موسیقی چه جزء ساده ترین نغمه های عامیانه باشد و چه پیچیده ترین مجموعه های اپرایی، از عناصری پایه ای تشکیل شده است که مهمترین آنها ملودی، ریتم، هارمونی و تونالیته است.

بعضی از موسیقی ها قدرتی روحانی دارند، بعضی شوخی آمیزند و بعضی صرفا به دلیل زیبایی اصوات مورد توجه قرار می گیرند.

آهنگساز همۀ این ابزارها را به خدمت می گیرد تا صوتی پدید آورد. آهنگساز ممکنست ایده هایی رادر سازی مانند گیتار یا پیانو متجلی کند، یا اصوات الکترونیکی را ترکیب کند یا کلام را با موسیقی بیامیزد.

آهنگساز قادر است خنده یا خشم، صحنه هایی از نبرهای مخوف، یا تعارض شخصیت ها را در ذهن ما پدید آورد.

ریتم

ریتم

بسیاری از شعرها ریتم دارند: متن ها اغلب الگوهای ریتمیک دارند اما استفاده خلاقانه از قافیه ها، ترجیع بندها و ترفندهای دیگر در موسیقی نیز به دریافت صوت کمک می کند، همانطور که به فهم معنای مشخص واژه ها نیز کمک می کند.

ریتم جنبۀ بنیادین دارد، همانطور که اگر ضربان قلب نباشد، زندگی متوقف می شود. کودکان خیلی زود با دست ردن ریتمیک آشنا می شوند و به آوازها واکنش نشان می دهند.

چند نکته

مارش، ریتم چپ- راست دارد؛ مثلا موقع رژه صبر می کنیم تا مطابق وزن و ضرب موسیقی نظامی حرکت کنیم. والس، حالت یک- دو – سه دارد. مازورکا نیز سه ضربی است اما به صورت یک- دو- سه است یعنی تأکید روی ضرب دوم است.

زمان و سرعت موسیقی

زمان و سرعت

لفظ تمپو در زبان ایتالیایی به معنی زمان است و سرعت موسیقی را نشان می دهد. تمپو با ریتم در ارتباط است زیرا نشان می دهد که با چه سرعتی باید از یک تأکید به تأکید بعدی رفت.

سرعت تغییرات هارمونیک را نیز کنترل می کند و هیجان های ما را در قطعه شکل می دهد. آهنگسازان با علامتهای مخصوص سرعت اجرا را مشخص می کنند و از مترونوم استفاده می کنند.

علامتهای تمپو کاملا ایتالیایی هستند که از جملۀ آنها میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
لارگو (Largo): خیلی آهسته، با تأنی زیاد
گراوه (Grave) : هر چه جدی تر
لنتو (Lento) : آهسته
آداجو (Adagio) : مانند لنتو اما کمی تندتر از لارگو
آداجتو (Adagietto) : کمی تندتر از آداجو
آندانته (Andante) : در لفط به معنی رونده و روان است مانند قدم زدن با سرعت متوسط
آندانتینو (Andantino) : کمی سریعتر از آندانته
مدراتو (Moderato) : ملایم
آلِگرو (Allegro) : با سرعت نسبتا زیاد
آلگِرِتو (Allegretto) : کمتر از آلگِرو
آلگِرو مولتو (Allegro Molto) : یعنی خیلی زیاد

 

ضرب ثابت

ضرب ثابت تأثیر خواب آور دارد. آهنگسازان اغلب برای برانگیختن نوعی احساس بدوی از ضرب ثابت استفاده می کنند.

 

سنکوپ

سنکوپ موقعی اتفاق می افتد که ضربی را که انتظارش را داریم نشنویم، یا بعبارت دیگر، جابجایی تأکید بر روی ضربی است که معمولا تأکید بر نمی دارد.

ممکنست این غافلگیری آزاردهنده یا خوشایند باشد. برای بیشتر شنوندگان، این تأکید خارج از ضرب خوشایند است. در موسیقی جاز و بولز این سنکوپ وجود دارد. در موسیقی کلاسیک نیز سنکوپ نوعی حالت تعلیق یا رازگونه پدید می آورد.

ضرب موسیقی را پیش می برد

ضرب ریتمیک، مارش یا والس را پیش می برد اما در قطعه های آوازی نیز قرینه هایی دارد. گاهی شعر است که موسیقی را پیش می برد و گاهی ملودی است که شعر را با خود می برد.

تندی و کندی قطعه، تکرارهای ریتم ها یا نحوۀ تغییر آنها، همه و همه در پیش رفتن قطعۀ موسیقی سهم دارند.

نت های موسیقی

نت ها

ملودی یا نغمه عبارتست از توالی نت های موسیقی که هویت قابل تشخیصی می سازند. کارل هاس یکی از موسیقیدانان برجسته گفته است: ملودی همان شعر است، همان تقارن ها و تقسیمات ریتمیک را دارد و تابع انگیزه های هیجانی و تخلیۀ عاطفی است.

موتیف

موتیف

ملودی معمولا از واحدهای کوچکتری تشکیل می شود که آنها را موتیف یا جمله می نامیم. این موتیف ها ممکنست به کوتاهی یک صدای دو نتی باشند و یا ممکنست از دو یا سه نت متوالی یک گام ساخته شوند و یا کل یک اکتاو را در برگیرند.

هارمونی در موسیقی

هارمونی

هارمونی یعنی صدادهی همزمان دو یا چند نت. هارموی زیربنای ملودی است و به آن عمق و گستردگی می دهد. هارمونی یعنی هماهنگی و سازگاری اما در موسیقی دقیقا به این معنی نیست. نت هایی که با هم صدا دهند ممکنست نامطبوع هم باشند.

یک نت را در در نظر بگیرید، هر نتی که باشد فرق نمی کند. یک نت دیگر را هم در نظر بگیرید. بین این دو فاصله وجود دارد و فاصله ها موقعی به هارمونی تبدیل می شوند که شما این دو نت را همراه هم به صدا درآورید. ممکنست به یک آکورد تبدیل شوند.

هارمونی سبب غنای ملودی می شود، بر الگوهای ریتمیک تأکید می کند و حال و هوای شنیدن را تغییر می دهد. در رایج ترین حالت، ملودی غلبه دارد و آکوردها زینت بخش و حامی و تقویت کننده آن هستند.

 

وقتیکه همل بخش های آکورد با هم پیش بروند، مانند نیایش های کلیسایی، با چیزی روبرو می شویم که موسیقی شناسان آن را هوموفونی می نامند.

 

وقتیکه هارمونی ها با بازی میان ملودی های مختلف تولید می شوند، ما با پولیفونی سر و کار داریم. در دوران رنسانس و باروک، پولیفونی حکومت می کرد. در دورۀ کلاسیک تحولی اساسی در ملودی روی داد که در دورۀ رومانتیک به اوج خود رسید.

 

البته باخ ملودی های برجسته ای ساخت و در قرن بیستم هم نمونه های معروفی وجود دارد مانند آداجو برای سازهای زهی اثر باربر.

نکته

هارمونی در خصلت هر قطعۀ سازی نقش اساسی دارد. در موسیقی آوازی، شعر فی نفسه منظور عاطفی آهنگساز را انتقال می دهد. در غیاب واژه ه ها، موسیقی خودش باید حالت عاطفی را القا کند.

هارمونی های همخوان نوعی تأثیر تغزلی، رؤیایی یا رومانتیک می گذارند. هارمونی های ناهمسان سبب ایجاد حس تنش، هیجان یا تردید می شوند.

البته همسان بودن یا نبودن هارمونی بیشتر به گوش شنونده بستگی دارد. چیزیکه به مذاق ما خوش می آید شاید اصلا خوشایند دیگری نباشد.

تقویت ملودی

تقویت ملودی

آکورد صدایی غنی تر از یک نت تنها ایجاد می کند، اما افزودن نت های پشتیبان به یک ملودی، یا گستردن یک ملودی روی یک ماودی دیگر، بافت و ساختار آن اثر موسیقایی را غنی تر می سازد.

هارمونی به ملودی عمق می بخشد، همانطور که پرسپکتیو به نقاشی عمق می بخشد. در هزاره گذشته، آهنگسازان و هنرمندان مدام راههایی را برای تقویت جنبۀ سه بعدی کار خود تجربه می کردند.

حتی زمانیکه خلق حال و هوا مدنظر نیست، هارمونی محتوای ملودیک اثر را غنی می سازد، صداها را بسط می دهد، نقاط بالا و پائین تم ها را مشخص می کند و به اثر غنا و تنوع می بخشد.

گام در موسیقی

گام

لفظ ایتالیایی اسکالا (بمعنی پلکان) را گام می خوانیم و منظور یک رشته نت است که پلکانی بالا می روند و هر پله ای به یک اندازه بالا یا پائین می رود.

بسته به اینکه گام کجا شروع و کجا تمام می شود آن گام را نامگذاری می کنیم. بعنوان مثال، اگر لا مبنا یا نت پایه باشد و بقیه گام نسبت به آن عمل کند، گارم را لا ماژور (یا مینور) می نامیم و نت هایی که به ترتیب در آن پیش می روند سی، دو، ر، می، فا، سل و سرانجام لا در یک اکتاو بالاتر هستند.

چون نسبت فاصله ها یکسان است، اعم از اینکه تونالیته لا یا فا باشد، یا هر کلید دیگری، این نام ها را با حروف الفبا نیز می توان نشان داد.

بر روی پیانو به هبترین شکل می توان نت ها را نشان داد. شستی های سفید به ترتیب هفت نتی هستند که در کل ساز تکرار می شوند.

در هر اکتاو پنج شستی به ترتیب دوتایی و سه تایی وجود دارد. در نتیجه کلا 12 صدا وجود دارد که هر کدام نیم پرده با صدای مجاور تفاوت دارد.

چون دوازده حرف یا نام از لا تا سل نداریم، از لفط دیز و بمُل استفاده می کنیم تا نشان دهیم که نت موردنظر ما نیم پرده بالاتر یا پائین تر از نت پایه است.

دیاتونیک

منظور از گام کروماتیک و دیاتونیک چیست؟

گامی که در آن از هر دوازده صدا استفاده شود (هفت نت سفید و پنج نت سیاه در یک اکتاو)، گام کروماتیک نامیده شود.

گامی را که در آن از بعضی از صداها استفاده شود و تشکیل گام ماژور یا مینور را بدهد، گام دیاتونیک می نامند.

گام های ماژور معمولا کیفیتی درخشان و پرطنین دارند، مانند گام ماژوری که از دو شروع شود و فقط شستی های سفید آن نواخته شوند؛ یعنی دو، ر، می، فا، سل، لا، سی، دو، گام ماژور از سه نت کامل و سپس نیم پرده به طرف بالای گام تشکیل می شود. گام های مینور حالت افسردگی آورتری دارند.

نکته

گام کروماتیک گامی است براساس اوکتاو 12 نیم پرده، حال آنکه گام دیاتونیک هفت نت دارد. گام ماژور روی این فاصله ها ساخته می شود: پ، پ، ن، پ، پ، پ، ن؛ که پ مخفف پرده و ن مخفف نیم پرده است.
گام مینور روی اسن فاصله ها ساخته می شود: پ، ن، پ، پ، ن، پ، پ.

پارتیور

پارتیتور چیست؟

متن نوشته شدۀ موسیقی را پارتیتور می نامند. در نوشتن پارتیتور، میزان نوعی تقسیم بندی ریتمیک موسیقی است که روی پارتیتور با فاصله میان دو خط عمودی مشخص می شود.

خط عمودی را خط میزان می نامند. علامتهای ترکیبی را با دیزها و بمل های مقتضی در آغاز خطوط حامل مشخص می کنند. علامت های عرضی را در سمت چپ هر نت مشخص می کنند.

تونالیته در موسیقی

تونالیته چیست؟

غیر از قطعه ها در سیستم 12 پرده ای، که در آن هر نت مساوی نت دیگر است، بیشتر آثار یک مرکز تونال دارند. وقتی اثری را دو ماژور یا فا دیز مینور می نامیم، به این معناست که دو یا فا دیز نت پایه ایست که بقیه موسیقی روی آن ساخته شده است.

در ادامۀ قطعه ممکنست اثر به تونالیته های دیگری وارد شود، اما باز هم هر قسمت اثر همان حالت یکپارچگی و وحدت را حفظ می کند و به ما این احساس را می دهد که از یک جا شروع کرده ایم و به همان جا باز می گردیم.

معمولا دیزها و بِمُل های هر تونالیته در بالای هر پارتیتور، در سمت چپ هر خط حامل، و در هر نقطه ای از پارتیتور که تونالیته تغییر کند نوشته می شود. به اینها علامتهای ترکیبی می گویند.

 

کاربرد تونالیته برای آهنگسازان

آهنگسازان از تونالیته های مختلفی برای ایجاد حالتهای مختلف استفاده می کنند. به طور کلی، تونالیته های ماژور صدای روشن تر و خوش بینانه تری دارند و تونالیته های مینور غم انگیزتر و گرفته تراند.

در درون این تقسیم بندی کلی هم، هر گام مرکز دانگ متفاوتی دارد و از این رو حالت عاطفی اش تا حدودی متفاوت است.

بیشتر آهنگسازان دوماژور را تونالیته ای روشن و آزادتر می دانند، حال آنکه سل مینور نشاندهندۀ موسیقی جدی تر یا دراماتیک تر است.

البته افراد عادی شاید نتوانند تفاوت میان این تونالیته ها را متوجه شوند اما با افزایش تجربه می توانید تشخیص دهید که آهنگساز کجا تغییر تونالیته می دهد.

یک راه برای دریافتن اینکه آهنگساز این دقایق و ظرایف صوت و هیجان را چگونه می بیند، بررسی سمفونی های بتهوون است.

دو سمفونی اول که کوتاه تر از بقیه هستند، به ترتیب دوماژور و رماژور هستند. سمفونی چهارم که ملیح است در سی بمل است و سمفونی پنجم که بسیار قدرتمندانه تر است در دو مینور است.

 

اصطلاح مدولاسیون چگونه تعریف می شود؟

مدولاسیون یعنی انتقال از تونالیته ای به تونالیته دیگر. در اثر مدولاسیون، موسیقی تداوم خود را حفظ می کند. صحیح نیست که چیزی را در دو ماژور متوقف کرد و چیز دیگری را در سل شروع نمود.

رنگ صدا

رنگ صدا چیست؟

رنگ صدا در واقع همان صدای خاصی است که هر ساز یا خواننده دارد. استفادۀ آهنگساز از رنگ، و تلفیق هوشمندانۀ رنگ های مختلف به قالب گرفتن ملودی کمک می کند.

کنتراست در موسیقی

مفاهیم تکرار و کنتراست

تکرار و کنتراست واژه هایی هستند که در شرح ساختارهای موسیقایی زیاد به گوش می رسند. تکرار به شنونده کمک می کند که سیر موسیقایی را دنبال کند؛ در واقع تکرار باعث می شود که ما راه خود را گم نکنیم. گاهی تکرار عینار صورت نمی گیرد.

جمع بندی و نتیجه گیری

برآیند آنچه که تاکنون گفتیم در این چند جمله خلاصه می شود:
• ریتم موسیقی را به پی می برد.
• ملودی آهنگ یا نغمۀ اصلی است.
• هارمونی صدادهی همزمان دو یا چند نت است.
• گام ها می توانند تونالیته های مختلفی داشته باشند.