گفتگو با محسن حسینی، نوازنده ومدرس سنتور

# از شعر به جادوی موسیقی پی بردم

# هنرمند موسیقی، بلاتکلیف است

# کپی برابر اصل استاد شدن، هنر نیست!

# اگر موسیقی اشکال شرعی دارد چرا در صداوسیما تولید و پخش می‌شود؟

محمدمعین بحیرایی- پای صحبت‌های محسن حسینی، نوازنده سنتور و آهنگساز پرکاری که از  محضر اساتیدی همچون داریوش طلایی، مجید کیانی، داریوش پیرنیاکان، شاهین فرهت و… بهره برده و سابقه همکاری و ساخت اثر برای خوانندگانی همچون علیرضا افتخاری، سالار عقیلی، علیرضا قربانی، محمد معتمدی، سینا سرلک، وحید تاج، حسام‌الدین سراج، عبدالحسین مختاباد و… را دارد، نشسته‌ایم که به خواندنش دعوتید.

با او هم کلام شدیم تا درباره کتاب و  آلبوم جدیدش و همچنین وضعیت فعلی موسیقی ایرانی از او بپرسیم .

# موسیقی را از کجا و چطور آغاز کردید؟

یادم می‌آید سال‌ها پیش در برنامه «تماشاگه راز» نحوه شروع کارم در موسیقی را بری استاد «سهیل محمودی» ا توضیح دادم که اتفاقا برای ایشان هم خیلی جالب بود. اوایل دوران راهنمایی خیلی علاقه‌مند به شعر بودم و شروع به جمع‌آوری اشعار کرده بودم. یکی از راه‌هایی که برای دسترسی به شعر پیدا کرده بودم آهنگ‌هایی بود که از رادیو و تلویزیون پخش می‌شد و اشعار آهنگ‌هایی که برایم جذاب بود را در دفترچه‌ای می‌نوشتم. مثلا آلبوم «گل صد برگ» استاد شهرام ناظری که آن‌زمان خیلی پخش می‌شد و کارهایی از این قبیل. یک روز ناگهان سؤالی برایم پیش آمد، این‌که چرا بعضی از این اشعار برای من جذاب‌ترند و چه عاملی باعث می‌شود که این اشعار بیشتر به دل من بنشیند؟! فهمیدم که این جادوی موسیقی است که تاثیر شعر را در ذهن من و مخاطب چندین برابر می‌کند. از آنجا پیگیر موسیقی شدم و از طریق دوستان و اطرافیان شروع کردم به جستجو و تحقیق در وادی موسیقی کرده و نهایتا از بین سازها، ساز سنتور را که هم صدایش خیلی برایم جذاب‌تر بود و هم از نحوه نواختنش خوشم می‌آمد، انتخاب کردم.

# درباره ساز تخصصی‌تان، سنتور و قابلیت‌ها و محدودیت‌های آن در موسیقی ایرانی بگویید.

ساز سنتور از لحاظ امکاناتی که در اختیار نوازنده قرار می‌دهد  محدودیت‌هایی دارد؛ مثلا یکی از مشکلات این ساز، کوک آن است. به فرض در ساز تار یا سه‌تار تعداد محدودی سیم را لازم است کوک کنیم ولی سنتور 72 تا سیم دارد که باید دانه دانه کوک شوند. محدودیت دیگر اینکه انگشت‌های نوازنده سیم ساز را لمس نمی‌کند و نوازنده با بدنه ساز ارتباط لامسه‌ای ندارد، لذا کمی انتقال حس برایش سخت می‌شود. اما جادویی که در صدای سنتور وجود دارد راز ماندگاری این ساز است. از تجربه شخصی خودم برایتان بگویم من در کشورهای مختلفی اجرا داشته‌ام، بدون استثنا بعد از کنسرت عده زیادی سراغ سنتور می‌آمدند و درباره آن پرس‌وجو می‌کردند.

# در شروع نوازندگی‌تان بیشتر شیفته نوازندگی کدامیک از اساتید بودید و درواقع الگوی هنری شما برای نوازندگی سنتور چه کسی بود؟

خب طبیعتا در دوره‌ای که ما کار می‌کردیم مکتوبات آموزشی استاد فرامرز پایور خیلی زیادتر از نوازنده‌های دیگر بود و من جذب سبک ایشان شدم. درکل باید بگویم که هر گلی یک بویی دارد، من خودم سعی کردم از هر کدام از اساتید در نوازندگی‌ام بهره‌ای ببرم. ولی موافق این نیستم که باید مقلد صِرف باشیم. ما باید از استادان‌مان بیاموزیم، درس بگیریم، تجربه کنیم و آن آموخته‌ها را کنار هم قرار بدهیم و با ذوق خودمان ترکیب کنیم تا اتفاقی جدید را رقم بزنیم. اینکه من کاملا شبیه آقای مشکاتیان ساز بزنم جالب است ولی کار هنری نیست. این کار قبلا توسط شخص دیگری اتفاق افتاده آنهم در بهترین حالت، زمانی که من خودم باشم می‌توانم بگویم که کار هنری می‌کنم. مثلا از کلاس استاد علی‌اکبر خان شهنازی، حسین علیزاده می‌آید، محمدرضا لطفی می‌آید، داریوش طلایی و داریوش پیرنیاکان  هم می‌آیند که هرکدام یک  فضای متفاوتی از نوازندگی تار را ارائه می‌دهند درصورتی‌که بستر آموزش آنها یکی است.

# در مورد کتابی که در زمینه نوازندگی سنتور منتشر کرده‌اید، بگویید.

بنده معتقد هستم که هنرجو باید حتما برای تکمیل دوره آموزشش ردیف موسیقی ایرانی را به طور کامل یاد بگیرد. وقتی که ردیف را خوب فراگرفت می‌تواند سبک موردعلاقه‌اش را انتخاب کند. متاسفانه ما می‌بینیم نوازنده‌های جوان ما الان به قول قدیمی‌ها «غوره نشده مویز می‌شوند!» یعنی هنوز دوره آموزش‌شان کامل نشده از این شاخه به آن شاخه می‌پرند درصورتی‌که این کار اصلا درست نیست. نوازنده اول باید شیوه کلاسیک نوازندگی یک ساز را فرا بگیرد و بعد سراغ سبک‌های دیگر برود.

عنوان کتاب تالیف بنده «از مشق تا نقش» است. محتوای آن از این قرار است که قطعاتی را از بزرگان موسیقی ایرانی که هیچکدام نوازنده سنتور نیستند، انتخاب کردم و به شیوه‌ای خاص در کتاب گنجاندم. دلیل این که آهنگ‌های کتاب از رپرتوار سازهای دیگر انتخاب شده‌اند این است که هنرجویان با آهنگ‌هایی که برای سازهای دیگر نوشته شده آشنا شوند و دایره معلومات شنیداری‌شان گسترده‌تر شود. مثلا قطعه اول از استاد کسایی(نی) و قطعه دیگری که از استاد بهاری(کمانچه) است. قطعات انتخابی در قالب پیش درآمد و رِنگ هستند و هر کدام از آنها در سه سطح  نت‌نویسی شده‌اند. نخست سطح ابتدایی که خیلی ساده است و یک هنرجوی مبتدی با چند ماه کار می‌تواند این سطح را بنوازد و زمانی که مهارتش بیشتر شد می‌تواند سطح متوسط همان قطعه را اجرا کند و باز مهارتش که بالا رفت می‌تواند سطح عالی قطعه را روی سازش پیاده کند و هنرجو هرچه جلوتر می‌رود ظرافت و تکنیک بیشتری را در نت‌ها می‌بیند و تمرین می‌کند.

# درباره آثاری که برای خوانندگانی همچون علیرضا افتخاری، سالار عقیلی، علیرضا قربانی، محمد معتمدی، وحید تاج، حجت اشرف زاده و… آهنگسازی و تنظیم کرده‌اید، برایمان بگویید و بفرمایید چگونه سعی کرده‌اید که این آهنگها از نظر رنگ‌آمیزی، سازبندی و صدادهی ارکستر به گونه‌ای باشند که برای مخاطب جذاب باشد؟

در موسیقی ایرانی چیزی  به نام ارکستر که همه نوازندگان ساز سنتی بنشینند و یک آهنگ را به صورت اونیسون و یا تک‌صدایی بنوازند وجود نداشته و اصولا سازهای ایرانی برای این کار طراحی نشده‌اند. معنی ارکستر این است که شما علاوه بر رنگ‌های مختلف صوتی سازها، محدوده‌های مختلف فرکانسی را هم در اختیار داشته باشید تا به عنوان یک آهنگساز بتوانید برای هر کدام از بخش‌ها به صورت مجزا نت‌نویسی کنید تا از ترکیب آنها یک اثر ارکسترال بوجود بیاید. از یک دوره‌ای که شروعش تقریبا با برنامه معروف «گلها» همراه بود، اتفاق تازه‌ای افتاد و ارکستر غربی با سازهای ایرانی کنار هم نشستند و به‌خصوص بخش زهی ارکستر غربی با سازهای ایرانی همراه شدند و یک ترکیب جدید به وجود آمد که اصطلاحا «ارکستر گلها» نام گرفت و امروزه به آن «ارکستر ملی» می‌گوییم. این اتفاق خجسته‌ای بود برای آهنگسازها، چون حالا می‌توانستند از امکانات آن ارکستر استفاده کنند. من خودم اوائل وقتی کار سنتی می‌نوشتم، همیشه می‌دیدم یک خلأ وجود دارد. بلاتکلیف بودم که مثلا فلان بخش را کدام ساز بزند؟ به عنوان نمونه وقتی که بخش بم قطعه را به ساز عود اختصاص می‌دادم راضی‌ام نمی‌کرد و اتفاق صوتی‌ای که می‌افتاد کافی نبود، به همین دلیل شروع به یادگیری دانش لازم برای نوشتن قطعات ارکسترال مثل هارمونی، ارکستراسیون و غیره و بالاخره توانستم یک سری کارهای ایرانی برای ارکستر ملی بنویسم و با خواننده‌های مختلفی هم که قبلا اسمشان گفته شد ضبط کنم.

# این روزها خیلی از خوانندگان موسیقی سنتی ما به سمت موسیقی پاپ و به اصطلاح پاپ-سنتی گرایش پیدا کرده‌اند. چرا؟

ببینید یک نکته را نباید فراموش کنیم، ما در نسل پیش هنرمندان بزرگی در موسیقی ایرانی داریم که در واقع سر برآورده از یک بستر اجتماعی مناسب و یک موقعیت تاریخی خاص هستند که کمک کرد که بتوانند هنر والایشان را، که بسیار هم ارزنده است، بروز بدهند. الان در این دوره زمانه استاد محمدرضا شجریان شدن تقریبا می‌توان گفت که محال است چون شرایط آنگونه نیست که شما تمام عمرتان را بخواهید در راه موسیقی سنتی بگذارید و ترجیح می‌دهید برای دستیابی به موفقیت ژانرهای دیگر را هم بیازمایید.

# نظر شما درباره موسیقی پاپ چیست؟

من اصلا موافق این نیستم که پاپ اصلا نباشد، موسیقی کلاسیک غرب نباشد و فقط موسیقی سنتی باشد، ما سلیقه‌های مختلفی را در جامعه داریم که همه محترمند. برای هرنوع سلیقه‌ای باید موسیقی مناسب و خوبش ارائه شود. ولی اینکه این باشد و آن نباشد واقعا اشتباه بزرگی است و به فرهنگ و هنر ما لطمه خواهد زد.

# خیلی از موزیسین‌های سنتی مخالف این هستند که از ساز غربی استفاده کنیم؟

نگوییم ساز غربی چراکه اینها سازهای جهانی هستند. مثلا ویولن که در اروپا ساخته و تکمیل شده امروزه سازی جهانی است، پس اگر سازی اینقدر قابلیت داشته که الان یک ساز جهانی است نباید هیچ مقاومتی برای بهره‌گیری از آن وجود داشته باشد و ضمنا توقع اینکه سازهای ما جهانی بشود دور از انتظار است. ما می‌توانیم سازهایمان را به جهان معرفی بکنیم و فرهنگمان را به دنیا بشناسانیم ولی توقع اینکه یک روزی فلان رهبر بزرگ ارکستر بیاید مثلا ساز هارپ را بردارد و سنتور را جایش بگذارد دور از انتظار است.

# به نظر شما چه کسانی باید از موسیقی ایرانی حمایت کنند و این فقر شناخت مردم از موسیقی ایرانی که روز‌به‌روز هم بدتر می‌شود ناشی از چیست؟

ببینید از منظر حمایتی قطعا نمی‌شود کسی را مورد خطاب قرار داد به جز متولی این امر، یعنی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، جایی که تمام موسیقی‌های تولید شده از فیلتر آنجا می‌گذرد. شما ببینید گاهی یک خانه قدیمی در شهری دورافتاده که شاید نهایتا صد سال عمر داشته باشد، تحت حمایت سازمان میراث فرهنگی قرار می‌گیرد و اجازه تخریب، خرید و فروش و غیره به آن داده نمی‌شود و حتی تبدیل به جاذبه توریستی برای درآمدزایی می‌شود، ولی موسیقی ما که چند هزار سال قدمت دارد و شاخصه فرهنگ ما است و هیچ‌کجای دنیا نظیر آن وجود ندارد موردغفلت قرار می‌گیرد. همه‌جای دنیا از فرهنگ و هنرشان حمایت می‌کنند و به حفظ و رشد آن بودجه‌های کلان اختصاص می‌دهند. مثلا کشور آلمان به بتهوون و موتزارت می‌نازد و به دنیا فخر می‌فروشد و معرفی‌اش می‌کند. وقتی که این اتفاق بیفتد هنرمند هم تشویق می‌شود ولی متاسفانه این روند در کشور ما برعکس است یعنی در کشور ما به جای اینکه وزارت فرهنگ و ارشاد بُعد حمایتی داشته باشد بُعد محدودیتی دارد و این چرخه اقتصاد موسیقی را هم به شدت معیوب کرده است؛ به‌طوری‌که بخش خصوصی ورود نمی‌کند. اگرهنرمند مضیقه‌های معیشتی روزمره داشته باشد نمی‌تواند کار فاخر تولید کند.

# چرا چنین تفکراتی وجود دارد که اینقدر باید محدود بشویم، مثل لغو کنسرت‌ها در یک سری شهرهای خاص، حتی کنسرت‌های موسیقی ایرانی؟

یک سری تعارف‌ و تناقض‌ها در فرهنگ ما جا افتاده است که اگر رفع نشود لطماتش را نسل به نسل خواهیم خورد. مثلا تعارف می‌کنیم دوستمان شام به منزل ما بیاید ولی ته دلمان می‌گوییم که کاش قبول نکند. اگر می‌ترسیم قبول کند اصلا چرا تعارف می‌کنیم؟! در بُعد گسترده‌تر موسیقی هم همینطور است. ما درگیر یک سری تناقض‌ها درباره ی موسیقی هستیم. وجب به وجب ایران قانون ایران حکم فرما است، یعنی شما هر کجای ایران که باشید زیر چتر حمایت قانون می‌توانید فعالیت کنید. همان قانونی که تمام هنرمندان تا به حال تن داده‌اند و بر طبق آن عمل می‌کنند و تمام مسیرهای کسب مجوز برای یک آلبوم و کنسرت را طی می‌کنند، حال اینکه خود قانون چقدر برایتان محدودیت می‌گذارد و چقدر در شما انگیزه ایجاد می‌کند را کاری ندارم ولی ناگهان جایی از کشور همین قانون نقض می‌شود و هنرمند بلاتکلیف می‌شود و نمی‌داند چکار باید بکند. حتی در نظر برخی موسیقی مشکل شرعی دارد و یا حتی کلا حرام است ولی از آن سو می‌بینیم که رسانه ملی یعنی صدا و سیما، موسیقی تولید و پخش می‌کند.

# آخرین آلبومی که از شما به بازار آمده آلبوم «رامشگر» است که آهنگسازی و نوازندگی سنتورش با خود شما بوده، توضیحی درباره این آلبوم برایمان بدهید.

درواقع آلبوم «رامشگر» کارنامه هنری بنده، البته تا این لحظه، در زمینه نوازندگی سنتور است. ایده‌ها، نظرات و تجربیاتی که در نوازندگی سنتور داشتم در این آلبوم آورده‌ام. آهنگسازی و نوازندگی سنتور این آلبوم بر عهده خودم بوده و آقای علی خدایی به عنوان خواننده و آقای کوروش بزرگ‌پور نوازنده تنبک، بنده را در برخی تراک‌ها همراهی کرده‌اند. روی این آلبوم چهار، پنج سال کار کردم و با وسواس قطعات را ساختم و کنار هم چیدم.

# و کلام آخر

ممنون که حوصله کردید و صحبت‌های من را شنیدید و امیدوارم این صحبت‌ها برایتان مفید بوده باشد.