موسیقی تهران به دلیل مسائل مختلف تاریخی دینی بیشتر از گونه آوازی سود می برد و در اثر تحولات این ناحیه پس از حکومت افشاریان دچار تغییرات فراوان شده است به گونه ای که موسیقی درباری توسط گروه‌های خاص در آن شکل یافته و پیش رفته است.
موسیقی تهران و حومه
تا جایی که وضع اولین تئوری های هفت دستگاهی کردن موسیقی ایران را به یک یهودی به نام «بابا مردوخ» نسبت می دهند و گفته می شود که دست نوشته های او که در عهد قاجاریه نوشته بوده در عهد پهلوی دوم تعریف و تفسیر علمی تری یافته و متحول می شود، در عین حالی که ابهاماتی نیز در این مسئله وجود دارد.

تقسیم بندی موسیقی خاص تهران

از بازمانده های موسیقی تهران دو نوع موسیقی گوش نوازتر بوده که تا حدودی با همان اختصاصات بازمانده ولی سیر اضمحلالی را به سرعت طی می کند:
1- آوازها و ترانه های کار و شبانی
2- ترانه های کوچه باغی(غزل خوانی)
در هر دو بخش که صرفاً آوازی هستند نغمات دارای متر آزاد هستند و باور قشرهای پایین جامعه و طبقه کشاورز کارگر در آن نهفته است.
این آوازها و ترانه ها در زمان حاضر روند اضمحلال را طی نموده و جز تنی چند کس دیگری از عهده اجرای اینگونه آوازها برمی آید. اجرای فنی این آوازها در بیات تهران، چهارگاه و شور است. 

زمانی طوافهای دوره گرد، بناها و سقایان و قلندران از آن بهره می جستند اما با گسترش شهر تهران این نوع موسیقی منحصر به قشر فرودست جامعه گردید تا جایی که داشتها و جاهلان از آن استقبال می کردند و ابتدا در قهوه خانه ها اجرا می گردید اما در دوران پهلوی اینگونه خواندن به کافه ها و محل های پست راه پیدا کرد.

جعفر شهری حرمت و احترام اولیه غزل خوانی در تهران را اینگونه بیان می کند:
«اولاً تا غزل خوانی در این کار پخته و آوایش دلنشین نشده بود، نمی توانست در این مجالس شرکت بکند که نه تنها موردتوجه قرار نمی گرفت، بلکه چنانچه صدا بلند می نمود طرفداران صدای خوب و آوازشناسان او را به باد مسخره گرفته با گفتن «رفتند رضا قلی خان یا فلان را بیاورند نبود نوکرش را آوردند» و یا «اگر برای ما می خواهی بخوانی نخوان و اگر برای خودت می خوانی برو خانه ات بخوان» صدا را در گلویش خفه می ساختند. 

که البته این مخصوص به غزل خوانی و شعرخوانی نبود، که هیچ کار نیاموخته ای یا کسی را که می خواست زحمت نکشیده و تعب هنر نبرده پا در جای پیش کسوتها بگذارد نپذیرفته با نیش و کنایه ها طردش می ساختند.»

او در ادامه مطلب چنین می نویسد:
«رسم دعوت غزل خوانان به خواندن این بود که از طرف صاحب قهوه خانه، مودبانه تبرزینی را جلو زانوانش نهاده و به همین قرار غزل خوانی ناشناس وارد جمع شده شناخته نبود همین رسم و ادب بود که او را معرفی می نمود و هر یک طرفدارانی داشتند که برایشان ناز دهنت، ناز نطقت، ناز نفست می گفتند. با همین اجتماعات و همین نمایشات هم بود که فروش قهوه خانه بالا رفته دخل و خرج می نمود.»

موسیقی مطربی

نوع دیگر موسیقی تهران موسیقی مطربی است که دارای متر مشخص است و به شاخه های مختلفی تقسیم می شود که هر کدام از آنها بر اثر تحولات جامعه تهران طی صد سال گذشته پدید آمده است مانند موسیقی روحوضی(تخته حوضی)، موسیقی پیش پرده، موسیقی کافه ای، موسیقی لوده و موسیقی لوتی های حیوان باز(بازاریان).

موسیقی مطربی تهران همزمان با افول دولت قاجار پس از عهد ناصری به مرور زمان وارد اجتماع عمومی شد چرا که مطربان مغضوب دربار و رانده شده با جای گرفتن در محله پامنار و سیروس تهران که بازیگر را زیر نظر خود اداره می کردند و با تمام اسباب طرب از تار و سه تار و کمانچه و سنتور و ضرب هنرنمایی می کردند. 

در ابتدای روی کار آمدن ناصرالدین شاه، زنی به نام «سلطان خانم» نیز سرپرست مطربان درباری زن بوده بعد از او حاجی قدم شاد، حسن کمالجی، خانم منور شیرازی، گلین خانم، نظر خانم ارگی، مومن کور به ترتیب موسیقی مطربی را از دربار به جامعه رسوخ دادند. 

حاجی قدم شاد که خود از کنیزان اندرون ناصرالدین شاه بود پس از کشته شدن شاه دسته مطرب زنانه ای ترتیب داد و همه را در نزدیک «سر قبر آقا»، محله ای از خیابان مولوی به سمت شوش، گردآورد و از جمله آوازهایی که از طریق گروه او در افواه عامه مشهور شد و به سراسر ایران گسترش یافت ترانه «شیپورِ دُردُرِ شو ببین، امیربهادرشو بیین» است که در مذمت روی کار آمدن مظفرالدین شاه ساخته بود، این پیرزن سیه چرده مطرب سیاسی را بعدها به سزای ساختن همین ترانه، چون الاغ نعل کردندو مجبورش نمودند آنقدر برقصد و بخواند تا بمیرد.

موسیقی تهران و حومه
مطربان با نوع خاصی از هنر موسیقی، یعنی طنزآوری، دست به نوآوری می زدند و جنب و جوش انقلابی ایجاد می کردند و سنت ها، اخلاق ها، هنجارهای کلیشه ای و کهنه شده در جامعه را رسوا می نمودند. 

اینان پشتوانه مادی مستقلی نداشتند و در نان خشک و قاتق مردم فرودست جامعه سهیم می گشتند و چون رنج و درد این قشر از جامعه را به خوبی درک می کردند زبان طنز و موسیقی سبک و ضربی را برای شادی لحظه ای مردم به کار می گرفتند.

ساسان فاطمی در مورد موسیقی لوتیها می نویسد: « اطلاق واژه لوطی به موسیقیدان رقاص های دوره گرد و حیوان باز بسیار قدیمی تر از دهه های بیست و سی قرن هجری شمسی حاضر است و می توان رد پای آن را حداقل تا صد سال پیش از این تاریخ دنبال کرد. 

پولاک که در سالهای اول حکومت ناصرالدین شاه(دهه سی قرن سیزدهم) از هنرنمایی عنتریهای شیرازی و نوازندگی و خوانندگی آنها در مراسم جشن و سرور نوروزی صحبت می کند آنها را لوطی می نامد. 

همچنین دکتر ویلز (در زمان ناصرالدین شاه) از لوطیها به عنوان کسانی که میمون و عنتر و حتی شیر تربیت می کرده و با طبل و تمبک به هنرنمایی می پرداخته اند، یاد می کند. بروگش تصویری از لوطیها با عنتر و شیر و خرسشان در خیابانهای تهران سال 1265 شمسی ارائه می دهد که البته فاقد جنبه موسیقایی است.»

موسیقی لوتی‌ها با گسترش جامعه به دو شاخه لوتی و لوده تقسیم می شود. که لوده ها دسته ای از لوتیان و مطربانی بودند که در محله های بدنام پایین شهر تهران برای قماربازان، چاقوکشان، فاسقان، امردان و کسانی که دچار ناهنجاریهای اخلاقی- اجتماعی بودند اجرای برنامه می کردند و از به کار بردن الفاظ زشت و اصطلاحات این گروه از مردم در ترانه هایشان ابایی نداشتند. 

و هر نوع جفنگیات را در قالب ترانه به خورد مخاطب می دادند و اغلب چون به آیینه تمام نمای این گروه از جامعه تبدیل می شدند مورد حمایت مالی و جانی قرار می گرفتند و عزیز می شدند، با دریده شدن پرده های حیا در جامعه پس از وقایع کشف حجاب در ایران به نوعی مرز بین موسیقی مطرب و لوده و لوتی به هم خورد و با ورود این دسته از مطربان به فضای کافه ای که تازه رخ می نمود. 

شمایل دیگری برای موسیقی تهران پدید آورد که طی سالهای اقتدار حزب توده بر افکار جوانان این مرز و بوم تحت عنوان موسیقی کارگرپسند، روی آن کار شد و قالب خاصی پیدا کرد که نامش را موسیقی پیش پرده نهادند که در اینجا فرصت پرداختن به آن نیست.

در هر صورت به این نکته نیز باید اشاره کرد که نوعی از موسیقی اقوام نیز در اثر اسکان یافتن طوایفی از ترک، لر، کرد، کرمانج، مازندرانی، قشقایی و بلوچ در اطراف تهران حضور و جریان دارد که به مرور زمان دستخوش تغییرات فراوان گردیده است.

نظیر موسیقی شاهدشهر از توابع شهریار که مربوط به ترکهای شاهسونی است که در عهد قاجار به این ناحیه آمده و ساکن شده اند و در جشنواره آیینی سالهای 1380-1381 در تالار اندیشه حوزه هنری گروهی از آنان به هنرنمایی پرداختند که بسیار مورد استقبال قرار گرفت.

منبع: کتاب آشنایی با موسیقی نواحی ایران
نوشته: هوشنگ جاوید