باگاتل (با گاتلا در زبان ایتالیائی) در لغت به معنای چیز کم بهاست و در موسیقی آهنگی را گویند کوتاه و پر تحرک، سبک و روان. و معمولا آهنگسازان به باگاتل های خود چندان بها نمی دهند و اکثرا باگاتل را برای اجرا با کلاوسن می سازند، و قاعده و قانون خاصی را در ساختن آن در نظر نمی گیرند.
آثار کلیدی موسیقی- باگاتل
از نخستین آهنگسازانی که نوشتن باگاتل را باب کرد فرانسوا کوپرن بود، که در سال ۱۷۱۷ قطعاتی به این نام برای کلاوسن ساخت و بعد از او در نیمه دوم قرن هجدهم، به قطعات گوناگون و کوتاهی که اهمیت چندانی نداشتند باگاتل می گفتند. و این قطعات را در آن هنگام در چندین مجموعه گرد آوردند و به طبع رساندند، که از آن جمله بودند: هزار و یک باگاتل به همت ف. بواون (۱۷۵۳)، و قطعات با گاتل به کوشش س. و. مائیت سی یر (۱۷۹۷).

با ظهور بتهوون باگاتل اعتبار و حیثیت جدیدی یافت. این آهنگساز بزرگ سه رشته با گاتل (اپوس 3۳-۱۱۹-۱۲۶) را برای پیانو نوشت که از نظر هنری ارزش والایی داشت. بعد از بتهوون تا پایان قرن نوزدهم آهنگسازان دیگر نیز با گاتل هایی ساختند که اکثرا چنگی به دل نمی زدند و تنها یک استثنا در این میان وجود دارد، و آن هم باگاتل بدون تنالیته فرانتس لیست است، که در سال ۱۸۸۵ تصنیف شده بود و تا سالها بعد از مرگ او کسی از آن خبر نداشت و عاقبت در سال ۱۹۵۶ این با گاتل کشف شد و شاید نخستین آهنگی باشد که بیست و پنج سال قبل از شونبرگ – تنالیته را کنار گذاشته است و اثری است ارزشمند،که نه تنها کوتاه و پرجوش است، بلکه فرم آزاد با گاتل را نیز دارد. 

لوودیک وان بتهوون (شش باگاتل برای پیانو 1825- اپوس 126)
بر عکس یازده باگاتل اپوس ۱۱۹، که با یکدیگر تناسب در پیوند ندارند، شش باگاتل اپوس ۱۲۶ مجموعه مناسبی را به وجود آورده اند، که هر قطعه به تناوب ریتم تازه ای پیدا می کنند: یکی تند است و دیگری آهسته. و اگر در پیش نویس طرح باگاتل ها دقت کنیم متوجه می شویم که بتهوون بر روی هر یک از این قطعات را توده های متعدد و گوناگونی کرده است و همین امر نشان می دهد که چه اهمیتی برای این آهنگهای مینیاتوری قائل بوده است و می توان گفت که این شش باگاتل از موفق ترین کارهای اواخر عمر اوست. 

معاصران بتهوون این قطعات مینیاتوری را که در حاشیه واریاسیونهای دیابلی، و سمفونی نهم خلق شده اند، به خوبی درک نکرده اند. وانگهی بعد از آن که یکی از ناشران از چاپ با گاتل های اپوس ۱۱۹ سر باز زد، بتهوون در پاسخ انتقادات او اپوس ۱۲۶ را آفرید. 

آنتون وبرن (شش باگاتل اپوس ۹ برای کوارتت سازهای زهی، ۱۹۱۳)
این شش باگاتل نه تنها به علت ایجاز و اختصار، بلکه بیشتر به خاطر جذابیت و بدعتهایش ارزش و اعتبار بسیار دارد، و بی تردید محصول کاری است بسیار پیچیده و دقیق که در اوج گیری و امتداد و شدت و ضعف اصواتش تأثیر این همه تلاش را می توان احساس کرد. 

این باگاتل ها در دام ملودی اسیر نمی شوند. ریتم ثابتی ندارند و شدت و ضعف اصواتشان مرتبا تغییر می یابد، و بر روی هم دریافت تازه ای از موسیقی، که شنونده باید ذوق شنوائی خود را با آن مانوس کند، و نه فقط به تم آن، بلکه به نت و صدا توجه داشته باشد، و حتی در این میان نقش سکوت را از یاد نبرد. 

وبرن این اثر را در سال ۱۹۱۳، بعد از گذراندن دورانی پر از رنج و تعب به وجود آورد. و این باگاتل ها را نخستین بار گروه کوارتت Amar در سال ۱۹۱۹ در فستیوال دو ناشینگن اجرا کردند. 

کتاب: آثار کلیدی موسیقی- نوشته ژان ژاک سولی – گی للون
ترجمه: دکتر محمد مجلسی