موسیقی مجموعۀ اصوات سازمان یافته ای برای ایجاد ریبایی فرم و بیان احساس است. موسیقی کلاسیک نیز مانند هر نوع موسیقی دیگری است، با این تفاوت که در آن اصوات به طرز متفاوتی سازمان یافته اند و معمولا ساختارشان فرم مشخص تری دارد.

آشنایی با موسیقی کلاسیک

اما آهنگسازان کلاسیک خیلی وقت ها از آوازهای عامیانه، ریتم رقص های بومی و قومی و نغمه های مردم پسند استفاده می کنند و به همین دلیل لازم نیست درگیر تعریف های آکادمیک شوید.

موسیقی کلاسیک را قبلا موسیقی موبلندها می خواندند، شادی به این دلیل که لیست، پاگانینی و سایر هنرمندان چیره دست آنقدر مشغول از خود بیخود کردن شنوندگان بودند که به خودشان زحمت نمی دادند به آرایشگاه بروند.

موسیقی کلاسیک محصول کار آهنگسازی است که تونالیته ها و اصوات را سازمان داده است. بداهه نوازی در موسیقی کلاسیک جای چندانی ندارد.

آشنایی با موسیقی کلاسیک

چرا موسیقی کلاسیک گوش کنیم؟

گوش دادن به موسیقی کلاسیک ما را از دنیای روزمره با تمامی استرس ها و فشارهایش خارج می کند. زمانی بالای ورودی مرکز لینکلن در نیویورک نوشته بود:

جانوران وحشی هم اینجا آرام می گیرند. عجیب نیست چون ما وقتی آشفته یا خشمگین یا نومید هستیم خود به خود به موسیقی پناه می بریم و این پدیدۀ جدیدی نیست. مارتین لوتر در مورد موسیقی گفته است: روی زمین هیچ چیزی این ویژگی را ندارد که مانند موسیقی، غمگین را شاد، مأیوس را شجاع، مغرور را فروتن و حسد و نفرت را خاموش می کند.

شناخت موسیقی کلاسیک به لذت شنوایی شما می افزاید. موسیقی کلاسیک به لحاظ فرم و ساختار با انواع دیگر موسیقی متفاوت است. عناصر پایه ای موسیقی کلاسیک عبارتند از ریتم، ملودی، بافت، هارمونی، رنگ و فرم.

انواع موسیقی کلاسیک

موسیقی کلاسیک یا سازی است یا آوازی و یا تلفیقی از این دو.

آشنایی با موسیقی کلاسیک

  1. آشنایی با اجزای موسیقی سازی

موسیقی سازی صرفا برای سازها نوشته می شودو ممکنست برای گیتار تنها یا ارکستر 110 نفره باشد، اما خبری از خواننده نیست. سولو یعنی یک؛ مثلا یک ویولنسل، یک ترومپت. اما سولو گاهی به معنی دو هم می باشد.

مانند موقعی که ساز اصلی یک ساز همراه تقریبا بی اهمیت داشته باشد؛ مثلا پیانوی همراهی کنندۀ یک سولوی نوازندۀ ویولن. دوئت یعنی دو ساز یکسان؛ مثلا دو گیتار یا دو ساز مختلف؛ مثلا فلوت و باسون.

موسیقی مجلسی برای دو یا چند ساز است که اهمیت یکسانی دارند، هر چند که گاهی نقش همراهی کننده به یکی از آنها محول می شود.

قطعه های سازی را اغلب سونات می نامند؛ تریو (سه نوازنده)، کوارتت (چهار نوازنده)، کوئینتت (پنج نوازنده). کوارتت زهی، همانطور که از نامش پیداست، برای چهار ساز زهی است (معمولا دو ویولن، یک ویولا و یک ویولنسل)، کوئینتت بادی شامل فلوت، ابوا، کلارینت، باسون و هورن است، اما تریوی پیانو یا کوارتت پیانو معنی اش این نیست که سه یا چهار پیانو جمع شده است بلکه معنی اش اینست که پیانو نقشی همپایه سازهای زهی یا بادی دارد.

آشنایی با موسیقی کلاسیک

از اوکتت (هشت نوازنده) به بعد، نوازندگان معمولا احتیاج به یک رهبر دارند تا امورشان راحت پیش برود. از حدود 35 نوازنده به بالا را ارکستر مجلسی می خوانند.

در ارکستر سمفونی 60، 70 یا 100 نوازنده همزمان روی صحنه حضور دارند. چهار خانوادۀ اصلی از سازها در ارکستر وجود دارد که اعضای آنها کم و بیش به صورت مشابهی تولید صدا می کنند.

آشنایی با موسیقی کلاسیک

  1. آشنایی با اجزای موسیقی آوازی

موسیقی آوازی عبارتست از توالی اصوات موسیقایی که از گلوی انسان خارج می شود. شاید این اساسی ترین فرم ساختن موسیقی باشد، زیرا بدون واسطه از خواننده به شنونده می رسد.

الف- آواز- لید:

در قرون وسطی، تروبادورها از قلعه ای به قلعۀ دیگر می رفتند و آوازهای عشق و شوق و یأس می خواندند. در فرانسه به این آوازها شانسون می گفتند. در آلمان آواز را لید می نامیدند. لید مخصوصا در عصر رمانتیک محبوبیت داشت. در لیدهای آهنگسازانی مانند شوبرت، شومان و برامس شاهد اوج احساس و عاطفه هستیم.

ب- موسیقی مقدس یا کلیسایی:

سرودهای گرگوریوسی در سقف بلند کلیساهای جامع طنین می انداخت و شنوندگان عظمت خداوند را احساس می کردند. این سرودها مونوفونیک و آکاپلا، یعنی یک صدایی و بدون همراه بودند. در قرن یازدهم، آهنگسازان رفته رفته پولیفونی برای دو صدا را پدید آوردند.

ج- کُر:

موسیقی کُرال نوعی تنظیم صداهاست. کر زنان و کر مردان وجود دارد، اما بسیاری از کرها مختلط اند تا کل گستره صداها را از سوپرانو تا باس در بر بگیرند.

د- اپرا:

وقتی یک داستان نمایش گونه با موسیقی آوازی اجرا شود و یک ارکستر نیز اساس آن قرار گیرد، با اپرا سر و کار داریم. اپرا ممکنست مفرح باشد یا تراژیک، کوتاه یا طولانی، تحیلی یا واقعی، روحیه بخش یا مأیوس کننده. در عین حال، اپرا ممکنست هیجان آور و بسیار راضی کننده باشد.

چگونه به موسیقی کلاسیک گوش کنیم؟

کمتر کسی است که موسیقی کلاسیک نشنیده باشد، اما شنیدن با گوش کردن فرق می کند. وقتی خودتان تصمیم می گیرید قطعه ای را گوش کنید بالطبع دقت تان بیشتر از موقعی است که قطعه ای از بلندگوی آسانسور یا سوپرمارکت پخش می شود. البته، باید دید آن موسیقی ایکه پخش می شود برای شما صدای اصلی به حساب می آید یا نه.

آشنایی با موسیقی کلاسیک

  1. به موسیقی بعنوان پس زمینه گوش کنید

می دانیم که اگر موقع پدال زدن دوچرخه هدفون روی سرتان باشد راحت تر تمرین می کنید. موسیقی مناسب به شما کمک می کند که یادتان برود چند کیلومتر راه در پیش دارید.

موسیقی بخش خلاق مغز را به حرکت در می آورد از این رو در محل کارتان می توانید موسیقی گوش کنید و مطمئن باشید که ایده های ابتکاری و هوشمندانه بیشتری به ذهن تان خطور خواهد کرد.

از طرفی، موسیقی کلاسیک جنبه آرامش بخش هم دارد. اگر صبح با موسیقی موتسارت از خواب بیدار شوید البته که بر سر و صدای موتورسیکلت و اتومبیل ترجیح دارد!

حتما پیش خودتان فکر می کنید وقتی به موسیقی بعنوان پس زمینه گوش می کنید ممکنست این موسیقی حواس شما را از کارتان منحرف کند، اما اینطور نیست.

البته چیزهایی از اصوات کسب می کنیم مثلا انرژی، خلاقیت، همراهی اما کل آن چیزی را که آهنگساز در نظر داشته است دریافت نمی کنیم. پس باید دید شنیدن موسیقی با چه هدفی است.

آشنایی با موسیقی کلاسیک

  1. هنگام شنیدن موسیقی به سازها گوش کنید

هر ساز صدای مخصوص به خودش را دارد و وقتی بتوانید صدای سازها را از هم تشخیص بدهید لذت بیشتری از موسیقی می برید. تماشای کنسرت های تلویزیونی به شما کمک می کند. رفته رفته کار به جایی می رسد که صدای ویولن را از ویولا و ترومبون را از توبا تشخیص خواهید داد.

 

  1. هنگام شنیدن موسیقی به ترکیب ها گوش کنید

 در هنرهای تجسمی کار ساده تر است. به یک نقاشی که نگاه می کنید فورا خطوط، رنگ ها و شکل ها را تشخیص می دهید، دلیلش اینست که الگوها و نقش ها تغییر نمی کنند.

اما، در موسیقی چنین امکانی را ندارید. ملودی مدام در حال حرکت است، ریتم ها و هارمونی ها هموراه جابجا می شوند، ایده ها و اصوات متغیر به گوش می رسند و هر لحظه شکل تازه ای پیدا می کنند.

وقتی به موسیقی کلاسیک گوش می کنید، با چندین صدا روبرو می شوید که خیلی وقت ها در آنِ واحد در جهت های مختلفی حرکت می کنند، هارمونی ها جابجا می شوند، رنگ ها و بافت های سازی یا آوازی در هم می آمیزند و شما با انواع ظرایف و تفاوتهای جزئی در ریتم و سبک مواجهه می شوید.

گاهی یک صدا یا ساز سلطه پیدا می کند و گاهی بقیۀ صداها یا سازها به غنای تِم کمک می کنند. حال، شما باید گوش خود را کوک کنید، آن وقت بدون آنکه به صفحۀ تلویزیون نگاه کنید می توانید بگویید کدام یک از سه خواننده دارد آواز تنور می خواند.

آشنایی با موسیقی کلاسیک

  1. ریتم را احساس کنید

شاید فکر می کنید که از ریتم سر در نمی آورید. اما علت این تصور اینست که امکان درک ریتم را برای خود به وجود نیاورده اید. ریتم اساسی ترین عنصر موسیقی و حتی زندگی است.

البته ممکنست ریتم در یک سمفونی بسیار بغرنج باشد و همۀ بافت های سازی و خطوط در هم رفتۀ ملودیک سبب پیچیدگی ریتم شوند اما همین دلیلی است بر اینکه باید با دقت گوش کرد.

ریتم مانند ضربان قلب یا تاپ تاپ قدم سربازان، تپشی است که اثر را پیش می راند. عناصر ریتم عبارتند از وزن یا ضرب و تکیه یا تأکید.

آشنایی با موسیقی کلاسیک

  1. هنگام شنیدن، هیجان را احساس کنید

قبلا گفتیم که هر سازی صدای متفاوتی دارد. اما باید دانست که هر ساز عاطفه یا هیجان متفاوتی نیز پدید می آورد. مثلا، خیلی اوقات برای القای حس وقار ملکوتی از هارپ استفاده می کنند، یا برای دعوت به جنگ از ترومپیت استفاده می کنند.

البته ترومپت می تواند ملایم باشد یا هارپ ممکنست وسواس یا سماجت را نیز برانگیزد. همۀ اینها به انتخاب آهنگساز بستگی دارد و همین موضوع یکی از عوامل مهم جذابیت موسیقی کلاسیک است.

تمپو (سرعت) ی موسیقی نیز خلق و خو را عوض می کند. وقتی در قطعه ای هارمونی ها آهسته آهسته تحول می یابند می توان دریافت که آهنگساز به سرخوشی و نشاط نمی اندیشیده است.

وقتی موسیقی با شتاب پیش می رود می فهمیم که غم و اندوه را تداعی نمی کند. بسیاری از عناصر دیگر نیز در انتقال عواطف و هیجان آهنگساز نقش دارند.

اگر می خواهید وارد دنیای عاطفی آهنگساز بشوید این کافی نیست که صداهای غمگین و شاد را از هم تشخیص بدهید، بلکه لازمست که بگذارید موسیقی در شما نفوذ کند و وجودتان به محیط مجازی صوت انتقال یابد.