ویولن همسایه به روایت روح‌الله خالقی

ویولن همسایه به روایت روح الله خالقی-سرگذشت موسیقی ایران

شب‌های تابستان، بریانی، صدای ویولن

شب‌های تابستان، در آجر فرش جلوی اطاق پنج‌دری، روی قالیچه‌ای که با کتان آبی‌رنگ فرش شده بود، می‌نشستیم. یک فانوس قشنگ هم در کنار حوض بزرگ مربع‌مستطیلی که نمای آن از سنگ بود قرار داشت و نیمی از حیاط را روشن می‌کرد و عطر گل‌های درهم اطلسی و شاهپسند مشام جان را تازه می‌نمود.

پیرزن اصفهانی خوش‌صحبتی در خانه ما بود که قصه می‌گفت. بعضی شب‌ها هم به سبک ولایتش «بریانی» درست می‌کرد. رسمش این بود که باید هر کس بشقابش را دست بگیرد تا او یک کفگیر از بریانی را با پیاز خرد شده لای نان سنگک تازه بگذارد و به او بدهد. بعد از شام روی تخت بزرگی که چندین رختخواب رویش جا می‌گرفت، دراز می‌کشیدیم و پیرزن قصه را آغاز می‌کرد.

گاهی کلام خود را ناگهان می‌برید و می‌گفت: «بچه‌ها گوش کنید، صدای ویولن بلند شد». ما هم طوری به این صدا مأنوس بودیم که سکوت می‌کردیم و گوش می‌دادیم و با نغمه ساز به خواب می‌رفتیم.

 ویولن همسایه به روایت روح الله خالقی-سرگذشت موسیقی ایران

از کمانچه تا ویولن

نوازنده ویولن یک صاحب منصف نظمیه بود که پشت منزل ما در پارک پدرش منزل داشت. من آن موقع هنوز شکل ویولن را ندیده بودم؛ ولی مادرم برایم گفته بود که ویولن سازی است شبیه کمانچه که به عوض اینکه روی زانو یا زمین بگذارند زیر چانه می‌نهند و با کمانی که آن را تفاوت دارد و قبلا ساده‌تر بوده و بیش از دو سیم نداشته است می‌نوازند؛ به‌طوری‌که لاند در کتاب تجسس در گام‌های عرب می‌نویسد: «بعید به نظر می‌رسد که این ساز قبلا آرشه‌ای باشد». فارابی در کتاب موسیقی خود نامی از غژک نمی‌برد؛ ولی از ساز دیگری گفتگو می‌کند که شباهت کامل به غژک داشته و دارای دو سیم بوده و بی‌کمان نواخته می‌شده است. نام این ساز رباب است که بعدها شاعران ما زیاد از آن یاد کرده‌اند؛ چنان‌که حافظ گفته است:

رباب و چنگ به بانگ بلند می‌گویند
گوش هوش به پیغام اهل راز کنید

انواع ساز از دید موسیقی‌دان‌های قدیم

موسیقی‌دان‌های قدیم ایران در کتاب‌های خود، سازها را دو دسته کرده‌اند: یکی ذوات‌الاوتار یا آلات سیمی و زهی، دیگری ذوات‌النفخ یا آلات بادی.

ذوات‌الاوتار دو نوع بوده:

یکی آنکه مثل چنگ و قانون و سنتور برای هر صدایی یک سیم روی ساز بسته می‌شده و در روی آن رشته‌ها انگشت نمی‌گذارند.

نوع دوم آن‌هایی که روی رشته‌ها که هر یک از آن‌ها را وتر می‌نامیدند انگشت‌های دست چپ نوازنده تکیه می‌کرده؛ مانند بربط (عود) و طنبور و رباب. ساز اخیر که اول دو سیم داشته بعدها یک سیم دیگر به آن اضافه شده و با کمانه به صدا در آمده و همان است که ما امروز کمانچه می‌گوییم.

ویولن همسایه به روایت روح الله خالقی-سرگذشت موسیقی ایران

پیدایش کلمه آرشه

در تالار عمارت چهل‌ستون اصفهان، جزء نوازندگان، یکی هم کمانچه می‌نوازد. از دوره صفویه به بعد کمانچه یکی از ارکان موسیقی ایران به‌شمار آمده است که کمان آن پس از اینکه بعدها در دوره مظفرالدین‌شاه ویولن به ایران آمد، نام خود را از دست داد و به آرشه که کلمه فرانسوی است تبدیل شد.
چون کمان را در روی این ساز می‌کشند و مانند مضراب به تار و سنتور نواخته نمی‌شود، کسی که نوازنده این ساز بوده به کمانچه‌کش مرسوم شده و برای عمل نواختن، کمانچه کشیدن گفته‌اند نه کمانچه زدن؛ ولی حالا هر دو را استعمال می‌کنند.

تفاوت کمانچه و ویولن

این ساز چون روی کاسه‌اش پوست کشیده شده و خرک روی پوست قرار دارد، در اثر تغییر هوا صدای آن عوض می‌شود؛ ولی از آنجا که پوست کمانچه کلفت‌تر از تار است، حرارت و رطوبت کمتر در آن تاثیر می‌کند.

صدای کمانچه کمی تودماغی است؛ درصورتی‌که آهنگ ویولن به طبیعت نزدیک‌تر است.

وقتی ویولن به ایران آمد؛ چون دارای چهار سیم بود، کمانچه‌کش‌ها هم یک سیم آخر را به تقلید ویولن اضافه کردند و چون در طرز نواختن، خیلی شبیه به ویولن بود، کمانچه‌کش‌ها معلم ویولن شدند.

از آنجا که ویولن، سازی کوچک‌تر و از لحاظ حمل‌ونقل راحت‌تر و از جهت صورت ظاهر، قشنگ‌تر بود، به تدریج جای کمانچه را در ایران گرفت؛ به‌طوری‌که دیگر حالا کسی کمانچه نمی‌کشد.

تار، سازی بی‌جانشین

طبیعی است همیشه ساز کامل جای ساز ناقص را می‌گیرد؛ چنان‌که فلوت جای نی را گرفت و هوبوا به عوض سرنا نواخته می‌شود. در میان سازهای مضرابی که در اروپا ساخته شده هنوز سازی نتوانسته است جانشین تار شود. ماندولین و گیتار چون سیمشان کلفت‌تر است لطافت و طنین آهنگ تار را ندارند.

منبع: سرگذشت موسیقی ایران، روح‌الله خالقی