دستگاه‌های هفتگانه موسیقی ایرانی
(بخش اصلی ردیف موسیقی ایرانی)

دستگاه‌های هفتگانه موسیقی ایرانی

ردیف موسیقی ایرانی از دو بخش اصلی و فرعی تشکیل می‌شود.
قسمت اصلی آن شامل هفت دستگاه می‌شود.
1. شور
از دستگاه‌های موسیقی ایران است، که توسط بسیاری مهم‌ترین دستگاه موسیقی ایرانی دانسته می‌شود.
این دستگاه منشأ چند آواز مهم در ردیف موسیقی ایرانی است (ابوعطا، بیات ترک، افشاری و دشتی) و دانگ اصلی آن، جزو دانگ‌های پایه در موسیقی ایرانی دانسته می‌شود.
دستگاه شور مهم‌ترین دستگاه موسیقی ایرانی دانسته می‌شود و به آن «مادر همه دستگاه‌ها» گفته می‌شود، زیرا چند آواز مهم از شور منشعب شده‌اند و حتی در دستگاه‌های دیگر نظیر نوا و سه‌گاه نیز تأثیر شور مشهود است.
موسیقی این دستگاه پر است از شور و انرژی.
شور یکی از دستگاه‌های بسیار بزرگ موسیقی ایرانی است که حال و هوای آن به موسیقی منطقه مازندران نزدیک است.
البته در این دستگاه نغمه‌هایی از موسیقی مناطق مرکزی ایران و کردستان هم شنیده می‌شود.

2. نوا
دستگاه نوا را آوازی در حد اعتدال که آهنگی ملایم و متوسط، نه زیاد شاد و نه زیاد حزن‌انگیز دارد، می‌شناسند.
نوا یک از دستگاه‌هایی است که به ندرت توسط اساتید اجرا می‌شود و آوازخوانان جوان بیشتر به سمت شور و متعلقات آن (به علت سادگی و روان‌تر بودن) تمایل دارند.
بسیاری از اساتیدی هم که این دستگاه را اجرا کرده‌اند، آن اثر تبدیل به یکی از ماندگارترین آثار آنان شده است.
مانند چهره‌به‌چهره محمدرضا لطفی، نی‌نوا حسین علیزاده، نوا و مرکب خوانی پرویز مشکاتیان و دود عود پرویز مشکاتیان. اگر دستگاه شور را خوب بشناسید می توانید به تفاوت نغمه های نوا با شور پی ببرید.
3. ماهور
یکی از دستگاه‌های گسترده موسیقی ایرانی محسوب می‌شود که حال و هوایی کاملا شاد دارد.
این دستگاه در ردیف‌های گوناگون در حدود ۵۰ گوشه دارد و به علت حالت و ملودی روانی که دارد اغلب به صورت موسیقی شاد در جشن‌ها و اعیاد نواخته می‌شود.
ماهور با طمانینه و باوقار است و اگر با شعر مناسبی همراه باشد ابهت و شکوه خاصی خواهد داشت.
ماهور طرب‌انگیز و بشاش است، به همین دلیل برای مارش‌های پرهیجان و پرشور مناسب است و هرجا بخواهند شجاعت و دلیری را نشان دهند، ماهور مناسب است.
طبق تعبیر متافیزیکی استاد مجید کیانی درباره موسیقی ایرانی، «ماهور» آغاز روز، آغاز زندگی، شور و جوانی، غرور و توانگری، بی‌نیازی، سلحشوری و استغناء است.
این دستگاه چند بخش دارد که بعضی بخش‌های آن به موسیقی منطقه سیستان و بلوچستان، بعضی به موسیقی خراسان و لرستان و یک قسمتش هم به موسیقی آذری آذربایجان نزدیک است.
4. چهارگاه
این دستگاه، از نظر علم موسیقی یکی از مهم‌ترین و زیباترین مقامات ایرانی است.
گام آن مانند شور و همایون، پایین‌رونده و مثل گام ماهور و اصفهان بالارونده است، چراکه در دو حالت محسوس است؛ یعنی می‌توان گفت که این گام، مخلوطی از گام سه‌گاه و همایون است و اگر نت دوم و ششم گام ماهور را ربع پرده کم کنیم، تبدیل به چهارگاه می‌شود.
چهارگاه را گامی کاملاً ایرانی و خالص می‌دانند.
آواز چهارگاه نمونه جامع و کاملی از تمام حالات و صفات موسیقی ملی ماست؛ چراکه درآمد آن مانند ماهور، موقر و متین است و شادی و خرمی خاصی دارد.
درضمن آواز زابل در همه دستگاه‌ها و در اینجا حزن و اندوه درونی در آواز ما دارد.
آوازی نصیحت‌گر، تجربه‌آموز و توانا مانند همایون دارد و آواز مویه و منصوری غم‌انگیز و حزین است؛ پس این دستگاه نیز به دلیل کمال خود هم گریه و زاری می‌کند و هم شادی می‌آفریند و گاهی مسرور و شادمان است و گاهی نیز غم‌انگیز و دل‌شکسته و با توشه‌ای از متانت و وقار عارفانه شرقی.
اما روی هم رفته چهارگاه را می‌توان دستگاهی محسوب کرد که مانند پیری فرزانه دارای روحی بلند و عرفانی است و احساسات عالی انسانی را در کنار خصایص و محسنات انسانی صبور و شکیبا داراست.
از ناکامی‌ها و ناامیدی‌ها اشک غم می‌ریزد و در شادی‌ها و خوشی‌ها اشک شوق و سرور. این دستگاه، بهترین گزینه برای ساخت قطعات و تصانیف ملی میهنی و حماسی است به‌طوری‌که به زیبایی می‌تواند حالت شوق و افتخار وصف‌ناپذیری را در شنونده به وجود آورد.
کافی است یکی از آهنگ‌های این دستگاه را اول صبح یا در زمان خمودگی و کسالت گوش کنید تا انرژی تان برای یک روز کامل جفت و جور بشود.
5. همایون
این دستگاه به تناسب نام خود، حالتی شاهانه، اشرافی و باوقار دارد؛ ولی با این حال زمینه اجرای بسیاری از لالایی‌ها و زمزمه‌های متداول در نقاط مختلف ایران است.
همچنین از نغمه‌های این دستگاه در موسیقی زورخانه نیز استفاده می‌شود.
دستگاه همایون با حالت محزون و اسرارآمیز خود گوشه‌های متعددی دارد که گوشه «عشاق» اوج این دستگاه تلقی می‌شود.
براساس نظر مجید کیانی در باره موسیقی ایرانی، «همایون» ادامه روز، تداوم زندگی، اتحاد عشق و عاشق و معشوق و توحید است.
6. راست پنجگاه
یکی از دستگاه‌های مهجور ایرانی است که شباهت‌هایی به دستگاه ماهور دارد.
نت‌های موجود در دستگاه راست پنجگاه و ماهور کاملامشترک هستند اما این حرکات و گردش ملودیشان است که با هم فرق دارد.
فرهاد فخرالدینی، راست‌پنج‌گاه را در اصل «راست و پنج‌گاه» می‌داند، به این معنی که نیمه اول گام آن، همان «راست» است (که به تعبیر فخرالدینی می‌تواند معادل مقام عشاق دانسته شود که با درجات دستگاه ماهور مطابقت دارد) و نیمه دوم از پنج مقام مختلف مشتق شده‌است.
این پنج مقام (یا دستگاه) عبارتند از ماهور، شور، نوا، سه‌گاه و همایون.
از آنجاکه از طریق گوشه شوشتری در دستگاه همایون می‌توان به گوشه منصوری در چهارگاه رفت، راست‌پنج‌گاه عملاً امکان جابه‌جایی و پرده‌گردانی بین تمام دستگاه‌های موسیقی ایرانی را فراهم می‌کند.
از همین رو، این دستگاه در مرکب‌خوانی به کار می‌رود.
از سوی دیگر، دستگاه راست‌پنج‌گاه در بیشتر ردیف‌های موسیقی دو گوشه دارد که با نام‌های «درآمد راست» و «پنج‌گاه» شناخته می‌شوند.
درآمد راست، در واقع همان درآمد دستگاه است، و گوشه پنج‌گاه در پرده‌های دستگاه نوایی اجرا می‌شود که نت پایه‌اش یک فاصله پنجم درست بالاتر از نت پایه درآمد راست باشد.
محمدرضا لطفی به همراه محمدرضا شجریان آثاری در این دستگاه ارائه کرده‌اند که از جمله آن‌ها می‌توان به اجرای جشن هنر شیراز یا راست‌پنج‌گاه (۱۳۵۴ خورشیدی) و “چشمه‌نوش” اشاره کرد.
همچنین «قافله‌سالار» اثری دیگر از محمدرضا لطفی‌ست که در آن به تکنوازی سه‌تار در دستگاه راست‌پنج‌گاه پرداخته.

7. سه گاه
بعضی می‌گویند سه‌گاه، منشعب شده از دستگاه چهارگاه است.
دستگاهی بسیار غمگین بوده گویی ناله‌های جانسوز آن ریشه و بنیاد آدمی را از جا می‌کند و از راز و نیاز عاشقان دوری‌کشیده یا از بیچارگی بی‌نوایان گفتگو می‌کند (روح الله خالقی- نظری به موسیقی).
تعبیر مجید کیانی “سه‌گاه” سپیده‌دم است.
پایان شب و آغاز روشنایی یا آغاز زندگی انسان که آن هم عشق است (مقام عشق در هفت وادی عرفان)؛ البته باید خاطرنشان کرد که حالت این دستگاه در همه جا ثابت نبوده و به‌ویژه در گوشه «مخالف» آن بسیار باشکوه است.
«سه گاه» علاوه بر حالت بیدارکننده که مشخصه اصلی دستگاه چهارگاه است، در بعضی قسمت‌ها حالت شور و وجد دارد که آن هم به خاطر عوض شدن یکی دو نت کوچک است.
این دستگاه شباهت هایی هم به دستگاه شور دارد.