تشخیص موسیقی و تاثیر آن

تشخیص موسیقی و تاثیر آن

منبع: سرگذشت موسيقي ايران، روح‌الله خالقي

تاثیر خواص موسیقی در درک آن

موسیقی ایرانی خواصی دارد که تشخیص آن برای کسانی که عادت ندارند مشکل است؛ بنابراین اروپاییانی که به ایران آمده‌اند حق داشتند اگر نوشته‌اند ما از موسیقی ایرانی لذت کامل نبرده‌ایم. عکسِ این مطلب نیز صحیح است؛ چنان‌که ایرانیان هم نمی‌توانستند از موسیقی اروپایی استفاده روحی کنند و لذت برند؛ چون به آن نوع موسیقی مأنوس نبودند.

دیولافوا

قدری آرام‌تر بنوازید!

دیولافوا در سفرنامه خود، شرحی راجع به حاکم کاشان که برای دیدن او به منزل رئیس تلگرافخانه آمده است می‌نویسد که خالی از تفریح نیست:

برادرزن شاه به محض ورود، روی صندلی نشست و درحال بلعیدن چای به ارگ کوچکی که در کنار اتاق بود، به دقت نگاه کرد و بالاخره پرسید که این چیست و چون به او گفتم که این یکی از آلات موسیقی است با حرارت زیادی گفت: «من خیلی میل دارم که صدای آن را بشنوم».

رئیس تلگرافخانه معذرت خواست که مبتدی است و نزد استاد مشق نکرده و نمی‌تواند آهنگی که قابل‌شنیدن باشد، بنوازد؛ ولی حاکم گفت: «نمی‌شود حتما باید من صدای آن را بشنوم».

خلاصه بنا بر خواهش میزبان مهربان، من در مقابل ارگ نشستم و در این فکر بودم که چه آهنگی را شروع کنم؛ زیرا که اولاً مستعمین من به آهنگ‌های اروپایی آشنا نبودند و ثانیاً من از سروده‌ها و آوازهای ایرانی اطلاع نداشتم.

بعد از مدتی فکر و سرگردانی بالاخره دل به دریا زده و یک آهنگ اروپایی را شروع کردم.

حاکم گفت: «این آهنگ بسیار خوب است؛ ولی شما تند می‌زنید، خواهش می‌کنم قدری آرام‌تر بزنید». بنابراین من از قاعده خارج شده و آهسته‌تر آهنگ‌های بی‌ربطی می‌زدم؛ ولی برعکس، دیدم نشاطی در او پیدا شد و سر بالاوپایین می‌انداخت که علامت تحسین و تمجید بود! (این حاکم، به‌وسیله خواهر خود، انیس‌الدوله، یکی از زنان سوگلی ناصرالدین شاه، به این مقام رسیده است).

با کمال خجالت اعتراف می‌کنم چیزی از آن نفهمیدم!

در جای دیگر وقتی از یک جشن عروسی در جلفای اصفهان صحبت می‌کند، چنین می‌نویسد:

«یک نفر آمد و جعبه‌ای چوبی که آن را سنتور می‌گویند در جلوی خود گذارد و با مضراب‌های چوبی شروع به زدن آن کرد.

این هنرمند ماهر برای نشان دادن استادی خود، با کمال تندی مضراب را روی سیم فرود می‌آورد.

من مدتی تماشا کردم؛ ولی نتوانستم آن را با پیانو یا ساز دیگری که نغمات خوش‌آهنگی از آن شنیده می‌شود تشبیه کنم.

البته معلومات دقیقی لازم است تا بتوان ارزش واقعی این موسیقی سحرانگیز را درک کرد و از استماع آن لذت برد؛ ولی من با کمال خجالت اعتراف می‌کنم که از آن چیزی نفهمیدم و از لذت این نغمات دلکش محروم ماندم».

برای دانستن این تصنیف‌ها باید در مشرق‌زمین اقامت داشت

به قرار نوشته ادوارد براون، «آلما استرتل» که ترجمه تصنیف‌های ایرانی مرتب شده توسط «بلیر فیر چایلد» را به عهده داشته به قدری فریفته لذت و تاثیر وصف‌نشدنی آواز مطربان ایرانی بوده است که این جملات را در دیباچه آن جزوه نوشته است:

«اما برای اینکه شخص کاملا بداند که این تصنیف‌ها چیست، باید در مشرق‌زمین اقامت گزیند؛ شب گرم و روشن ایران، شعاع چراغ‌هایی که بر لباس براق و رنگارنگ حضار افتاده، تاریکی اطراف که شبح‌های تیره‌فام در آن پرواز و رقص می‌کنند، نوای عجیب موسیقی، آهنگ‌هایی که گاهی بسیار دلپذیر است و با تشابه و تکرار دائمی اوج گرفته و فرود می‌آیند. تمام این‌ها قابل‌ترجمه نیست؛ اما تاثیری که در شخص دارد به قدری زنده و محسوس و به اندازه‌ای سحار و فتان است که شخص آرزو می‌کند به هر شکلی که هست آن را ثابت و پایدار نماید».

گوبینو

گفتمان گوبینو و سپهر درباره تاثیر موسیقی اروپایی

گوبینو می‌نویسد:

یک شب ما در یک مجلس شام دعوت داشتیم و جمعی از نجبای ایرانی از جمله میرزاتقی لسان‌الملک معروف به سپهر، حاضر بود.

لسان سپهر گفت: «نکته دیگری که موجب حیرت من شده موسیقی اروپاییان است و تعجب می‌کنم ملل اروپایی با این هوش سرشار چرا موسیقی دلچسبی ندارند که شخص از آهنگ آن محفوظ شود».

در پاسخ گفتم: «برخلاف تصور شما، اروپاییان موسیقی خوب و جالب‌توجهی دارند».

لسان سپهر پرسید: «آیا موسیقی اروپایی در شنوندگان تاثیر می‌نماید»؟

گفتم: «بدیهی است».

لسان سپهر گفت: «مقصود شما از این تاثیر چیست»؟

گفتم: «مقصود این است که موسیقی اروپایی گاهی چنان انسان را متاثر و محزون می‌کند که اشک از دیدگان سرازیر می‌گردد و زمانی چنان به نشاط می‌آید که بی‌اختیار از جا برخاسته و به رقص می‌افتد. حاصل اینکه تاثیر موسیقی اروپایی به قدری است که حتی وقایع حقیقی زندگی هم نمی‌تواند چنین اثراتی به‌وجود آورد».