موسیقی پاپ فارسی در سده نوزدهم میلادی و دروه قاجاریه زاده شد و بعدها با از راه رسیدن رادیو، شتابان در ایران دوستدار و خواهان پیدا کرد. 
موسیقی پاپ فارسی

موسیقی پاپ فارسی در دهه 50 میلادی

در ایران و پیش از درخشش ویگن در سال های آغازین دهه 50 میلادی، بازار موسیقی ایران در یکه تازی خوانندگان موسیقی سنتی و نیمه سنتی همچون قمر الملوک وزیری، بدیع زادگان و… بود. 

اگر ترانه هایی همچون «تیرم تیرم آخ جون» را به جای ژانر پاپ در سبک موسیقی محلی بگنجانیم شاید بتوان ترانه هایی همچون «آقاجان یکی یه پول خروس» با اجرای بدیع زادگان را از جمله پیشتازان موسیقی پاپ ایرانی برشمرد.

ویگن ملقب به سلطان پاپ (سلطان جاز) ایران بود که با ارائه آثاری نوآورانه و اثر پذیرفته از موسیقی غربی و سود جستن از ساز فرنگی گیتار، دگرگونی سترگ در پهنه موسیقی مردمی ایران به پا کرد.

موسیقی پاپ فارسی در دهه 70 میلادی

بی گمان رشد و گسترش واقعی و سترگ موسیقی پاپ فارسی همچون موسیقی پاپ جهان در دهه طلایی و تکرار ناشدنی 70 میلادی رخ داد.

در این دهه رویایی فرهنگ و هنر گیتی سود جستن از سازها و آواهای بومی موسیقی ایران با بهره گرفتن از کیبورد (ارگ)، گیتار اسپانیایی و برقی، درامز و… سبک نوینی را در موسیقی ایرانی پدید آورد. 

هایده، گوگوش، داریوش و ابی به ترتیب چهار ستون فرازمند و استوار موسیقی پاپ ایرانی در این دهه بودند که تا چهار دهه بعد هم هنوز کسی نتوانسته در کامیابی و ماندگاری به جایگاه این چهار نزدیک شود. 

دهه تکرارنشدنی موسیقی پاپ فارسی

در بین خوانندگان پرشمار موسیقی پاپ در دهه تکرار ناشدنی 1970 میلادی (1350 خورشیدی) تنها هایده بوده که شمار چشمگیری از آثار سنتی و نیمه سنتی اش به سبب سود جستن از ترانه و آهنگ فاخر و اشعار شاعران گران مایه و ماندگار شعر و ادب فارسی موردتوجه و تحسین بزرگان موسیقی سنتی از جمله استاد محمدرضا شجریان قرار گرفته و بدین ترتیب در موسیقی سنتی ایران هم جایگاهی فراتر از مرضیه، الهه، پوران، دلکش، عهدیه و… دارد. 

تک آثاری درخشان در سبک موسیقی سنتی، افزون بر صدایی شش دانگ و آموزه هایش از استاد پرویز یاحقی جایگاهی در خور در گستره موسیقی سنتی و نیمه سنتی ایران برای حمیرا پدید آورده است. 

اما این عهدیه بود که توانست همچون هایده در هر دو پهنه موسیقی سنتی و پاپ آثاری پر هوادار بیافریند. هرچند بیشتر آثار پاپ او در خدمت صنعت فیلم سازی ایران بود تا اینکه در بازار موسیقی جدول های فروش را جابجا کند. 

بسیاری از ترانه ها و تصنیف های دو صدایی تکرار ناشدنی دلکش و ویگن مربوط به سال های پایانی دهه 1340 و سال های آغازین 1350 هستند که برای ما به عنوان یادگار آن دوران درخشان موسیقی مردمی ایران زمین باقی مانده اند.

از جمله دیگر سرافرازان موسیقی پاپ در دهه 1350 خورشیدی باید به ویگن، عارف، مهستی، ستار، فرهاد مهراد، فریدون فروغی، کوروش یغمایی، مرجان، رامش، گیتی، فریدون فرخ زاد، حسن شماعی زاده، شهرام و شهبال شب پره، سلی و… اشاره کرد. 

هرچند در این میان برای محمد نوری جایگاهی جداگانه و ویژه پیش چشم و ذهن نشاند. محمد نوری که پس از دوم خرداد 1376 دوباره نام آور و کامیاب شد و نسل سوم تازه از راه رسیده را با خود همراه ساخت.

فرهاد مهراد، فریدون فروغی و کوروش یغمایی چهره هایی پیشرو و ناهمگون با دیگر خواننده های موسیقی پاپ ایران بودند که درخششی متفاوت و متمایز از دیگران داشتند. 

آنان آغازگر راهی بودند که سه چهار دهه بعدف از سوی محسن نامجو، رعنا فرحان، دریا دادور، مهسا وحدت و زیبا شیرازی پی گرفته شد و از سوی محسن نامجو و رعنا فرحان در سویه های ارک و جاز/بلوز به فراز رسید. 

البته همین راه در همان سال های پیش از انقلاب هم رهروان پرشماری داست اما آن رهروان سرگردان، کامیاب و شادمان ره به ساحل نجستند و همان دستاورهای ناکارآزموده و اندک شان هم در فیم هایی همچون «جوجه فکلی» در پرتو طنز و مزاح به چالش و ریشخند کشیده شدند. 

واقعیتی ناخوشایند از برخی دیسکوهاس هتل های بالای شهر تهران و کلان شهرها در سال های پایانی دهه 1340 و سال های دهه 1350 خورشیدی است.

ترانه سرایان نسل نوین ایران 

همانند شهیار قنبری، ایرج جنتی عطایی و اردلان سرافراز در این دوره هویدا شدند. واروژان، اسفندیار منفردزاده، حسن شماعی زاده، انوشیروان روحانی و… آهنگ هایی فراموش ناشندنی فراوانی در دهه طلایی و تکرار ناشدنی موسیقی پاپ ایران از خود به یادگار گذاشتند. 

درخشش این چهره های ماندگار دوران طلایی موسیقی ایران، با انقلاب ایران و چیره شدن فضای اسلامی بر فرهنگ، اندیشه و هنر، موسیقی پاپ به چالشی سترگ کشیده شد. 

بسیاری از هنرمندان عرصه موسیقی و حتی سینما و تئاتر ناخواسته ترک میهن کرده و زندگی در تبعید را پذیرا شدند.

کاروان پرشمار هنرمندان گریخته به فرنگ اغلب در کالیفرنیا و به ویژه لس آنجلس به کار خود ادامه دادند ولی هرگز موفق به تکرار آثار فاخر دهه 70 میلادی نشدند. 

هرچند حسن شماعی زاده، شهرام شب پره، لیلا فروهر و شهره بیشترین نام آوریشان را در سال های پایانی دهه 1350 خورشیدی به چنگ آوردند، اما اینان برخلاف ویگن، عارف، ستار، مهستی و حمیرا بیشترین آثار کاری شان را در دهه 1980 (1360 خورشیدی) تولید و ارائه کردند. 

معین خواننده نجف آبادی کافه هزار و یک شب چهار باغ عباسی شهر اصفهان را بی گمان باید پدیده دهه خاکستری 1980 موسیقی پاپ ایران برشمرد.

در حالیکه اجرای کامیابانه صوتی تصویری چند ترانه از سوی فرامرز آصف خبر از زاده شدن سبک های نوین موسیقی پاپ/راک ایرانی می داد، شهرام صولتی با چند ترانه درخششی گذرا داشت. 

اما این فرامرز اصلانی بود که درست در واپسین سال دهه خاکستری با بازخوانی آثار گذشته اش و تولید و ارائه سه اثر تازه، دوباره نامش بر زبان جوانان نورسیده شد.

دهه 1990 میلادی (1370 خورشیدی) 

با سرفرازی شتابان، چیره و فراگیر سیاوش قمیشی و سپس گروه سندی، بیژن مرتضوی و شکیلا آغاز شد. آنچنان که باید شکیلا را پدیده سرفراز تازه از راه رسیده و سیاوش قمیشی را خورشید سوزان دگربار سر زده دهه 1990 دانست. 

فراگیر شدن سهمگین آثار انتقادآمیز سیاوش قمیشی در کنار آثاری اعتراضی از حبیب، فرامرز آصف، گروه سندی و… تب تینیجری اندی و کورس را به فراموشی کشاند. 

تبی که یک دهه بعد با گروه هر بار دگرگون شونده گربه های سیاه شهبال شب پره، پسرای ایرونی و به ویژه کامران و هومن دوباره برای مدتی گذرا شعله ور شد. 

موسیقی پاپ فارسی بعد از انقلاب

پذیرش شکست راهبرد با هدف به فراموشخانه راندن خوانندگان لس آنجلسی از طریق رویارو ساختن موسیقی پاپ با موسیقی سنتی و محلی، راهبرد گزینان فرهنگی هنری نظام اسلامی را بر آن داشت تا آفرینش آثار نوین پاپ همسو با موازین و قوانین نظام را در کنار بارخوانی برخی ترانه های قدیمی در دستور کار خود قرار دهند. 

بنابراین شورایی در صدا و سیمای جمهوری اسلامی برای نگهبانی از روند دوباره زنده ساختن موسیقی پاپ بنیاد گذاشته شد.

افرادی چون علی معلم و فریدون شهبازیان در این شوران برگزیده شدند تا بر روند بازآفرینی موسیقی پاپ نظارت لازم را داشته باشند. 

شادمهر عقیلی، محمد اصفهانی، مجید اخشابی، خشایار اعتمادی، محمد عیوضی و… از نخستین خوانندگانی بودند که به گونه رسمی مجوز فعالیت پیدا کردند.

سیمای جمهوری اسلامی نیز برخی اینگونه آثار را پخش کرد که این کار سهم فراوانی در شناساندن و شهرت آنان داشت. 

این آثار با پذیرش خوبی از سوی مردم رو به رو شد، تا اندازه ای که به چند بار باز چاپ دفترهای شعر مریم حیدرزاده در عرض چند ماه در سایه پخش ترانه های خشایار اعتمادی بر پایه شعرهای بسیار ساده اما خودمانی او انجامید. 

اما منتقدان بر این باورند که این آثار چه از دیدگاه کلام و چه از دیدگاه آوا و آهنگ آثاری کم مایه و سطحی بوده اند. محمد زمان، علیرضا عصار، رضا صادقی، محسن چاوشی و… از کامیابان پهنه موسیقی پاپ رسمی سالیان اخیر بوده اند.

در سایه گسترش فن آوری های نوین و همچنین دسترسی توده مردم به اینترنت، گروه های زیر زمینی پاپ/راک نیز به ضبط زیرزمینی و پخش فرازمینی و دیجیتال ساخته های شان پرداختند. 

آثار ارائه شده از سوی این افراد آثار عامه پسند و بی محتوا بود که برای چند سال موسیقی پاپ ایران را با چالشی جدی روبه رو ساختند.

برخی از این خوانندگان پاپ همانند محسن چاوشی و بنیامین بهادری پس از انتشار چند آلبوم زیر زمینی مجوز فعالیت رسمی به دست آوردند اما خوانندگان راک جز محسن نامجو با همان آلبوم نیمه مجاز نخستین «ترنج» امکان و جواز تولید و پخش آثارشان را پیدا نکردند. 

گروه اریان نخستین گروه پاپ ایرانی پس از انقلاب ایران است که امکان برگزاری تورهای کنسرت در ایران را پیدا کرد.

اما هیچیک از کارهای این گروه نتوانست به کامیابی همان نخستین و مطرح ترین آلبوم این گروه (آلبوم گل آفتابگردان) دست پیدا کند. 

این گروه و دیگر گروه ها و خوانندگان موسیقی پاپ رسمی دولتی ایرانی همچون بیشتر خوانندگان پاپ لس آنجلسی به گونه ای شتابان از سوی خوانندگان سبک های تازه از راه رسیده راک و رپ فارسی برای همیشه کنار زده شدند.

رپ و راک فارسی 

که با آثار سروش لشکری (هیچکس) و محسن نامجو به فراز رسیدند همراه با جاز و بلوز فارسی که با آوای کم مانند رعنا فرحان درخشان شد تا اندازه فراوانی به موسیقی پاپ فارسی جلوه و جنبه ای موزه ای و نوستالژیک بخشیده اند. 

نخستین آهنگ هایی که هم اکنون رپ نامیده می شوند گویا از سوی برده های سیاه آمریکایی در حدود 200 سال پیش نواخته و خوانده شده اند.

البته نمی توان آنچنان خواندن و نواختن را به واقع در ژانر موسیقی رپ برشمرد چون اینگونه رپ بیشتر از تکیه به آهنگ ها و ملودی ها به آواها و کلام ها مربوط بوده است. 

هرچند نخستین نوآوری و سنت گریزی موسیقی رپ مربوط به همین تکیه آهنگ به کلام و شخص خواننده باز می گردد.

اعتراضی بودن این سبک موسیقی را به این قضیه تاریخی نسبت می دهند که نخستین بار رپ در زبان سرخ پوستی بومیان جنگل های آمریکایی برای اعتراضات قومی- قبیله ای به کار رفت. تا اینجا می توان رپ و هیپ هپ را فرزندان یک مادر به حساب آورد و آن چیزی نیست جز موسیقی جاز.

در سال های آغازین دهه 1370 گروه سندی با آلبومی از ترانه های پاپ شبه رپ و از جمله آهنگ نام آور «پری، پری، ور بپری» سبک نوین را در عمل به ایرانیان شناساند. 

هرچند فرامرز آصف پیشتر ساخته هایی همچون «دختر حاجی آقا» را ارائه کرده بود تقریباً دو سال پس از این رخداد نخستین آلبوم رپ فارسی در ایران از سوی شاهکار بینش پزوه با نام «اسکناس» منتشر شد. 

این آلبوم که در سبک رپ طنز بود، نخستین آلبوم رپ فارسی بود که در ایران با مجوز رسمی منتشر شد امان از این آلبوم استقبال چندانی نشد.

یک نوجوان کم سن و سال به نام حسن صباح آغاز به خواندن گونه ای از موسیقی کرد که نام غربی بر آن گذاشتند. 

هرچند حسن صباح صدایی رسا و ذهنی هشیار و هدفمند نداشت و جسارت و نوآورانه بودن آثارش نتوانست مورد پسند فارسی زبانان قرار گیرد.

آشنایی حسن صباح با پسرک سیه چرده و لات منشی به نام سروش لشگری بود که بنیانگذار رپ فارسی شد. 

اگر اکنون گروه « 021» هیچکس خودش را پدر رپ فارسی می داند و می شناسد، گزافه گویی نیست اما به واقع رنج این موسیقی را بی گمان حسن صباح در سال های غربتش در اروپا برد. 

نسبت صباح، هیچکس و رپ فارسی همانند نسبت بروئر، فروید و روانکاوی کلاسیک است. سروش لشگری و حسن صباح، نخستین کلیپ خود را در یکی از استودیوهای نامجاز ساری خواندند اما این سبک پیشنهادی سروش لشگری بود که اجرا و ضبط شد. 

در سال های دهه هفتاد خورشیدی سروش لشگری با نام مستعار «هیچکس» در ایران و بهنام میرخواه با نام مستعار «دیو سپید» در آمریکا نخستین گروه های رپ فارسی بودند.

اکنون ماه ها و سال ها از بسته شدن نطفه رپ فارسی می گذرد و موسیقی رپ فارسی در این دوران نه چندان دراز توانسته جان و روان میلیون ها ایرانی درون و برون میهن را از آن خود کند. 

آنها در میان هیاهوی بی هودار موسیقی های پاپ مجاز بی شنونده عاشقانه به «رپ فاری غیر مجاز» گوش می سپردند هرچند نیک می دانند برخی از این گروه ها گاهی یا بیشتر هنگام ها زیر تأثیر حشیش و مواد مخدر و محرک این ترانه را می خوانند اما این واقعیت دربردارنده همه این گروه ها نیست.

بحر طویل 

یکی از قالب های به نسبت نوین شعر فارسی است که سرایش رسمی آن از دوره صفویه آغاز شده است.

از دیدگاه فنی این قالب از تکرار نامحدود و دلخواه یک عروضی سالم همانند «فاعلاتن» ساخته می شود و همچنین لزومی برای طول مصراع ها در آن وجود ندارد. 

یک مصراع می تواند تا جایی که سراینده احساس می کند باید کشیده گردد کشیده شود و سپس قافیه ای آورده شود و به مصراع بعد برویم. البته بحر طویل افزون بر قافیه پایانی می تواند در میانه مصراع هم قافیه داشته باشد. 

در زبان فارسی از دیدگاه زیبایی شناسی بحر طویل بسیار ساده و زودیاب و لذت بخش بوده و شاید به همین دلیل باشد که این قالب از قالب های عامیانه و مردم پسند شعر فارسی بوده است که شعرای مهم و جدی چندان به سرودن آن دلبستگی نداشته اند. 

شاعر طنزپرداز معاصر «ابوالقاسم حالت» منظومه «هدهدنامه» اش را در این قالب سروده است. متن ترانه های رپ فارسی از جهت شعری شباهت زیادی با بحر طویل دارد؛ اگرچه از دیدگا درونمایه و سود جستن از وزن های عروضی دارای چنین شباهتی نیست.

ادامه دارد…

کتاب موسیقی در ایران
نویسنده: سجاد فرهادی