورهای مختلفی محبوب است. در کشور چین او را بسیار دوست دارند تا جایی که دولت این کشور، برای اولین بار به یک هنرمند غربی، یک پاندا داده است.

او همچنین اجازه اجرا در مکان‌های حفاظت‌شده را دارد. اجراهای او در 8 مکان میراث جهانی یونسکو، از آکروپلیسِ یونان از سال 1993 شروع شد. آن اجرا، سکوی پرتاپی برای اجراهای بین‌المللی او شد و ویدئوی آن به‌عنوان دومین موزیک‌ویدئوی پرفروش تمام اعصار تا کنون ثبت شده است.

یانی برای ترفیع آلبوم جدیدش «Sensuous Chill»، در مقابل اهرام شهر جیزه اجرا داشت. ما در مورد پاندایش، تور جهانی باستان‌شناسی‌اش و ادعایش در مورد اینکه او جذاب‌ترین نوازنده جهانی است، با او به گفتگو نشسته‌ایم.

# شما به‌عنوان یک آهنگ‌ساز، تهیه‌کننده و پیانیست با استعداد، شناخته‌شده هستید. در چه سنی موسیقی را شروع کردید؟

اولین شناخت من از موسیقی به سال‌های دور جوانی برمی‌گردد. من با خانواده‌ام در کالاماتای یونان، زندگی کرده و آنجا بزرگ شدم. ما خانواده‌ای صمیمی بودیم؛ اما زندگی متوسطی داشتیم. یکی از بهترین چیزهایی که در خانه داشتیم پیانو بود. والدینم هیچ‌وقت من را به‌عنوان یک پسربچه 4-5 ساله مجبور به نواختن پیانو نکردند. من می‌توانستم آن را هرگونه که دوست داشتم بنوازم. این بهترین راه برای آشنایی با موسیقی بود؛ زیرا پیانو برای من جنبه  سرگرمی داشت، نه جنبه درس و تمرین. فقط چیزی بود که من از آن لذت می‌بردم. در نهایت چون من زمان‌های زیادی را با پیانو سپری می‌کردم، دوست داشتم آهنگ‌هایی که از رادیو می‌شنیدم را حفظ کرده و بنوازم. چون هیچ سی‌دی یا آلبومی نداشتیم؛ بنابراین من آن آهنگ‌ها را با پیانو تقلید می‌کردم. این‌گونه بود که من آموختم چگونه بنوازم و چگونه یک فرم نوشتاری برای یادآوری موسیقی‌ام بسازم.

 

# صدای شما منحصربه‌فرد است، در کنسرت‌هایتان جاز، کلاسیک، راک ملایم و عناصر موسیقی جهانی موجود است. موسیقی شما به چه ژانری تعلق دارد؟

ممنونم. خود سوال شما، جواب است. من هیچ‌وقت اعتقاد نداشتم که موسیقی‌ام برای ژانر یا دسته‌بندی خاصی باشد. این فقط یک موسیقی است و طیف گسترده‌ای از فرهنگ‌ها و سبک‌های موسیقی را شامل می‌شود. من برچسب زدن به هنر و مخصوصا موسیقی را دوست ندارم و بنابراین هرگز ژانری برای آن در نظر نگرفتم.

 

# شما فرهنگ‌های زیادی را در موسیقی‌تان ارائه کرده‌اید. آیا از همه این مکان‌ها بازدید کرده‌اید یا فقط با زیاد گوش دادن به موسیقی‌های بین‌المللی، آهنگ‌هایتان را نوشته‌اید؟

وقتی می‌خواهم یک آهنگ را بنویسم، گوش دادن به موسیقی را متوقف می‌کنم تا الهامات به درونم تراوش کنند. سازهای مختلفی را انتخاب می‌کنم؛ زیرا تنوع رنگ‌ها را می‌خواهم و زمانی از موسیقی الکترونیک استفاده می‌کنم که سازهای آکوستیک قادر به رسیدن به آن حدی که من در ذهنم می‌شنوم، نباشند. شرط می‌بندم که اگر بتهوون هم یک سینتی‌سایزر داشت، از آن استفاده می‌کرد. فکر کنید؛ 200 سال طول کشید تا پیانو توسعه یافت. اکنون شما می‌توانید با فشردن چند کلید در عرض 5 دقیقه یک آهنگ کامل و جدید بسازید که ممکن بود قبلا 50 سال طول بکشد تا فردی بتواند آن آهنگ را کامل کند؛ زیرا آن‌ها باید بامبوها را می‌بریدند، خشک و خم می‌کردند و سوراخ‌هایی در آن ایجاد می‌کردند و سعی می‌کردند تا آن‌ها را جابه‌جا کنند، رشته‌ها را عوض کنند و آن‌ها را به هم بسط دهند تا بتوانند آهنگی بسازند. زیبایی‌های زیادی در تمام این‌ها وجود دارد. من هیچ‌وقت در جهت روند معمول پیش نمی‌روم. من چیزی را می‌نویسم که احساس می‌کنم درست است.

 

# چه چیزهایی و چه کسانی الهامات موسیقی شما هستند؟

یک لیست طولانی و متنوع است. من الهامات و تاثیرات بسیار زیادی برای موسیقی‌ام دارم که در چگونگی شکل‌گیری‌ام به‌عنوان یک آهنگ‌ساز و موزیسین نقش بسیار قدرتمند و موثری دارند. من الهامات زیادی از آهنگ‌سازان کلاسیک مانند شوپن و موتزارت گرفته‌ام و احساس می‌کنم که بر بسیاری از آهنگ‌های پیانوی من تاثیر گذاشته‌اند. در روندی مشابه، تحت‌تاثیر موسیقی‌های محلی‌ای قرار گرفته بودم که در کودکی در معرض آن‌ها بودم؛ مانند آسیایی، لاتین، خاورمیانه و در دوران نوجوانی نیز تحت‌تاثیر راک‌اندرول از آمریکا و انگلستان بودم. این تاثیرات فوق‌العاده بود؛ زیرا به من اجازه داد تا بتوانم از موسیقیِ بر پایه پیانو تا موسیقی‌های راک و الکترونیک را اجرا کنم.

 

# شما موسیقی نسل جدید یا موسیقی خودتان که برخی با آن آشنا نیستند را چگونه توصیف می‌کنید؟

سخت است که موسیقی الکترونیک و بدون کلام را در واژه توصیف کرد. شما باید آن را احساس کنید. این موسیقی با روح شما سروکار دارد. این آلبوم به گونه‌ای است که شما باید از ابتدای آن را گوش کنید، نمی‌توانید فقط یک آهنگ را انتخاب کنید و بگویید این آلبوم راجع به چیست.

 

# به‌خاطر کنسرت‌های تماشایی در بناهای تاریخی، مشهور هستید. چه شد در این مسیر افتادید؟

 اولین اجرای من، 20 سال پیش در آکروپلیس در شهر آتنِ یونان بود. اجرا در آن مکان آرزوی من و نیز یک ریسک بزرگ بود. من از حمایت بسیار کمی برخوردار بودم و بسیاری از همکاران و دوستان نزدیکم می‌گفتند که ریسک از دست دادن این همه پول برای برگزاری یک کنسرت مانند این، من را تباه خواهد کرد؛ اما من این آرزو را در سر داشتم و به اینکه این کار بر شغل من چه تاثیری خواهد گذاشت اهمیت نمی‌دادم. خوشبختانه این اولین پروژه من موجب شد که  شغل و حرفه من در مسیر کنونی بیفتد و درب‌های زیادی را برای من باز کرد تا بتوانم این کار فوق‌العاده را در سراسر جهان انجام بدهم.

 

# به دلیل یونانی بودنتان تصمیم گرفتید در آکروپلیس اجرا داشته باشید؟ چه دشواری‌هایی را در این مسیر پشت سر گذاشتید؟

صرفا یونانی بودن من دلیل انجام شدن آن نبود. شما باید مقابل انجمن‌های باستان‌شناسی، شهردار، وزیر فرهنگ و وزیر گردشگری قرار بگیرید؛ آن‌ها باید شما را ببینند و اطمینان حاصل کنند که به بنای تاریخی صدمه‌ای نمی‌زنید، بلکه یک زمینه معرفی بسیار مناسب برای آن بنا و فرهنگ را فراهم می‌کنید. آن‌ها باید بفهمند که شما فرهنگ آنان را درک می‌کنید و می‌فهمید که بنای تاریخی آنان چقدر برای فرهنگ اهمیت دارد. وقتی به شما اعتماد کردند، آن وقت می‌توانید با احتیاط جلو بروید.

 

# شما چگونه آن اعتماد را ساختید؟

خب سعی کردم خودم را به آن‌ها خوب بشناسانم. من در سال 1997 برای اولین بار در یک شهر ممنوعه چین اجرا داشتم و آن‌زمان چین، کشوری نبود که اکنون هست.

 

# آیا فروش بلیط در شهر ممنوعه چین و تاج‌محل در هند، سخت‌تر بود؟

اجرای کامل ما در آکروپلیس بدون هیچ مانعی و نیز فراگیر شدن آن، به اجرا در چین و هند کمک کرد و کارت ویزیت من شد؛ اما اشتباه نشود، من باید شخصا وزیر فرهنگ چین را می‌دیدم. برای رفتن به تاج‌محل باید شخصا به دیدن دولت «اوتار پرادش» می‌رفتم. ما در مورد همه چیز حرف می‌زدیم؛ ازجمله منشأ فرهنگ و تاریخ. او می‌خواست بداند که من چقدر فهمیده‌ام، این شخص یونانی که می‌خواهد در تاج‌محل اجرا کند کیست؟ می‌گفت ما تاج‌محل را به کسی نداده‌ایم و نخواهیم داد. بعد از یکی، دو ساعت حرف زدن، من به او گفتم امیدوارم بدانید که من با احترام زیادی با تاج‌محل رفتار خواهم کرد، بیشتر از چیزی که در پارتنونِ یونان رفتار کردم. 

 

# در اجرای سال 1997 در چین، بسیار خوب بودید تا جایی که به نوعی به شما یک تاییده دادند؛ یک پاندا. باغ‌وحش ملی واشنگتون دی‌سی یک پاندا برای خودش ندارد؛ اما شما دارید. این چگونه اتفاق افتاد؟

آن‌ها به هیچ‌کسی اجازه گرفتن و داشتن یک پاندا را نمی‌دهند، مخصوصا افراد شخصی یا مشهور. این موضوع بعد از یک مدت طولانی اتفاق افتاد. افراد کمی می‌دانند که چینی‌ها موزیک‌های من را به بچه‌هایشان آموزش می‌دهند. آن‌ها یاد می‌گیرند که چگونه آهنگ «Nightingale» و آهنگ دیگری که یادم نیست را بنوازند. من در طول سالیان زیادی برای آن‌ها آهنگ نوشتم و آن‌ها به اندازه کافی به من اعتماد کردند و تصمیم گرفتند که به من هدیه‌ای مادام‌العمر بدهند. در جایزه این‌گونه نوشته شده بود: «برای ترویج آرامش در تمام جهان». آن‌ها گفتند ما به شما اعتماد داریم و می‌خواهیم به شما یک رأی اعتماد بدهیم و این رأی اعتماد این است که شما می‌توانید یک پاندا را برگزینید و یک اسم برایش انتخاب کنید؛ بنابراین من یک پاندای ماده انتخاب کردم و تصمیم گرفتم که نامش را «Santorini» بگذارم. این اسم، نام یکی از زیباترین جزایر یونان است و از دو بخش تشکیل شده است؛ «Santo» به معنای مقدس و «Eirine» که در یونانی به معنای آرامش است. در نتیجه این یک پاندای زیبای آرامش است.

 

# پاندای شما اکنون کجاست؟

در شهر Chengdu چین است. مردم همیشه فکر می‌کنند که من آن را در خانه خودم نگهداری می‌کنم. او یک گونه در معرض انقراض است! من نمی‌توانم آن را در خانه نگهداری کنم.

 

# قبل از یک کنسرت چگونه آماده می‌شوید و چگونه به خود آرامش می‌دهید؟

من در آماده شدن برای کنسرت عادات بسیار سخت‌گیرانه‌ای دارم. صبح دیر از خواب بیدار می‌شوم و بعد برای ورزش به باشگاه می‌روم. بعد یک چیز مختصری می‌خورم و به محل برگزاری کنسرت می‌روم. وقتی به آنجا رسیدم با خدمه و موزیسین‌ها صحبت می‌کنم و در مورد کنسرت با هم بحث می‌کنیم و آن را با همه چک می‌کنم. بعد به مدت 30 دقیقه تا 1 ساعت تمرین صدا می‌کنیم و بعد من به اتاق لباسم می‌روم، کمی استراحت می‌کنم، به کنسرت فکر می‌کنم و انرژی مکانی که در آن اجرا داریم را جذب می‌کنم.

هر کشوری متفاوت است و هر شنونده‌ای منحصربه‌فرد است. کنسرت بیش از 2 ساعت طول می‌کشد و من هرچیزی که در حافظه‌ام است را اجرا می‌کنم؛ پس باید خیلی آرام و متمرکز باشم. هرگز قبل از کنسرت چیزی نمی‌خورم. تقریبا 20 دقیقه قبل از کنسرت لباس می‌پوشم و 5 دقیقه قبل از شروع کنسرت به روی استیج می‌روم که این کار موجب کاهش دلشوره و سطح آدرنالینم می‌شود.

 

# شما رتبه اول بیلبورد در دسته‌بندی «آلبوم عصر نوی برتر» با 14 آلبوم را دارید و 2 بار نامزد جایزه گرمی شدید. رمز موفقیت‌تان در چیست؟

شاید مهم‌ترین چیزی که من برای این موفقیت انجام دادم این بود که هرگز به آن فکر نمی‌کردم. آهنگی را می‌ساختم و اجرا می‌کردم که درون روحم بود. هیچ‌وقت به این فکر نکردم که مردم موسیقی من را دوست خواهند داشت یا نه. فقط آهنگی را ساخته و اجرا می‌کردم که به نظر خودم معنی‌دار بود. خوشبختانه مردم زیادی بودند که اشتیاق مشابهی را نشان می‌دادند. من همیشه سپاسگزار این حسم هستم؛ چون به من اجازه داد تا کارم را به‌صورت حرفه یا پیشه‌ای که به آن علاقه‌مندم ادامه بدهم.

 

# ممکن است چند پند یا توصیه به موزیسین‌های جوانی که می‌خواهند بر روی استیج‌های بزرگ اجرا داشته باشند، بدهید؟

فقط علاقه و آروزهای خود را دنبال کنید. موسیقی، حرفه‌ای عالی است، هرچند که شما شغلی حرفه‌ای در موسیقی نداشته باشید. موسیقی دوستی برای زندگی خواهد بود. موسیقی برای من یک شانه برای گریستن است که همیشه برایم آماده است. این جنبه موسیقی، آن را به حرفه‌ای ارزشمند تبدیل می‌کند؛ بدون در نظر گرفتن اینکه چقدر در موسیقی موفق هستید.


منبع:
ماهنامه فرهنگی اجتماعی زیروبم
سایت رسمی مجید اخشابی
آموزشگاه موسیقی همراز