بخش یک_ تمدن های اولیه

کهن ترین تمدن موسیقیایی: در تمدن های بین النهرین و مصر باستان بوده است. نخستین نشانه های رشد موسیقی در تمدن بین النهرین( سومر، آشور و بابل) دیده است.
عیلام:کشف مهر چُغامیش در تپه ی چغامیش نزدیک دزفول نشان دهندۀکهن ترین همنوازی جهان، وجود ارکستر بانوان، استفاده از ساز های بادی ، زهی و کوبه ای می باشد.
سومر: موسیقی سومریان بیشتر برای مراسم پرستش خدایان و جشن ها ، همراه با کلام و سرایش در معابد بوده است.
بابل: در تمدن بابل که متاثر از تمدن سومریان بوده است برای اولین بار از خوانندگان زن استفاده شده است.
آشور: آشوریان نیز در موسیقی مذهبی سرآمد بوده اند، بطوریکه کاهنان بر دانش موسیقی تسلط داشته اند و حتی در معابد نیز اجرای موسیقی انجام میگرفته است.

موسیقی ایران قبل از اسلام
1. دوره هخامنشیان

در این دوره سه نوع موسیقی بزمی، رزمی و مذهبی رواج داشته است.
موسیقی بزمی: توسط زنان خنیاگر، در کاخ ها و با استفاده از سازهایی مانند تبیر یا تبیره (نوعی طبل)، کرنا اجرا می شده است.
موسیقی رزمی: از مصادیق موسیقی رزمی می توان به سرودهای سپاهیان به هنگام جنگ اشاره نمودکه با استفاده از سازهایی مانند کرنای (ساز فلزی و بادی طویل) نواخته می شده است.
موسیقی مذهبی: با استفاده از سازهای کوبه ای شبیه سنج و توسط موبد در مراسم مذهبی نواخته می شده است.

2. ساسانیان

در این دوره شاعر و موسیقیدان یکی تلقی می شدند. موسیقیدانان دارای مقام خاصی بودند و جزء طبقۀ خاص جامعه به حساب می آمدند، بطوریکه در دورۀ بهرام گور طبقۀ اجتماعی موسیقیدانان از سایر اقشار جامعه بالاتر بود.
عصر طلایی موسیقی ایران قبل از اسلام در دوران پادشاهی خسروپرویز بوده است. از جمله موسیقیدانان این دوره می توان به باربد، نکیسا، بامشاد، رامتین و آزادوار چنگی اشاره نمود.

موسیقی ایران بعد از اسلام

1. دورۀ امویان:

در این دوره به علت روابط با روم شرقی (بیزانس) موسیقی رشد چشمگیری داشت. از جمله خوانندگان و نوازندگان این دوره می توان به ابن مسجج اشاره نمود.

2. دورۀ عباسیان:

در این دوره متون یونانی موسیقی به زبان عربی ترجمه شدند. اولین خاندان موسیقی دان در ایران در همین دوره ظهور یافتند. از جمله موسیقیدانان این خاندان میتوان به ابراهیم موصلی؛ نوازندۀ عود در دربار هارون الرشید و ابداع کنندۀ مقام ماهوری اشاره نمود. از جملۀ موسیقیدانان بعد از دورۀ عباسی تا حملۀ مغول میتوان به رودکی، فارابی (موسیقیدان و نوازندۀ قانون)، زکریای رازی (مؤلف کتاب فی جمل الموسیقی) اشاره کرد.

3. دورۀ مغول:

در این دوره به دلیل تاخت و تاز مغول موسیقی و حتی سایر هنرها از راه تکامل خود منحرف شدند. الحان شاد به آه و ناله و فغان تبدیل شد، و موسیقی بیشتر توسط صوفیان اشاعه یافت. در این دوران که مصادف با دوران حیات مولانا جلال الدین رومی می باشد موسیقی خانقاهها (رقص سماع) رواج پیدا کرد. از جمله موسیقیدانان این دوره میتوان به قطب الدین شیرازی، خواجه نصیرالدین طوسی و محمود آملی اشاره کرد.

4. دورۀ صفویه:

بعد از رواج مذهب تشیع بعضی از رشته های هنری دچار انحطاط شدند و هیچ کتاب مهمی در زمینه موسیقی به تألیف نرسید. در این دوره مقدمات ورود موسیقی اروپایی به ایران فراهم شد. بعد از دوران صفویه تا شروع دورۀ قاجار نیز تنها موسیقی دان مطرح مشتاق علیشاه بود که اضافه کردن سیم چهارم به سه تار (سیم مشتاق) توسط او صورت گرفت.

5. دورۀ قاجاریه:

در این دوره، نظام موسیقی مقامی توسط اساتید آن دوران بخصوص علی اکبر خان فراهانی، به موسیقی دستگاهی تغییر پیدا کرد. تعزیه نیز در این دوران اهمیت بسیاری یافت، بطوریکه تکیه دولت تأسیس شد. دومین خاندان موسیقی ایران، یعنی خاندان فراهانی نیز در این دوران پا به عرصه گذاشتند. ورود ساز پیانو به ایران نیز در همین دوره اتفاق افتاده است. از جمله موسیقیدانان این دوره میتوان به میرزا عبدالله (نوازنده تار و سه تار)، حبیب سماعی (نوازنده سنتور)، اسماعیل خان (نوازندۀ کمانچه)، محمود مفخم (نوازنده پیانو و تار)، درویش خان (نوازنده تار و سه تار) و … اشاره نمود.