منشأ موسیقی از فریاد کار تا صدای ابزار

منشأ موسیقی از فریاد کار تا صدای ابزار

هم‌آهنگی و رفتار موزون

در مراحل ابتدایی حیات انسانی، کار به‌صورت گروهی بود. افراد هر گروه برای غلبه بر مشکلات توان‌فرسای پیش از تاریخ، مشترکاً و به طرزی هماهنگ کار کردند و چون هر کاری مثلا غلتانیدن سنگ یا کندن خاک یا فروانداختن درخت یا پارو زدن، مرکب از حرکاتی مکرر و منظم است.

مردم ابتدایی در حین کار جمعی، رفتاری موزون داشتند، با یکدیگر پیش‌وپس می‌رفتند، دست‌ها را بالاوپایین می‌بردند، ابزارها را به‌کار می‌انداختند و دم و بازدم می‌زدند؛ همان‌طور که هیزم‌شکنان کنونی هنگام زدن تبر به چوب، نفس خود را به شدت و با صدا از سینه بیرون می‌رانند.

فریاد کار و صدای ابزار

مردم ابتدایی موافقِ حرکات موزون خود، شهیق و زفیر می‌کشیدند و از حنجره اصواتی اخراج می‌کردند.

اصوات ناشی از حنجره (فریاد کار) که با اصوات ناشی از برخورد ابزارهای کار بر مواد موردعمل (صدای ابزار) ملازم بودند.

بدیهی است که انسان‌های ابتدایی در ضمن کار موزون خود، به مقتضای احوال خود، کلماتی هم بر زبان می‌راندند.

از این کلمات که در نظر آنان عواملی جادویی به شمار می‌رفتند و منظماً به‌وسیله «فریاد کار» و «صدای ابزار» قطع می‌گردیدند، ترانه‌های ابتدایی پدید آمدند.

ساخت ابزار موسیقی

هم‌چنان‌که وزن کار موجب موزونیت حرکات بدن و اصوات انسان و پیدایش ترانه شد، اصوات ابزاری کار هم انسان را به ساختن ابزارهای موسیقی کشانید.

حتی برخی از ابزارهای موسیقی مستقیما از شماری از سازهای زهی باستانی که به الهام کمان ساخته شدند و یکی از ساده‌ترین آن‌ها چنگ است.

آغاز با آواز

کارل بوخر

این نظریه که اول بار به‌وسیله کارل بوخر (Karl Buecher) طرح شد، در آغاز سخت موردانتقاد و مخالفت قرار گرفت؛ ولی به‌تدریج توانست بیش از نظریه‌های دیگر موردقبول افتد.

امروز عموم محققان موسیقی گواهی می‌کنند که اولاً موسیقی با آواز آغاز شد و آواز از تکامل «فریاد کار» و «صدای ابزار» فراهم آمد و ثانیاً ابزارهای کار زمینه و مسطوره ابزارهای موسیقی بودند؛

بنابراین می‌توان پذیرفت که شعر و موسیقی ابتدایی نیز مانند هنرهای دیگر زاده کار یا زندگی تولیدی ابتدایی است؛ به این معنی که وزن کار و جادوی لفظی به ترانه‌سازی و نوازندگی کشانیده می‌شود.

آفرینش گروهی

هنوز در بسیاری از اجتماعات ابتدایی موجود، موسیقی به همان شیوه‌ای که به اشاره گذشت، آفریده می‌شود:

گروهی به کاری دست می‌زنند و در آن میان یکی به تناسب حرکات کار، برای خود زمزمه می‌کند؛ چون این گروه از همکاری و هماهنگی برخوردارند، زمزمه او توجه دیگران را به خود می‌کشد؛ پس یکی دیگر، موافق نوای زمزمه او که با وزن کار جمعی تناسب دارد، کلماتی بر زبان می‌آورد و سپس دیگران با حرکات بدن و صدای خود، او را همراهی می‌کنند.

ترانه کار

به این طریق، زمینه یک آهنگ و پس از هر آهنگ و ترانه و رقص، در جریان دهه‌ها و سده‌ها اشکال گوناگونی به‌دست می‌آید و جزء سرمایه فرهنگی گروه ابتدایی می‌شود؛

چنان که تامسن (Thomson) نشان داده است، ترانه‌های کار که از همکاری دستگاه تکلم با حرکات سایر اندام حاصل می‌شوند، در اجتماعات مختلف و در همه‌جا بر همین منوال پدید می‌آیند.

میلان پری Milman Parry

2500 صفحه گرامافون از آوازهای محلی

زبان‌شناسی با نام میلمن پری (Milman Parry) در سال 1935 به یوگوسلاوی رفت و از آوازهای محلی مردم آن دیار 2500 صفحه گرامافون پر کرد.

از این صفحه‌ها به خوبی دریافت می‌شود که اگر یک آهنگ به‌وسیله خواننده واحدی در چند مورد متفاوت ترنم شود یا به وسیله چند خواننده خوانده شود، تغییرات فاحشی در آن راه می‌یابد؛

به عبارت دیگر، ترانه‌ها در جریان زمان دیگرگون می‌گردند.

موسیقی هند

موسیقی هندی، صدای طبیعت

بستگی موسیقی به زندگی واقعی از ترانه‌های مردم ابتدایی موجود به خوبی استنباط می‌گردد؛ مثلا در موسیقی هندی صدای طبیعی جانوران مانند فیل و طاووس به حد وفور تقلید شده است.

مسافری می‌نویسد که در پونه هند مردی آبکش که برای کشیدن آب از چاه گاوی را در مسیر سراشیبی می‌راند و بازمی‌گرداند، در ضمن کار، خودبه‌خود ترنم می‌کرد و آواز او به تناسب حرکت کند و تند گاو در رفت و بازگشت، دو نوای متفاوت به دست می‌داد.

قالب‌های موزون

از این گذشته، موسیقی هندی کنونی مشتمل است بر صدها قالب موزون به‌نام راگا (Raga) و تالا (Tala) که هر کدام به یکی از پدیده‌های عینی یا ذهنی ارتباط دارد.
کارل بوخر در کتاب سابق‌الذکر خود نشان داده است که نه تنها در هند، بلکه در همه‌جا، وزن ترانه با وزن کاری که ضمن ترنم آن صورت می‌گیرد، توافق دارد.

اوزان اشعار، اوزان زندگی

شعرشناسان قدیم اسلامی متذکر شده‌اند که اوزان شعر از اوزان اصوات زندگی واقعی مأخوذند؛ مثلا غناءالرکبان (آواز سواران) آوازی بود که در حین‌سواری خوانده می‌شد و با حرکات سواری توافق داشت.

مروج الذهب مسعودی

مسعودی در مروج‌الذهب آورده است که به نظر پیشینیان، وزن کهنه حدی که در بحر رجز است، از وزن گام‌های شتران گرفته شده است و نیز گفته‌اند که بحر ترانه (مفعول مفاعلن مفاعلین فع) را اول بار شاعری از کودکی که هنگام گوی‌بازی، موافق حرکات گوی خود چنین گفت: «غلتان غلتان همی رود تا بُن گو»، فراگرفت.

بومیان مائوری

گروهی از ترانه‌های بومیان مائوری (Maori) و نیو هبریدز (New Heberides) در پولی نزی، شامل دو بند متفاوت مختلف‌البحر است: بند اول «برگ» و بند دوم «میوه» نام دارد. همچنین یکی از قوالب ترانه‌های بومیان تیکوپی (Tikopi) در پولی نزی سه بند دارد: اولی «بیخ تنه درخت» و دومی «کلمات میانجی» و سومی «شاخه میوه» خوانده می‌شود.
همان‌طور که قالب و موضوع ترانه‌های ابتدایی از بستگی شعر و زندگی عملی خبر می‌دهد و طرز پیدایش ترانه‌ها نیز این نکته را می‌رسانند.

منبع: منشاء موسیقی، امیرحسین آریان‌پور