استان گلستان به سه ناحیه کوهستانی، کوهپایه و دامنه و دشتی تقسیم می شود که منطقه دشتی آن گستره فعالیت اقوام ترکمن است به همین سبب هم نام «ترکمن صحرا» در فرهنگ مردمی و «دشت ترکمن» در فرهنگ سیاسی بر آن نهاده اند.
موسیقی اقوام ترکمن ایران
پس از حملات مداوم مانگیت ها و قالموق ها (مغول هایی که خود را اصیل می دانستند) و ازبک ها به ایران و این ناحیه (گلستان) روی آوردند.
آخرین مکان جویی ترکمن ها در این ناحیه مربوط به وقایع سال 1260 هجری شمسی است که اسکوبلف روسی با قتل عام هزاران تن، آخرین سنگیر مقاومن آسیای میانه را درهم شکست و آنان ناگزیر از فرار در برابر بلشویک ها به گلستان فعلی روی آوردند.
ترکمن‌ هایی که به ایران آمدند اکثریت مهم شان از طایفه سالور (سالیر) و اقلیتشان از طوایف دیگر چون گوکلنگ (گوگلان) چاودور وایمر بودند. سالیرها به دو شاخه ایچکی (داخلی) و داشقی (خارجی) تقسیم می شدند که ترکمن های تکه ساریقه و یموت از این شاخه می باشند.
ولی به خلاف سایر طوایف گوکلنگ ها هرگز نتوانستند یک اتحاد قبیله ای برای خود تشکیل دهند در عین حالی که از تعصب مذهبی محکم و ادبیات پیشرفته ای برخوردار بودند. مختوم قلی شاعر ترکمن و پدرش، دولت محمد آزادی از این طایفه برخاسته اند و خود دلیلی بر این مدعایند.
در موسیقی ترکمن در ابعاد آیینی نظام فرهنگی خاصی هوایداست. راویان این موسیقی که بیانگر فرهنگ قوم در ابعاد تاریخ هستند در انتقال مفاهیم به صورتی عمل نموده اند که می توان شاهد موفق ترین ارتباط و پیوند مردم با نغمات موسیقی و شناخت مردم از این هنر بود.
موسیقی ترکمن ضمن به آیین بودن خود، دارای ابعاد مختلفی است که در تمامی لحظات، زندگی مردم با آن پیوند خورده است به همین سبب یکی از پربارترین موسیقی های آیینی در ایران است. این موسیقی طبقات خاصی به شرح زیر دارد:
آیین محبت و دوستی، آیین رزم و حماسه آفرینی، آیین کار و تلاش، آیین توسل و درمان، آیین ستایش و نیایش، آیین سوگ، آیین سور، آیین های باورمدارانه

نظام مندی و سبک در موسیقی کهن

موسیقی ترکن به سبب پیوند با زندگی مردم ترکمن دارای نوعی صلابت و صراحت است و پایبندی آن به قواعد دستور زبانی ترکمن بی نظیر است و بیشتر به جای استفاده از عروض و اوزان هجایی مرسوم در ادبیات ایران از جملات سیلابی بهره می گیرد و تغییرات هجایی آن از چهار تا هفده الی هجده هجا می باشد.
یکی دیگر از ابعاد ناشناخته موسیقی ترکمن بهره گیری و غنای آن از موسیقی دارای گام دوازده فاصله ای و نامتساوی است که بسیار به گام بالقوه متساوی دوازده فاصله ای شباهت دارد.
ضمن آنکه نمادهای نهفته این چنین و نمادهای ظاهری ادوات آن می تواند ما را به اندیشه های علمی فیثاغورث درباره موسیقی و ساز برساند چرا که او از تار ابریشمی بر «لوت» ساخته خودش استفاده می کرد و بر دو تار نیز وتر ابریشمین بسته می شد و بررسی بیشتر در این زمینه می تواند به ما ثابت کند که تا چه اندازه نهاد موسیقی شرقی از سرچشمه علوم یونانی درباره موسیقی بهره گرفته است.
شروع اکثر ترانه ها و مقام های ترکمنی که در فاصله چهارم صورت می گیرد را نیز نباید از نظر دور داشت. دو عقیده درباره سبک در میان ترکمن ها قوت دارد.
الف) عقیده موسیقی ورزان آگاه به علم موسیقی و دانش موسیقی آموخته در دانشگاهها و آموزشگاهها. آنان بر این اعتقادند که موسیقی ترکمن از سبک های زیر بهره می برد:
1- سبک دامانا (دامنه)
2- سبک آخال- تکه
3- سبک سالیر-ساریق
4- سبک یموت-گوکلنگ
5- سبک چودور (چاولدور)
ب) عقیده بخشی ها و موسیقی ورزان ترکمن که عموماً کم سوادند و موسیقی را به طور خلیفه شاگردی و سینه به سینه فراگرفته اند.
آنان بر این اعتقادند که موسیقی ترکمن از سبک های زیر بهره می برد:
1- سبک یموت – گوکلنگ(کوگلان)
2- سبک خیره – بخارا
3- سبک ماری – ساریق
4- سبک ارقچ – دامانا
5- سبک رسانه ای (رادیو، تلویزیونی)
یکی از تفاوت های عمده موسیقی ترکمن های ایران با موسیقی ترکمن در تعریف عام و گسترده این است که پس از جدا شدن مرزهای ایران و شوروی سابق موسیقی ترکمن های آن سوی مرز براساس دستورات حزب کمونیست پیرو قواعد علمی جدید موسیقی گردید و تشکیل آنسامبل های مختلف در آن سرزمین باعث ایجاد نوعی انقیاد علمی به دور از احساس در این موسیقی شد.
به همین سبب از روح ارتباط به دور افتاد ضمن آنکه پس از استقلال یافتن ترکمنستان و رویکردهای هنری به موسیقی اروپایی، آمریکایی از نوع جاز، راک، متال و… همه بنیانهای موسیقی ترکمن موردتهدید جدی قرار گرفته است.
رواج دوتار الکترونیکی و یا پژواک دهنده روی دو تار از جمله این هجوم های بی حساب و کتاب است. در حالیکه موسیقی ترکمن های ایران هنوز براساس احساس درونی، فرهنگ شفاهی و خلاقیت های ذاتی افراد موسیقی ورز، راه خود را طی می کند و بسیار موفق تر است.
پیش از آنکه به شناسایی کامل سبک ها بپردازیم باید پایه های موسیقی ترکمن را بشناسیم. موسیقی ترکمن بر پایه «موقام» (مقام) در شاخه های «تشنید»، «نوایی»، «قرخ لر» به معنای چهل تایی و «مخمس» شکل می گیرد اما از شاخه های دیگری چون گرایلی نیز بهره می برد.
این موقام ها در موسیقی ترکمن خط اجرای کلامی را باز می کنند و راحت تر می نمایند اما نغمگی را دستان ساز تعیین می کند و همین دستان است که در گام اول شنیداری می تواند به شنونده آگاه بگوید که چه چیزی از کجا با چه محتوایی در حال اجراست. در حقیقت نظام فواصل حرف خود را بیان می کند.
این دستان ها چنین اند:
باش پرده(سرپرده، پایه)، نوایی پرده، یوقورتاش(یوخاری) پرده، قیامت پرده، بش پرده، زارین پرده(گوکلنگ)، آشاقی پرده، ترکمن پرده، اوقرجه پرده، گونی پرده(پرده روز)، آشاقی قیامت پرده، کیچی شیروان پرده، شروان پرده و اولان پرده.
در سبک آخال-تکه، نشانهای بسیاری از تأثیرات فرهنگ موسیقی ایرانی و مکتب هرات بر موسیقی ترکمن ها می توان یافت.
شادی و هیجان در نوع آثار و کشش نغمات خواننده را به سوی ادای سربانگ هایی چون الله، جان، هی، یار، وای می برد که در جوق جوقهای پایان مصرع دوم هر بیت نیز شکل خود را می نمایاند.
پایگاه پرورش و رشد و توسعه این سبک منطقه «گوگ دفه» بوده که زمانی نه چندان دور پایگاه عالمان موسیقی ترکمن بوده است.
در سبک «سالیر-ساریق» که بخشی ها از آن با عنوان «ماری-ساریق» و گاه «سرخس» نام می برند نیز تأثیرات احساسی ظریف و فلسفی خاصی که شرح هجران و حماسه های درونی در آن جریان دارد، تأثیراتی از موسیقی مرو در عهده ساسانیان را می توان شاهد بود.
پایه اصلی این سبک «تویدوک (نی) آواز» است و خوانندگی با آوایی که در قالب جوق جوقهای نرم اجرا می کند نوعی حالت درد و افسوس و ناله و رنج را القا می کند و حرف آخر مصرعها به صورت آوافشاره و مکث طولانی روی آن ادا می شود.
این سبک به لدیل وسعت نغمه ای خوبی که ایجاد کرده به کمانچه اجازه می دهد تا در ایجاد محیط جذب در مخاطب میدان وسیعی پیدا نموده و مخاطب را به تفکر وادارد.
سبک «یموت-گوکلنگ» سنگین ترین و سخت ترین و با وقارترین سبک موسیقی ترکمن های ایران است اوسپانسکی بایلیانوف معتقدند که این موسیقی و مدنیت این سبک به شکوفایی هنر خوارزم می رسد و از آن تأثیر فراوان یافته، در این سبک صدا و ساز با هم عجین می شوند و جوق جوقها به صورت ضربه ای به گونه ای ادا می شود که انگار خواننده با صدا ضرب آهنگ را ایجاد می کند.
در این سبک خواننده ملزم است تا معانی و روح کلمات را به درستی و اصالت بیان نماید به همین سبب فشار بیش از حدی به گلو و حنجره خواننده وارد می شود و هر کسی در این سبک نمی تواند به خوانندگی بپردازد مگر آنکه از دو خصلت برخوردار باشد
1- قدرت نفس گیری و نفس گردانی در حنجره
2- وسعت صدای بالا.
سبک «چاودور (چاولدور)» سبکی است که اکثر روایتگری های کهن در این سبک انجام می یافته. جوق جوقها عنصر مهمی هستند که شیوه اجرایشان می تواند ما را به نوعی با زندگی این اقوام که اکثراً «دامدار- کوچنده» بوده اند نزدیک نماید.
تکرار چند باره روی مصرعها به ویژه مصرع آخر در زمان اجرا، شادی نهفته در نغمات، حضور راحت کمانچه را در نوع خود اجاره می دهد که از اختصاصات دیگر این سبک است.
جدید ترین سبک ایجاد شده در موسیقی ترکمن سبک «دامانا» است که بیشتر ساکنان دامنه ها آن را به اجرا درمی آوردند. وجود پرده های غم انگیز حزن در اجرا، اجرای صوتی مستقیم بدون فشار آوردن بر حنجره و گلو و تکرار آهنگ از اختصاصات آن است.
این سبک به دلیل محدودیتی که دارد به راحتی می تواند تحت تأثیر موسیقی همسایگان قرار گیرد چندان که آثار موسیقی عرب، کرد و پارس را در آن می توان شاهد بود.
این سبک بیشتر به دلیل راحتی و سبک بودن ادوار مورداستقبال هنرمندان نیمه حرفه ای است که با رسانه ها نیز همکاری دارند چرا که سهل الوصول و تغییر پذیر است و اکثراً از این راه به پیشرفتهایی نیز دست یافته اند.

ازها در موسیقی ترکمن های ایران

یکی از مهمترین سازها در این موسیقی «نی» (تویدوک) بوده است که امروزه کمتر از آن استفاده می شود. نی ها دو دسته اند با زبانه، بی زبانه. به همین سبب نام خاصی نیز دارند.
نی چوپانی(نی هفت بند) را «قارغی تویدوک» می نامند و آن را به موازات صورت و رو به بالا می نوازند و براساس یک باور مذهبی معتقدند که نواختن آن ثواب دارد و از آن در مراثی نیز استفاده می کرده اند.
نی های زبانه دار را «دیل لی تویدوک» می گویند. ورتکوف معتقد است که این ساز دایتونیک است و تا دو اکتاو توانایی ارتقا را دارد و نت های متنوع کروماتیک را تولید می کند اما سلوبین معتقد است که آوای تویدوک یک اکتاو عمل می کند و به همراه کمانچه و دو تار میزان واحی را نمایش می دهد.
این دو ساز بادی دو نوع دوزبانه نیز دارند که در ایران کاربردی ندارد و آن را نمی نوازند. یکی «قوشاقار غی تویدوک» نی جفتی بندزبانه دار و بدنه قطور و دیگری «قوشادیل لی تویدوک» که بدنه باریک تر دارد و بنا به گفته ورتکوف در افغانستان شمالی و ازبک نواخته می شود.
ساز مهم دیگر ترکمن «دوتار» است ترکمن ها پدید آمدن دوتار را به دست شخصی به نام «بابا قنبر» نسبت می دهند و معقدند او که مهتر حضرت علی(ع) بوده این ساز را ساخته است.

ساخت ساز

کاسه ساز را از چوب توت به وسیله اسکنه و مغار تراشیده آن را در تنور خاموش شده قرار می دهند تا خشک شود. بسیاری معتقدند که «تامدیرا» که گویشی از لغت تنور در اصطلاح محلی است به همین سبب بر این ساز نهاده شده.
آنچه که مهم است اینکه قبل از تراش چوب، تنه های بریده شده را برای چند روز در عمق 5/1 متری زمین قرار می دهند تا چوب نم خاک را بیشتر به خود گرفته و هنگام تراش نرم باشد. دو تارهای محکم تر را از تنه گردو می سازند.
دسته از چوب زردآلو و یا توت و گاه نارنج ساخته می شود صفحه نیز از چوب توت می باشد. دستانها در گذشته از زه گوسفند تابیده و پیچیده می شد ام امروز از مفتول نقره و یا آلیاژهای شبیه آن استفاده می شود که پس از لحیم دو سر سیم آن را سمباده می زنند.
وتر ساز بسته به صدایی که از آن می خواسته اند در گذشته با ابریشم یا زه گوسفند ساخته می شد اما امروزه از سیم فولادی استفاده می کنند. شیطانک و سیم گیر از جنس شاخ و خرک چوب است.
ساز دیگر موسیقی ترکمن کمانچه سیمی است که به آن «قیجاق» می گویند. واژه ای برگرفته از کجک و غزک که کاسه و دسته آن از چوب و برخی «کدوی چلیمی» است.
کاسه یکپارچه تراشیده می شود و روی آن را با پوست بره، یا پرده دل شتر می پوشانند و پایه ای آهنی آن را استوار می سازد تا نوازنده به راحتی کار خویش را انجام دهد.
پوست را گاه از جنس پوست سگ ماهی نیز انتخاب می کنند و معتقدند ناله ساز با این پوست زیباتر است.
دایره، زنبورک، و زل(زبانه) از دیگر سازهای ترکمن است که امروزه در اثر استفاده از ادوات موسیقی غربی، کاربردی در موسیقی ترکمن ندارند.
منبع: کتاب آشنایی با موسیقی نواحی ایران
نویسنده: هوشنگ جاوید