سازهای مربوط به موسیقی نواحی ایران

دف

دف که سازی عرفانی و قابل‌احترام در اجرای مراسم ذکر و سماع درویشان به ویژه در کردستان است، دارای بدنه‌ای استوانه‌ای کوتاه و قاب‌مانند از جنس چوب است که بر یک طرف آن پوست کشیده‌اند.

در ساخت دف، دو طرف قاب آن به صورت “فارسی‌بُر” روی هم قرار می‌گیرند و کلاف گرد دف به وجود می‌آید.

ضخامت لبۀ بیرونی قاب را از 1.5 سانت به 2 تا3 میلیمتر کاهش می‌دهند و پوست را روی این لبه می‌کشند و آن را با چسب یا سریش و تعدادی گل میخ فلزی بر دهانۀ دف محکم می‌کنند.

در لبۀ داخلی قاب نیز در فاصله‌های معین حلقه‌های زنجیر آویزان می‌شود.

دف را با دست چپ می‌گیرند و با پنج انگشت دست راست و چهار انگشت دست چپ می‌نوازند.

دست راست در نواختن دف نقش اصلی را بر عهده دارد.

توجه: علیرغم وجود شباهت میان دف و دایره، این سازها به خاطر تفاوت در اندازه، ویژگی‌های ظاهری و از همه مهم‌تر، رنگ و جنس صدا و کارکرد و تکنیک‌های اجرایی سازهای مستقلی محسوب می‌شوند.

نه دایره زیرمجموعۀ دف است و نه دف زیرمجموعۀ دایره. حتی خود دایره‌ها نیز در نواحی مختلف ایران گاه از نظر شکل، اندازه و تکنیک‌های اجرایی با یکدیگر تفاوت دارند.

اگر چه دف از گذشته تا به امروز در موسیقی ایران و نواحی مختلف حضوری چشمگیر داشته است اما تعلق آن به کردستان در مقایسه با نواحی دیگر ایران بارزتر است.

در کردستان از دف در اجرای مراسم ذکر و سماع درویشان به ویژه طریقت قادریه در کردستان استفاده می‌شود. در برخی مناطق ایران نیز که پیروان این طریقت یا طریقت های دیگر مانند نقشبندیه، خاکسار، نعمت اللهیه و … حضور دارند از دف در مراسم ذکر و سماع استفاده می‌شود.

در چند دهۀ گذشته دف از تکیه‌ها و خانقاه‌ها پا فراتر نهاده و به عنوان سازی با قابلیت‌های اجرایی زیاد و صدادهی قوی و درخشان در گروه‌های مختلف موسیقی حضور یافته و همین امر باعث شکل گیری تکنیک‌های جدیدی در نواختن دف شده است.

دایره

دایره در نواحی مختلف ایران گسترده بوده و بخاطر تنوع زیاد آن به سه دستۀ کلی تقسیم می‌شود:

  1. دایره‌هایی که ویژگی ظاهری خاصی دارند؛ مانند دایرۀ بیرجند.
  2. دایره‌هایی که تکنیک‌های اجرایی خاصی دارند؛ مانند دایرۀ (قاوال) آذربایجان شرقی و دایره هایی از خراسان (تربت جام و سبزوار)
  3. دایره‌هایی که نه ویژگی ظاهری خاصی دارند و نه تکنیک اجرایی خاصی.

دایرۀ آذربایجان شرقی (قاوال):

قاوال در مقایسه با بسیاری از سازهای هم خانواده‌اش کوچکتر بوده و قاب یا بدنۀ آن ضخیم‌تر است.

برای ساختن قاب قاوال تکه‌های متعدد چوب را در دو، سه یا چهار ردیف به موازات هم قرار می‌دهند و هر ردیف ممکنست متشکل از 6 تا 12 تکه چوب باشد.

بر یک طرف قاب قاوال پوست می‌کشند و در اطراف لبۀ داخلی قاب نیز حلقه‌های منفرد یا مضاعف فلزی در فواصل معین آویزان می‌کنند.

قاوال چالاک است و تکنیک‌های اجرایی آن در مقایسه با سازهای هم خانواده از همه مشکل‌تر و پیچیده‌تر است.

موارداستفادۀ قاوال در اجرای موسیقی عاشیقی و مُقامات آذربایجان شرقی است.

موسیقی عاشیقی آذربایجان شرقی یکی از بخش‌های مهم رپرتوار موسیقی این ناحیه است که توسط عاشیق (نوازندۀ ساز عاشیقی و خواننده)، بالابان و قاوال اجرا می‌شود.

مُقامات نیز بخش مهمی از رپرتوار موسیقی آذربایجان شرقی است که در شکل اصیل خود توسط گروهی متشکل از تار آذربایجانی، کمانچه و خواننده که معمولا نوازندۀ قاوال نیز هست اجرا می‌شود.

قاوال در این نوع موسیقی بیشتر در بخش‌های ریتمیک موسیقی مانند پیش‌درآمد، رِنگ، تصنیف و برخی قطعات ساخته شده حضور دارد.

مجالس عروسی و شادمانی، محافل انس، ارکستر سازهای ملی آذربایجان و ارکسترهای مختلط مهمترین موقعیت‌های اجرای قاوال در موسیقی آذربایجان است.

توجه: تعداد قطعه‌های چوب تأثیری در کیفیت صدای قاوال ندارند.

مأخذ: برگرفته از کتاب سازشناسی ایرانی