مشاهیر موسیقی جهان

فردریک فرانسوا شوپن

 

فردریک فرانسوا شوپن، نوازنده پیانو و آهنگساز لهستانی، در مارس ۱۸۱۰ در روستای زلازولا در نزدیکی ورشو از مادری لهستانی و پدری فرانسوی بدنیا آمد.

او نوازنده پیانو و آهنگساز لهستانی بود.

وی پس از آنکه به عنوان یک کودک نابغه در سرزمین مادری‌اش شناخته شد در ۲۰ سالگی لهستان را برای رفتن به پاریس ترک کرد و در آنجا به عنوان نوازنده، معلم موسیقی و آهنگساز شروع به فعالیت کرد و به مدت ۱۰ سال از ۱۸۳۷ تا ۱۸۴۷ با ژرژ ساند نویسنده فرانسوی ارتباط داشت.

شوپن در تمام طول عمر خوداز ضعف جسمانی رنج می‌برد تا آنکه درسال ۱۸۴۹ در ۳۹ سالگی بر اثر سل ریوی درگذشت.

شوپن اغلب آثارش را برای پیانو تنها می‌نوشت اما در میان کارهایش می‌توان قطعاتی برای پیانو و همراهی‌کننده یافت.

ملودی اصل تقویت‌کننده اثر اوست و هیچ چیزی در آن از تزیین بی‌دلیل و زاید برخوردار نیست.

گرچه در آثارش تکنیک نوازندگی بالایی به چشم می‌خورد ولی نحو بیان شاعرانه و نوانس‌ها کارهای او را از آثاری که فقط تکنیک نوازندگی در آن‌ها مد نظر قرار گرفته‌است، متمایز می‌کند.

او تعدادی از فرم‌های موسیقی را ابداع نمود اما مهم‌ترین نوآوری‌هایش را درقالب فرم‌هایی مثل سونات پیانو، والس، نوکتورن، اتود، پرلود و پولونِز به‌نمایش‌گذاشته‌است.

استعداد موسیقایی شوپن جوان در سال‌های آغاز زندگی‌اش ظهور کرد تا آنجا که در ورشو به لقب موتسارت دوم مشهور شد.

شوپن قبل از ۷ سالگی دو پولونز (در سل مینور و در سی بمل ماژور) نوشت که اولی توسط پدر سیبولسکی-سرپرست مدرسه نوازنده ارگ و یکی از معدود ناشران موسیقی در لهستان- منتشر شد.

با انعکاس نبوغ خارق‌العاده او در روزنامه‌های ورشو، شوپن کوچک موردتوجه و پذیرش سالن‌های کنسرت اشرافی در پایتخت قرار گرفت.

او از این زمان اجرای کنسرت‌های خیریه خود را آغاز کرد و اولین کنسرت پیانو خود را در ۸ سالگی اجرا کرد. او نخستین درس‌های حرفه‌ای پیانو را از زیونی (متولد ۱۷۵۶ در بوهم) آموخت.

این دوره از سال ۱۸۱۶ تا ۱۸۲۲ به طول انجامید، شوپن از زیونی به نیکی یاد می‌کرد گرچه او خیلی سریع از استادش پیشی گرفت.

یکی دیگر از کسانی که در پیشرفت شوپن نقش بسزایی را ایفا کرد ویلهلم وورفل (متولد ۱۷۹۱ در بوهم) بود. این نوازنده پیانو پرآوازه که استاد کنسرواتوار ورشو بود درس‌های گرانبهایی را در نواختن ارگ و پیانو به شوپن آموخت.

شوپن در پاییز ۱۸۲۶ نزد جوزف السنر (متولد ۱۷۶۹) آهنگساز کنسرواتوار ورشو شروع به یادگیری تئوری موسیقی، هارمونی و آهنگسازی کرد.

او در ورشو نخستین اجرا از پیانو در فا مینور را ارائه نمود و اولین اجرا از پیانو می‌مینور را در تئاتر در ۱۷ مارس ۱۸۳۰ به نمایش گذاشت.

شوپن در وین خبرهایی درباره شورش ماه نوامبر روسیه علیه لهستان شنید که این باعث شد از تصمیمش برای بازگشتن به کشورش صرف نظر کند.

او چند ماه دیگر در وین اقامت گزید و پس از آن به مونیخ و اشتوتگارت و سپس در اوایل اکتبر به پاریس رفت. شوپن تا پیش از این بسیاری از آثار مهم خود را تصنیف کرده بود که تعدادی از اتودهای اپوس ۱۰ و دو کنسرتو پیانو‌اش از آن جمله‌اند.

شوپن در پاریس با چندتن از بهترین نوازنده‌های پیانو آن زمان آشنا شد که فردریش کالکبرنر، فردیناند هیلر و فرانتس لیست از آن‌جمله هستند و در همین زمان بود که ارتباط صمیمی او با آهنگسازانی مثل هکتور برلیوز، فلیکس مندلسون و وینچنتزو بلینی شکل گرفت.

موسیقی او تا پیش از این توسط آهنگسازان بسیاری موردتحسین قرار گرفته بود تا جایی که روبرت شومان درباره او به دیگران گفت: «آقایان، کلاهتان را به احترام یک نابغه بردارید.»

شوپن در ۱۸۳۵ با خانواده‌اش در کارلسبد ملاقات کرد و آن‌ها را تا محل سکونتشان در دشن و سپس تا ورشو همراهی کرد و پس از آن چند هفته‌ای را در درسنین اقامت گزید و بعد به لیپزیگ عزیمت کرد و در آنجا مندلسون و شومان را ملاقات نمود.

او هنگام بازگشت از این سفر دچار حمله شدید تنگی نفس شد که این حمله به قدری طاقت‌فرسا بود که روزنامه‌های لهستانی خبر درگذشت او را منتشر کردند.

شوپن در ۱۸۳۸ با ژرژ ساند -که شش سال بزرگ‌تر از او بود- آشنا شد و این رابطه که به سختی می‌توان درباره شیرین یا تلخ بودنش قضاوت کرد تا سال ۱۸۴۷ به طول انجامید.

آن‌ها در زمستان ۱۸۳۹ به مایورکا رفتند که هوای نامساعد آنجا و نمناک بودن اتاق‌هایی که شوپن در آن‌ها اقامت داشت، تأثیر بسیار بدی بر سلامتی وی گذاشت تا آنجا که آن‌ها مجبور به بازگشت به خانه شدند و شوپن پس از آن دیگر هرگز نتوانست سلامت خود را بازیابد.

در سال ۱۸۴۵ مشکلات زیادی در رابطه بین شوپن و ساند ظاهر شد و در ۱۸۴۶ این رابطه با ورود مشکلات خانوادگی تیره‌تر گردید و این همان سالی بود که ساند یکی از رمان‌هایش به نام نوکرزیا فلوریانی را که اصلاً برای شوپن خوشایند نبود را منتشر کرد.

داستان این رمان به داستان یک هنرپیشه ثروتمند و یک شاهزاده بیمار برمی‌گردد که احتمالاً بازتابی از روابط میان خود او و شوپن است.

 مشکلات خانوادگی سرانجام در سال ۱۸۴۷ به قدری قوت گرفت که منجر به قطع رابطه شوپن با ساند شد.

شوپن در ۱۸۴۸ آخرین کنسرتش را در پاریس اجرا نمود و سپس به اسکاتلند و انگلستان رفت اما شدیدا بیمار شد تا آنکه در ۱۷ اکتبر ۱۸۴۹ هنگامی که به پاریس باز می‌گشت، در خانه خواهرش لودویکا درگذشت.

روز پس از آن ماسکی از صورت و دست‌هایش ساختند و سپس بدن او را گورستان پرلاشز به خاک سپردند.

 او پیش از مرگ درخواست کرد در مراسم خاک سپاری‌اش رکوییم موتسارت اجرا شود در این مراسم مارش عزا از سونات پیلنو در سی بمل مینور اثر خودش نیز نواخته شد و به وصیت او و به ابتکار خواهرش، قلب او به میهن اصلی او لهستان برده شد و امروز در کلیسایی در ورشو نگه‌داری می‌شود.

همه آثار شوپن برای پیانو نوشته شده‌اند که این آثار یا به صورت تکنوازی هستند یا با همراهی پیانو دوم، ویولن، ویولن سل، آواز و یا ارکستر.