موسیقی راک یکی از تعاریف جدید بعد از جنگ جهانی دوم بود. پایان جنگ جهانی دوم، آغاز تعاریف جدیدی در حوزه های فرهنگی و هنری و همچنین اجتماعی بود یا به زبان دیگر، بسترهای فرهنگی و اجتماعی آمادگی بیشتری برای جذب این تعاریف داشتند. 
تاریخچه موسیقی راک
نهضت های متنوع و زودگذر نقاشی و موسیقی مانند نیروی عظیمی در حال تغییر دادن الگوهای مسلط بر جامعه بودند؛ به میان آمدن تکنولوژی در هنر به خصوص در موسیقی. 
این خواست برای «تغییر»، شکلی پویا تر نیز به خود گرفت. به این معنی که هم موسیقیدانان تمایل شدیدی به تولید اصوات و خلق آهنگ های غیرمعمول داشتند و هم صنعت الکتریک و سپس الکترونیک هر روز در پی ابداعی جدید در حوزه ادوات و آلات موسیقی بود. 
این اشتیاق یک بازار به شدت منطقی و متعادل به وجود آورد. عرضه و تقاضا در این زمینه به شکلی فشرده باعث شد تا رقابت ها معنی جدیدی در عرصه موسیقی پیدا کند. 
اما از سویی دیگر رویدادهای مهم پس از جنگ در سطح اجتماعی و سیاسی باعث شد تا موسیقی در کنار بسیاری از رسانه های دیگر، آوردگاهی باشد برای به چالش کشیدن وضع موجود. گروه ها و موسیقیدانان مهمی از این زمین ناهموار اما حاصلخیز سر برآوردند. 
اشعار و ترانه های اجتماعی و سیاسی در دهه های ۵۰ و ۶۰ میلادی بازار موسیقی را به تصرف خود در آورده بود. همه اعتراض داشتند.

اما اعتراض به چه چیز؟ 

دقیقا معلوم نبود. هر چیز می توانست تبدیل به بهانه ای برای مخالفت شود از حقوق حیوانات و گیاهان گرفته تا جنگ ویتنام و کره یا آموزش و پرورش در مدارس و دانشگاه ها. 

در این بین موسیقی راک به دلایل کاملا خاصی سردمدار این اعتراضات بود. اولین و مهم ترین دلیل، ارتباط مستقیم موسیقی راک با مخاطبانش بود.

هر کنسرت راک نه تنها جایی برای گوش دادن به اشعار و اصوات نامعمول بود بلکه بالاتر از آن به محلی تبدیل شد برای اعتراضات متنوع و البته در نهایت پا در هوا. 

گروه های موسیقی راک

گروه هایی چون «دورز» (درها) یا «پینک فلوید» در صدر گروه هایی قرار گرفتند که با پرخاشجویی فراوانی سعی بر اثبات عدم فضای آزاد در جوامع غربی از جمله آمریکا و بریتانیا داشتند. 

موسیقیدانان و نوازندگان چیره دستی چون «جیمی هندریکس» و «فرانک زاپا» نیز پا به میدان گذاشته بودند و با نقد تندوتیزی عملک