در مورد تاریخ موسیقی ایران به خصوص آنچه که مربوط به دوره های کهن می باشد، اطلاعات و مدارک بسیار کمی موجود است و به ندرت در کتابهای تاریخی از موسیقی سخن به میان آمده است.
تاریخ موسیقی ایران

موسیقی ایران قبل از اسلام

تاریخ موسیقی ایران

1. دوره هخامنشی

از موسیقی این دوران اطلاعات کافی در دست نیست اما کشوری که خود را رقیب یونان می دانسته و با آن سرزمین که مردمش تمدن عالی داشته اند روابط تاریخی داشته و از حیث آثار صنعتی نمونه های پرارزشی مانند حجاری های تخت جمشید به یادگار گذاشته است، بی شک از موسیقی هم بی بهره نبوده است.
علاوه براین، چون دولت هخامنشی جانشین دولت های متمدن زمان خود مانند عیلام، آشور، بابل و حکومت های آسیای صغیر چون لیدیا و فریگیا و… گردیده، قاعدتا باید از هنرهای آنها هم تا آنجا که مطابق ذوق ایرانیان بوده، اقتباس کرده باشد.
ملل مشرق زمین قبل از تأسیس دولت هخامنشی یا در همان زمان، همۀ سازهای مختلف را دشاته اند، چنانکه نمونه های سازهایشان در حجاری هایی که از مصری ها، سومری ها، عیلامی ها، آسوری ها، هندی های قدیم و غیره باقی مانده اند هم اکنون دیده می شوند.
در کتابهای تاریخ موسیقی از این سازها و نوازندگان بی آنکه نام و نشانی باقی مانده باشد گفتگو در میان است.
هرودیت مورخ مشهور یونانی در کتاب تاریخ خود راجع به ایرانی های می نویسد: ایرانیان برای تقدیم نذر و قربانی به خدا و مقدسات خود مذبح ندارند، آتش مقدس روشن نمی کنند، بر قبور شراب نمی باشند، ولی یکی از موبدان حاضر می شود و یکی از سروهای مقدس مذهبی را می خواند.
موسیقی ایران قبل از اسلام
از گفتۀ هرودیت چنین بر می آید که ایرانیان قدیم موسیقی مخصوصی برای تشریفات مذهبی داشته اند. اما از نوشتۀ زِنوفِن تاریخ نویس قدیمی یونانی می توان حدس زد که نوعی دیگر از موسیقی نیز در زمان هخامنشیان مورد استفاده قرار می گرفته است. این مورخ در کتابی که راجع به خصال کوروش نوشته چنین می نویسد:
کوروش برای حرکت سپاه چنین دستور داد که صدای شیپور علامت حرکت و عزیمت خواهد بود و همین که صدای شیپور بلند شد باید همۀ سربازان حاضر باشند و حرکت کنند.
از مطالب فوق چنین بر می آید که ایرانیان در آن زمان موسیقی مخصوصی برای رزم داشته اند که بی شک برای تحریک احسااست سپاهیان مؤثر بوده و سازهای جنگی آنها مانند طبل و شیپور در هنگام رزم به کار می رفته است.
سرودهای رزمی در برانگیختن حس شجاعت و دلیری ربازان و کامیابی آنان در میدان نبرد وسیلۀ بسیار مؤثری بوده است، اما معلوم نیست که این سرودها در چه پرده ای بوده و با چه شعری تلفیق می شده اند.
بعلاوه، مردمی که موسیقی مخصوصی برای میدان نبرد داشته اند بی شک آنقدر با نغمه و آهنگ آشنا بوده اند که برای هنگام فراغت و بزم و شادی نیز از موسیقی مناسب دیگری استفاده کنند.
موسیقی در دوره اشکانی

2. دورۀ اشکانی

پس از دوران هخامنشی چون اسکندر و جانشینان او یونانی بودند و از آن پس نیز اشکانیان هم خارجی به شمار می رفتند نسبت به آثار تمدن ایرانی ابراز علاقه نمی کردند. در این زمان تمدن یونان در ایران نفوذ کرد و شاید از موسیقی یونان نیز اقتباس و استفاده شده باشد.
موسیقی در دوره ساسانی

3. دوره ساسانی

از آنجا که پادشاهان ساسانی نژاد ایرانی داشتند و به بسط و توسعۀ تمدن ایرانی علاقه مخصوصی داشتند در دورۀ آنها علوم و هنرهای ایرانی ترقی کرد و در نتیجه موسیقی هم رونق گرفت.
اردشیر بابکان، بنیانگذار سلسلۀ ساسانی مردم را به طبقات مختلف تقسیم کرده بود که از آن جمله، موسیقی دان ها طبقۀ خاصی را تشکیل می دادند و در نزد او مقام مخصوصی داشتند.
ذوق ادبی و موسیقایی بهرام گور معروف استو چنانکه نوشته اند وی چهارصد تن نوازنده و خواندده از هند به ایران آورد و در زمان او موسیقی دان ها بر سایر طبقات مردم مقدم بودند.
موسیقی در دورۀ ساسانی مخصوصا در دوران خسروپرویز بیشتر پیشرفت کرد. باربد موسیقی دان خاص او بود که در کتابهایی مانند شاهنامۀ فردوسی و خسرو و شیرین نظامی، حکایاتی از او نقل شده است.
به طوریکه نوشته اند باربد مبدع نغمه هایی است که آنها را در مجلس خسروپرویز می نواخته است. مشهور است که وی سیصد و شصت نغمۀ موسیقی برای روزهای سال (تقویم ساسانی) ساخته بوده است و هر روز یکی از آنها را که مناسب همان موقعیت بوده است می نواخته تا خسروپرویز از تکرار نغمات موسیقی خسته خاطر نشود.
از دیگر موسیقی دانان این دوره نکیسا می باشد که وی را در نواختن چنگ ماهر دانسته اند و افرادی چون بامشاد، رامتین و آزادوار چنگی که آنها نیز از مطربان و رامشگران دورۀ خسروپرویز بوده اند.
از میان سازهایی که در دورۀ ساسانی معمول بوده نای، بربت، غِژِک، رباب و چنگ را می توان نام برد. در بلوچستان ایران سازی به نام قیچک از نوع کمانچه متداول است. در ازبکستان کمانچه را غِژِک می گویند.
بربت (بربط) نیز از سازهای قدیم ایران است که در دورۀ اسلامی عود نامیده شده و پس از اینکه به اروپا رفته نام لوت گرفته است.
از میان این سازها نمونۀ چنگ در نقش برجستۀ طاق بستان کرمانشاه دیده می شود به این ترتیب که چند زن نوازنده در قایقی نشسته و مشغول نواختن چنگ هستند.
این نقش برجسته منظره ای از شکار خسروپرویز را نشان می دهد که رامشگران نیز همراه او بوده اند. در این قایق خواننده ای دیده نمی شود و معلوم نیست که نوازندگان خودشان همراه ساز خود می خوانده اند یا فقط به نوازندگی می پرداخته اند.
تاریخ موسیقی ایران
بسیار جای تعجب دارد که این ساز که از قدیمی ترین سازهای موسیقی است و در دورۀ ساسانی هم معمول بوده است، کم کم در ایران از میان رفته و در هیچ نقطه از کشور یافت نمی شود در حالیکه در اشعار قدما زیاد دیده می شود. چنگ بعدها در اروپا تکمیل شده و اکنون هم به کار می رود.

موسیقی ایران بعد از اسلام

موسیقی ایران پس از اسلام
پس از حملۀ اعراب و اضمحلال دولت ساسانی موسیقی ایرانی در ممالک عربی زبان هم متداول شد و عرب ها موسیقی را نیز مانند سایر علوم و آداب و صنایع از ایرانیان اقتباس کردند.

1. خلفای بنی امیه

چون اسلام موسیقی را منع کرد این هنر در صدر اسلام به خصوص در دورۀ خلفای راشدین که قوانین شرع را با کمال شدت اجرا می کردند تقریبا متروک شد.
پس از اینکه خلفای اموی مسند خلافت را به مقام سلطنت تبدیل کرند و از شدت اجرای احکام شرعی کاسته شد موسیقی نیز در مجلس آنها وارد شد.
موسیقیدانان ایرانی قرب و منزلتی تمام یافتند و پس از آشنایی با زبان عربی اشعار عربی را با الحان فارسی خواندند و مورد توجه نیز واقع شدند.
البته همۀ خلفای اموی نسبت به موسیقی نظرات یکسانی نداشتند چنانکه سلیمان بن عبدالملک با موسیقی مخالف بود اما برعکس، معاویه و یزید هر دو به این هنر متمایل بودند.
تاریخ موسیقی ایران بعد از اسلام

2. خلفای بنی عباس

پس از ظهور اسلام فتح ایران و سایر ممالک و تشکیل دولت بزرگ اسلامی و آشنایی اعراب با زندگانی پرتجمل پادشاهان باستانی ایران و روم، بخصوص در دورۀ عباسی، خلفای عباسی خلافت را تبدیل به سلطنت کردند و برای خود دربانان و خادمان مخصوص انتخاب نمودند و اوقات فراغت را به عیش و نوش پرداختند.
این طرز زندگی خلفا در پیشرفت هنر موسیقی هم تأثیر بسزایی داشت. دیری نگذشت که بغداد که جایگاه خلافت بود مرکز علمی و ادبی و محل اجتماع ثروتمندان و اهل عیش و نوش گردید.
طبعا غزل سرایی و آواز خوش رونقی بسزا یافت و مطربان در اطراف خلیفه و وزرا و خانه های اعیان و اشراف گرد آمدند.
پسران هارون الرشید یعنی امین و مأمون نسبت به موسیقی دانان، نوازندگان و خوانندگان زیاد محبت می کردند. مأمون غنا را بسیار دوست می داشت و همانطور که بزرگترین مروج علم و ادب بود جانب موسیقیدانان را نیز نگه می داشت و در دورۀ او اهل این هنر قرب و منزلتی بسزا یافتند.
در این دوران فن موسیقی بسیار پیشرفت کرد و تعدا موسیقیدانان به شدت افزایش پیدا کرد که اغلب آنان نیز ایرانی بوده اند. از جمله موسیقی شناسان این دوره می توان به ابراهیم و پسرش اسحاق اشاره کرد.
 ابراهیم بن ماهان موصلی از یک خانوادۀ نجیب و اصیل ایرانی بوده و در کوفه متولد شده است. ابراهیم سفری به ری و بغداد کرد و از استادان فن موسیقی نواختن عود و خواندن آواز را فراگرفت.
او قوۀ سامعۀ دقیقی داشت و در بین سازهای مختلف اگر یکی از سیم ها ناکوک بود فورا نقص را تشخیص می داد.
اسحاق بن ابراهیم موصلی نوازنده، خواننده، شاعر و ادیب بود. او موسیقی را از پدر خود ابراهیم موصلی و سایر استادان فن فرا گرفت.
می گویند اسحاق آنچنان خوب از کیفیت ابعاد و پرده های موسیقی اطلاع داشت که قطعات موسیقی خیلی مشکل را با عود ناکوک می نواخت و این را دلیل بر دقت قوۀ سامعه و مهارت انگشتان و آشنایی زیاد او با عود دانسته اند.
اسحاق شاگردی به نام زریاب داشته که در بغداد از او تعلیم موسیقی گرفته و سراینده و شاعر و نوازندۀ خوبی شده و آنچنان مورد قبول و محبیت خلیفه واقع گشته که اسحاق بر او حسادت کرده و زریاب هم صلاح خود را در عزیمت از دربار خلیفه هارون دانسته و به آندلس عزیمت می کند.
درواقع، زریاب اولین موسیقیدان ایرانی است که موسیقی ایران را به اسپانیا برده و همین موسیقی است که بعدها از انجا به اروپا نیز راه یافته است. شاید خوشایند بودن نغمه های اسپانیولی در نظر ما شرقیان نیز از همین جا سرچشمه گرفته است.  
 
برگرفته از کتاب: موسیقی ایران، روح الله خالقی