ویکتور مائین در سال 1888 میلادی این دسته از سازهای کوبه ای، ضربه ای و سایشی بدون پوست را خودصدا نامید.

بعدها زاکس و هورن بوستل در سال 1914 این سازها را ایدئوفون نامیدند که همان معنی خودصدا را می دهد.

خودصداها سازهایی هستند که خوربخود قابلیت ایجاد صدا را دارند و مادۀ سازندۀ آنها سخت، غیرقابل انعطاف و در عین حال قابل ارتعاش است.

خودصداهای کوبه ای، خودصداهای تیغه ای، خودصداهای سایشی و خودصداهای دمیدنی از انواع خودصداها هستند و هر یک از این گروه‌ها بر حسب شکل یا جنس یا نحوۀ استفاده یا چگونگی ایجاد صدا به انواع مختلفی تقسیم می شوند.

در ادامه بعضی از انواع خودصداها را مورد بررسی قرار می دهیم.

 

چاک یا تخته

ساز تخته یا چاک

این ساز خودصدایی است کوبه ای که با ضربۀ مستقیم به صدا در می آید و جنس آن از چوب و شکل آن صفحه ای یا ورقه ای می باشد. در هرمزگان چاک به صفحه های دوتایی چوبی گفته می شود که بیشتر در بندر لنگه و بندرعباس رواج دارند.

 

ساختار چاک و نحوۀ استفاده از آن 

چاک، دو صفحه یا ورقۀ چوبی جدا از هم است که هر صفحۀ آن شامل یک قسمت پهن و یک قسمت باریک است. چاک را در ضخامت های مختلف می سازند.

در هرمزگان چاک غالبا بصورت گروهی توسط زنان نواخته می شود. گاهی مردان و به ویژه جوانان نیز آنان را می نوازند.

از چاک فقط در مراسم عروسی و شادمانی و نیز مجالس لیوا استفاده می کنند. جنس چوب چاک معمولا از جنس چوب های متداول در آن منطقۀ مورد نظر است.

 

تکنیک های اجرایی چاک

برای نواختن چاک، نوازنده هر یک از دو صفحۀ چوبی را در یک دست خود می گیرد و به هم می کوبد. نحوۀ کوبیدن به ریتم، سرعت و زمان بندی موسیقی ارتباط دارد. صدای چاک در تشدید آکسان های موسیقی و هماهنگی میان اجراکنندگان و حاضران نقش بسزایی دارد.

 

کرب

ساز کرب

کَرب خودصدایی کوبه ایست که با ضربۀ مستقیم به صدا در می آید و جنس آن از چوب و شکل آن سیلندری یا گلدانی است.

این خودصدا در قدیم از جنس سنگ بوده اما به علت شکستن و خرد شدن سنگ ها هنگام نواختن و آسیب دیدن نوازندگان و اطرافیان، به تدریج چوب جایگزین سنگ شده است.

اینگونه از خودصداهای چوبی سیلندری یا گلدانی شکل توپر امروزه در چند ناحیه از ایران، از جمله سبزوار، آران، ابیانه و شهرضا، استهبان و لاهیجان، مازندران و سمنان رواج دارند.

در گیلان به این خودصدا کَرب می گویند. در مازندران به کرب یا کارب شهرت دارد. در آران سَنج نامیده می شود. در ابیانه به جغجغه معروف است و در سبزوار به آن سنگ می گویند.

ساختار کَرب و موارد استفادۀ آن

کَرب دو قطعه چوب توپر جدا از هم به شکل گلدان و تا حدودی مانند نیمۀ تخم مرغ است و یک سمت آن محدب و سمت دیگر کاملا صاف و تخت است.

در طرف محدب غالبا تسمه ای چرمی نصب می کنند تا کَرب در دست نوازنده محکم تر قرار گیرد. معمولا کَرب را از چوب های سخت و مقاوم مانند زردآلو و گردو می سازند.

از این خودصدا فقط در ایام عزاداری عاشورا در ماه محرم استفاده میشود. این ساز بصورت گروهی استفاده می شود و هیچ ساز دیگری آنرا همراهی نمی کند. هنگام اجرای گروهی کَرب یک یا چند نوحه خوان، گروه اجراکننده را همراهی خواهند کرد.

تکنیک اجرایی کَرب

هر کدام از دو قطعۀ این ساز در یک دست اجراکنند طوری قرار می گیرند که کاملا در مشت نوازنده مستقر شوند. سطح صاف و تخت این دو قطعه با شدت و با تقارن های متریک_ ریتمیک معین به هم کوبیده می شوند. نواختن کَرب همراه با حرکتهای متنوع، موزون و هماهنگ گروه اجراکنندگان است.

سنج

سنج

خودصداهای کوبه ای بشقابی شکل در برخی نواحی ایران مشاهده می شوند که نام ها و کارکردهای مختلفی دارند.

در بوشهر به این خودصداها سنج می گویند. در سیستان به قاشقک معروف است. در هرمزگان شرینگ یا جینگ نام دارد.

عرب های خوزستان به ان سچابیق می گویند و در بسیاری مناطق به زنگ معروف است. نوع کوچک این خودصدا غالبا با بند یا کش به انگشتان دست نوازنده بسته می شود و در مراسم عروسی و شادی و بیشتر هنگام رقص به صدا در می آید.

در بین سازهای این گروه، سنج بوشهر ویژگیهای منحصربفردی دارد. از جمله اینکه:

الف- در مقایسه با سازهای هم گروه خود، از همه بزرگتر است.

ب- هر کدام از دو قطعۀ آن در یک دست نوازنده قرار می گیرند.

ج- تنها ساز این گروه است که فقط در مراسم عزاداری عاشورا از آن استفاده می کنند زیرا سایر انواع این گروه در سایر نواحی ایران فقط در مراسم شادمانی و عروسی و جشن ها مورد استفاده قرار می گیرند.

د- صدای آن در مقایسه با نمونه های هم گروه از همه قویتر و دارای زنگ و طنین بیشتر است.

ه- ضخامت بدنۀ آن از سازهای هم گروه بیشتر است.

ساختار سنج و موارد استفادۀ آن

سنج های قدیمی بوشهر از جنس برنج یا آلیاژ مخصوصی است که به آن هفت جوش می گویند. هر کدام از دو قطعۀ سنج مثل یک بشقاب توگود و دارای دسته ای نسبتا قطور و بلند است.

وسط هر یک از این دو قطعه برآمده است و در مرکز این برآمدگی سوراخی برای نصب دسته وجود دارد.

تعداد سنج ها در گروه ممکنست از سه تا هفت متغیر باشدو اگر از هفت سنج استفاده شود معمولا سه سنج در جلو و چهار سنج در پشت گروه قرار می گیرند.

مراسم سنج و دمام که حدود بیست دقیقه طول می کشد برای اعلام شروع مراسم عزاداری محرم است و جنبۀ خبری دارد.

تکنیک های اجرایی سنج بوشهر

هر کدام از دو قطعۀ سنج در یک دست نوازنده قرار می گیرند که غالبا یکی ثابت است و دیگری را به آن می کوبند و صدا در هر دو قطعه ایجاد می شود. سنج بوشهر را ایستاده و بیشتر در حرکت می نوازند.

تشتک و کوزه

ساز کوزه و تشتک

تشتک فلزی به همراه دو کوزۀ سفالی در مجموع، یک ساز ترکیبی و از قدیمی ترین خودصداهای بلوچستان محسوب می شوند.

 

ساختار تشتک و کوزه و موارد استفادۀ آن

تشتک یک بشقاب تو گود از جنس برنج یا آلیاژهای مشابه است که اندازۀ معین و ثابتی ندارد. کوزه در واقع همان کوزه های متداول بلوچی است که مورد استفادۀ خانگی برای حمل و نگهداری آب است.

این کوزه شکمی برآمده و ته و دهانۀ نسبتا باریکی دارد. در ترکیب این دو خودصدا از دو کوزه و یک تشتک استفاده می کنند.

تشتک و کوزه هیچ وقت به تنهایی و جدا از یکدیگر نواخته نمی شوند. تشتک و کوزه معمولا هنگام اجرای ترانه های شاد بلوچی در مجالس عروسی و شادمانی نواخته می شود.

با انتخاب تشتک مناسب از نظر زیر و بمی صدا و با کم یا زیاد کردن آب داخل کوزه ها می توان خودصدای ترکیبی تشتک و کوزه را به طور نسبی با سایر سازهای بلوچی کوک کرد.

تشتک و کوزه امروزه در معرض فراموشی است و غالبا به جای آن از دهلک استفاده می شود.

تکنیک اجرایی تشتک و کوزه

تشتک و کوزه ها با هم نواخته می شوند. تشتک را وارونه در میان دو کوزه روی زمین و در مقابل نوازنده می گذارند.

داخل هر کوزه مقداری آب ریخته شده و کوزه ای که آبش بیشتر است صدایش زیرتر و کوزه ای که آبش کمتر است صدایش بم تر است.

نوازنده با کف هر دو دست خود متناوبا بر دهانۀ کوزه ها و پشت تشتک ضربه می زند و آنها را به صدا در می آورد. صدای کوزه ها بم و گرفته و در تضاد با صدای تشتک است و این دو صدا در مجموع به طور متناوب شنیده می شوند.

خانوادۀ زنگ ها

ساز زنگ

خانوادۀ زنگ ها، زنگوله ها و ناقوس ها از متنوع ترین انواع خودصداها در نواحی ایران به شمار می روند. این خودصداها را بر حسب اینکه با ضربۀ مستقیم یا غیرمستقیم به صدا در می آیند می توان به دو گروه تقسیم کرد.

ناقوس آتشکده زرتشتیان، زنگ زورخانه و زنگ کشتی با ضربۀ مستقیم به صدا در می آیند. و سایر انواع زنگ ها و زنگوله های نواحی ایران با ضربۀ غیرمستقیم به صدا در می آیند.

گروهی که با ضربۀ غیرمستقیم به صدا در می آیند خود به دو گروه تقسیم می شوند:

زنگ هایی که با وزنۀ آویزان داخل زنگ به صدا در می آیند و و زنگ هایی که با وزنه یا گوی آزاد داخل زنگ به صدا در می آیند.

زنگ هایی که با وزنۀ آویزان داخل زنگ به صدا در می آیند

خانواده زنگ ها

انواع زنگوله های حیوانات و چهارپایان، نمونه هایی از زنگوله های قدیمی که در زیورآلات زنان استفاده می شده اند، ناقوس های کلیساهای مسیحیان، ناقوس های اماکن مذهبی زرتشتیان، ناقوس کشتی ها، برخی نمونه های زنگ مدارس و پادگان های نظامی و… در این گروه قرار می گیرند.

این گروه از زنگ ها و زنگوله ها بیشتر به غُر یا غُرچه معروفند و در شکل ها و اندازه های مختلف دیده می شوند.

صرف نظر از شکل ظاهری آنها که ممکنست گوناگون باشد، این زنگ ها چند ویژگی مشترک دارند:

  • غالبا کروی یا شبه کروی هستند.
  • دهانۀ زنگ ها حالت شیپوری، ناقوسی و کتابی ندارد و طوری جمع شده که شکافی در قسمت پائینی کره برای انداختن گوی به داخل زنگ و نیز خروج صدا از آن ایجاد شده است.
  • در داخل کرۀ زنگ، گوی کروی کوچکی به طور آزاد رها شده است.

قوپوز (زنبورک)

زنبورک

قوپوز از سازهای رایج در بسیاری از فرهنگ های جهان و از خانوادۀ خودصداهای تیغه ایست که با ضربۀ مستقیم به صدا در می آید.

قوپوز قابی شکل و جنس آن از فلز است و در واژه نامه های موسیقی جهان به صورت چنگ یهود یا چنگ دهنی آمده است.

امروزه قوپوز را فقط در نواحی ترکمن نشین ایران یعنی قسمتی از گلستان و شمال غربی استان خراسان می نوازند و در نواحی دیگر ایران یا منسوخ شده و یا متداول نیست.

ساختار قوپوز و موارد استفادۀ آن

قوپوز یا زنبورک از دو قسمت قاب و زبانه یا تیغه تشکیل شده است. قاب، تکه ای مفتول فلزی است که با چهار خم، تقریبا به شکل یک کلید میان تهی و یا طرح یک تنگ گلوباریک در آمده است.

در وسط این قاب، تیغۀ فلزی نازک و باریکی نصب شده است که حالت فنری و ارتجاعی دارد و از یک طرف به قاب متصل است و از طرف دیگر آزاد است.

در مناطق ترکمن نشین ایران این ساز فقط در مراسم شادی یا دورهمی های زنان و دختران ترکمن معمولا به صورت گروهی نواخته می شود و هیچ ساز یا وسیلۀ دیگری آنرا همراهی نمی کند. جنس قاب و زبانۀ قوپوز یا زنبورک فلزی است.

ساز قوپوز

تکنیک اجرایی قوپوز یا زنبورک

قسمت مثلثی شکل قاب قوپوز طوری در دست اجراکننده قرار می گیرد که انگشتان مانع ارتعاش زبانه نشوند و ساز را نیز طوری در دهان می گذارند که میان دندانهای جلویی بالا و پائین استوار گردد.

پس از استقرار ساز در میان دندانها با انگشت شست یا سبابه به سر زبانه ضربه می زنند و سپس زبانه رها می شود. چون زبانه حالت فنری دارد پس از هر ضربه به ارتعاش در می آید و صدا ایجاد می شود.

صدای زنبورک از قاب به دندانها و از دندان ها به فک ها و سینوس های گونه و پیشانی نوازنده منتقل و تقویت می شود.

فضای خالی دهان و سینوس ها نقش مهمی در شکل گیری صدا، طنین و رَنگ صوتی این ساز دارند و چگونگی حرکت لب ها و شدت دم و بازدم نیز در نوع رَنگ، طنین و ارتفاع صدا مؤثر هستند.

قارقارک

ساز قارقارک

ساختار قارقارک

قارقارک در عین ظاهر ساده و ساختمان ساده اش، مکانیسمی بسیار حساب شده دارد و از قسمتهای زیر تشکیل شده است:

دستۀ چوبی (تولیدکنندۀ صدا)، رشته هایی از موی دم اسب (انتقال دهنده و تولیدکنندۀ صدا)، کاسۀ طنینی (تشدید کنندۀ صدا)، پوست روی دهانۀ کاسۀ طنینی (انتقال دهندۀ صدا و تشدید کنندۀ صدا).

دستۀ قارقارک، قطعه چوب گردی است که در نقطه ای نزدیک به یک سر آن، شیاری ناودانی شکل در اطراف چوب ایجاد شده است.

چند رشته موی دم اسب در این شیار طوری گره زده می شوند که بتوانند آزادانه حرکت کنند و سر دیگر رشته ها پس از عبور از سوراخ ایجاد شده در مرکز پوست روی دهانۀ کاسه گره زده می شوند.

کاسۀ طنینی یک نیمکرۀ خالی از جنس سفال یا چوب است که با رشته های موئین به دسته آویزان است.

از قارقارک بیشتر برای ایجاد صداهای شدید و هیجان آور در اعیاد و شب های چهارشنبه سوری استفاده می شود.

تکنیک اجرایی قارقارک

محل تماس رشته های موئین را با دستۀ چوبی با آب خیس می کنند و دستۀ قارقارک را در هوا می چرخانند. با حرکت دسته، کاسۀ طنینی در هوا به چرخش در می آید و رشته های موئین به شیار چوب دسته ساییده می شوند و صدای خفیفی ایجاد می شود.