در موسیقی ایرانی این امکان وجود دارد که از مقامی به مقام دیگر برویم، بعبارت دیگر، می توانیم در طی اجرا احساس مُدال را پیوسته تغییر دهیم اما باید توجه داشت که این تغییر مقام یا تغییر احساس مُدال عمل بسیار حساس و ظریفی است.

دستگاه و آواز در موسیقی ایرانی

گذر از یک مقام به مقام دیگر، اگر بدون رعایت قواعد و اصول مربوطه صورت گیرد بسیار ناخوشایند صدا خواهد داد، زیرا باعث تغییر احساس مُدال به صورت ناگهانی خواهد شد.

استادان قدیم موسیقی ایرانی برخی از بهترین راههای تغییر مقام را در مجموعه هایی به نام دستگاه برای ما به یادگار گذاشته اند.

دستگاه در موسیقی ایرانی

هر دستگاه مجموعه ایست از قطعات موسیقی که به آنها گوشه می گوییم. گوشه ها در مقام های مختلف ساخته شده اند و براساس نظم خاصی به هم پیوند خورده اند.

یکی از نتایج این نظم خاص اینست که گذر از یک مقام به مقام دیگر در درون یک دستگاه، به شکلی خوشایند صورت می گیرد.

در تمامی دستگاه ها یک مقام مادر وجود دارد که نام خود را به دستگاه می دهد. بعنوان مثال، مقام شور، مقامِ مادرِ دستگاه شور است.

همۀ دستگاه ها با درآمد شروع می شوند که معرف مقام مادر است. در ضمن، اغلب گوشه ها سرانجام به این مقام باز می گردند. بنابراین، در انتهای هر دستگاه همواره به مقام مادر باز می گردیم.

درآمد

درآمد یعنی قطعه ای که توسط آن به یک دستگاه وارد می شویم یا بعبارت دیگر، دستگاه را با آن شروع می کنیم.

فرود

نوعی سرمشق یا الگوی لحنی است که در انتهای اغلب گوشه های یک دستگاه برای خاتمه دادن به آن گوشه ها اجرا می شود. این سرمشق های لحنی امکان بازگشت به مقام اصلی دستگاه را فراهم می آورند. بعبارت دیگر، فرودها عامل پیوند دادن گوشه های مختلف به درآمد یا مقام مادر محسوب می شوند.

نکته: در مواردی گوشه ها فاقد فرود هستند و به جای برگشت به مقام اصلی به گوشۀ بعدی می روند.

بنابراین، دستگاه را می توان به صورت یک چرخه تصور کرد که از یک مقام شروع و به همان مقام ختم می شود و در مسیر خود از مقام های متعددی عبور می کند.

در موسیقی ایرانی هفت دستگاه وجود دارند که عبارتند از: شور، نوا، سه گاه، چهارگاه، همایون، ماهور و راست پنجگاه.

مفهوم دستگاه در موسیقی قدیم ایرانی وجود نداشته است. در میان موسیقی های ایرانی- عربی-ترکی نیز فقط موسیقی ایرانی و آذربایجانی که نزدیکی بسیاری با موسیقی ایرانی دارند،از حدود دو قرن پیش به این طرف از این اصطلاح استفاده می کنند.

 

آواز در موسیقی ایرانی

آواز به یک دستگاه کوچک یا فرعی می گویند که از یک دستگاه اصلی مشتق شده باشد. همۀ مواردیکه در دستگاه گفته شد برای آواز نیز صادق است اما باید دانست که آواز محدود تر از دستگاه است.

چراکه هم محدودۀ صوتی آن کوچک تر است و هم تعداد گوشه های آن کمتر است. آوازها غالبا به دستگاه مادر خود، یعنی دستگاهی که از آن مشتق شده اند، باز می گردند.

در موسیقی کلاسیک ایرانی پنج آواز وجود دارند: ابوعطا، بیات ترک، افشاری و دشتی (که از شور مشتق شده اند) و اصفهان یا بیات اصفهان (که از همایون مشتق شده است). بقیۀ دستگاهها فاقد آواز هستند.

بنابراین، می‌توان گفت دستگاه مجموعه ای از گوشه هاست که در چرخه ای چند مقامی با نظم خاصی تدوین شده اند.

در این چرخه یک مقام مادر وجود دارد. نام دستگاه از نام این مقام گرفته شده است و غالب گوشه ها به آن باز می گردند.

این مقام، همۀ اجزای دستگاه را به هم پیوند می دهد و یک کلیت یکپارچه و هماهنگ به وجود می آورد. بنابراین، مقام ها به طور مستقل از دستگاه ها وجود ندارند و همۀ آنها در قالب دستگاهها هویت پیدا می کنند. بطور کلی دستگاه مهمترین مفهوم در موسیقی ایرانی است.

آواز نیز نوعی دستگاه در مقیاسی کوچک تر است. بعبارت دیگر، آواز یک دستگاه فرعی است که از یک دستگاه اصلی مشتق شده است.

درجه های مهم در موسیقی ایرانی

1. شاهد

درجه ایست که بیش از همۀ درجه ها برآن تأکید می شود. این درجه نقش محوری دارد و به نظر می رسد که مسیر ملودی به سوی آن گرایش دارد. اغلب مقام ها فقط یک شاهد دارند اما مقام های دارای دو شاهد نیز وجود دارند.

2. ایست و خاتمه

درجه هایی هستند که ملودی بر روی آنها توقف می کند. این درجه ها دو نوع اند.
نوع اول: اگر توقف قطعی و نهایی باشد، بطوریکه شونده احساس کند گوشه خاتمه یافته است، به درجۀ موردنظر “خاتمه” می گوییم. همانطور که گفته شد همۀ مقام ها متعلق به یکی از دستگاهها یا آوازها هستند. بنابراین، احساس خاتمۀ نهایی وقتی ایجاد می شود که قطعه به مقام مادر بازگردد. به همین خاطر، درجۀ خاتمه فقط مربوط به مقام مادرِ دستگاه یا آواز است.
توجه: بعضی دستگاهها یا آوازها بیش از یک خاتمه دارند مانند افشاری.
نوع دوم: اگر توقف موقتی باشد، بطوریکه شنونده منتظر بقیۀ قطعه بماند، به آن ایست می گوییم. یک مقام می تواند بیش از یک “ایست” داشته باشد.

3. متغیر

درجه ایست که از نظر زیر و بمی در طی قطعه تغییر می کند. این تغییر تابع جاذبۀ درجه های مجاور آن است. به این معنی که در حرکات بالارونده و پائین رونده، برای اینکه این درجه به درجۀ بعد از آن نزدیک شود آن را تغییر می دهند.

4. آغاز

درجه ایست که قطعه با آن شروع می شود. این درجه سیر حرکت ملودی را در ابتدای قطعه تعیین می کند. یک گوشه، دستگاه یا آواز می تواند درجه های آغاز مختلفی داشته باشد.

گوشه و انواع آن در موسیقی ایرانی

قطعه هایی که اجزای یک دستگاه را تشکیل می دهند گوشه نام دارند. دو نوع گوشه در هر دستگاه یا آواز وجود دارد.

1. گوشه هایی با مُد معین

هر دستگاه یا آواز شامل تعدادی مقام غیر از مقام مادر است. برخی گوشه های یک دستگاه یا آواز، به طور مشخص، خصلت این مقام ها را ارائه می دهند. بعبارت دیگر، این گوشه ها هر کدام نمایندۀ یک مقام خاص هستند. به هیمن دلیل آنها را گوشه های با مُد معین می نامیم. بعنوان مثال، گوشه های دلکش و عراق از گوشه های با مُد معین در دستگاه ماهور اند و گوشه های زابل و مخالف از گوشه های با مُد معین در سه گاه و چهارگاه هستند.

2. گوشه هایی با مُد غیرمعین

بقیۀ گوشه های یک دستگاه یا آواز مقام ویژه ای برای خود ندارند و در بسیاری از دستگاهها یا آوازها مشترک اند. این گوشه ها می توانند در مقام های مختلف اجرا شوند و به هیمن دلیل آنها را گوشه هایی با مُد غیرمعین می نامیم، مثل کرشمه، مجلس افروز و … .

نامگذاری گوشه ها

بعضی گوشه ها نام یک منطقه یا یک شهر را بر خود دارند، مثل اصفهانک، زابل، حجاز، نیشابورک، شوشتری، عراق و حصار. بعضی دیگر نام خود را از نام یک قوم یا یک طایفه گرفته اند مثل بختیاری، نوروز عرب، گِرِیلی و قجر. نام بعضی دیگر از گوشه ها به یک حالت عاطفی خاص اشاره می کند مثل سوز و گداز، حزین، طرب انگیز، جامه دران و مویه. بعضی ها نام شخص خاصی را بر خود دارند مثل مهدی ضرابی، حاجی حسنی، ملک حسین و شاه ختایی. بعضی دیگر به نام قالب های شعری اشاره می کنند مثل دو بیتی، مثنوی و چهارپاره. علت نامگذاری بعشی دیگر از گوشه ها هم به درستی مشخص نیست مانند بسته نگار، مخالف، سَیَخی، بیات راجع و مَجُسلی.

 

ردیف در موسیقی ایرانی

به پشت سر هم قرار گرفتن گوشه ها در یک دستگاه و یا کل دستگاهها ردیف گفته می شود. ردیف یک مجموعه از الگوها یا مدل هاست که پایه و اساس موسیقی ایرانی را تشکیل می دهد. ردیف از نظر ابزار اجرایی دو نوع است: ردیف سازی و ردیف آوازی. این دو نوع ردیف در اساس با هم تفاوت زیادی ندارند و اختلاف آنها فقط محدود به مواردی می شود که به فنون آوازی و امکانات سازی ارتباط می یابند. در ضمن، شعر در ردیف آوازی، چه از نظر مضمون و چه از نظر وزن، اهمیت زیادی پیدا می کند. باید به این نکته اشاره کرد که ردیف سازی گسترده تر از ردیف آوازی است.

ردیف های مختلف عبارتند از:

ردیف سازی میرزا عبدالله،ردیف سازی آقاحسینقلی، مجموعه ردیف گردآوری شده توسط موسی معروفی، ردیف آوازی عبدالله خان دوامی و …. که امروزه از میان این ردیف ها، ردیف میرزا عبدالله و آقا حسینقلی برای ساز و ردیف عبدالله خان دوامی و کریمی برای آواز متداول تر هستند.

برگرفته از: کتاب مبانی نظری موسیقی ایرانی