هنرمندان موسیقی قدیم ایران مانند هنرمندان تمام رشته های هنری در طول تاریخ با تاثیرگذاری بر سبک ها و ایجاد تغییر و تحول چه خودآگاه چه ناخودآگاه نقش بسزایی در شکل گیری و ورود به سبک ها و دوره های جدید داشته اند.

هنرمندان موسیقی قدیم ایران

دورۀ صفویه به بعد

از نوازندگان دورۀ صفویه این اشخاص را نام برده اند: حافظ احمد قزوینی، حافظ باخرزی، حافظ مظفر قمی، حافظ هاشم قزوینی، میرزا محمد کمانچه ای، استاد محمد مؤمن، استاد شهسوار چهارتاری، استاد معصوم کمانچه ای، استاد سلطان محمد تنبوره ای، میرزاحسن تنبوره ای و استاد سلطان محمد چنگی.

در زمان کریم خان زند هنرمندی مرسوم به پری خان، و در زمان فتحعلی شاه قاجار نوازنده ای به نام چالانچی خان، و در دورۀ محمدشاه قاجار دو استاد موسوم به استاد زهره و استاد مینا شهرت داشته اند.

هنرمندان موسیقی قدیم ایران

نوازندگان تار و سه تار

آقاعلی اکبرفراهانی را باید سرسلسلۀ خاندان هنر موسیقی نامید زیرا موسیقی کلاسیک امروز ما، یعنی مجموعۀ دستگاهها و گوشه های آوازها که آنها را ردیف می نامیم، روایت آقاعلی اکبر است.

پس از فوت وی برادرزاده اش آقاغلامحسین که دست پرورده عموی خود و استاد بی نظیری بود تربیت فرزندان آقاعلی اکبر، یعنی میرزاعبدالله و آقاحسینقلی، را به عهده گرفت و رموز این فن را به آنان آموخت. 

این دو تن هم در طول حیات خود شاگردان بسیاری را تربیت کردند. سید حسن خلیفه، مهدی صلحی، اسماعیل قهرمانی، مهدی دبیری، ابوالحسن صبا و… از شاگردان میرزاعبدالله بودند و درویش خان، میرزا غلامرضا شیرازی، فخام الدوله، یوسف فروتن، مرتضی نی داوود و… از دست پروردگان آقاحسینقلی می باشند. علی اکبر و عبدالحسین شهنازی فرزندان آقاحسینقلی و شاگرد او بودند.

احمد عبادی نوازندۀ سه تار نیز پسر میرزاعبدالله است که هنر پدر را به ارث برده و از هنرمندان بزرگ این دوره است. 

خدمت بزرگ میرزاعبدالله در گردآوری و تنظیم ردیف شایان ذکر است. شاگرد او منظم الحکما در سالهای 1294 تا 1301 ردیف استادش را با سه تار نواخته و مهدیقلی هدایت مخبرالسلطنه آن را به خط بین المللی موسیقی نوشته است. 

علینقی وزیری نیز ردیف های میرزاعبدالله و آقاحسینقلی را با همین خط نت نوشته و بعدها موسی معروفی، شاگرد غلامحسین درویش و علینقی وزیری این نوشته ها را گردآوری کرده و ردیف جامعی تألیف نموده که در سال 1342 از طرف ادارۀ هنرهای زیبا به چاپ رسیده است. 

غلامحسین درویش، شاگرد آقاحسینقلی، نیز نوازنده و آهنگساز هنرمند و باذوقی بود که شاگردانی مانند عبدالله دادور، موسی معروفی، مرتضی نی داوود، ابوالحسن صبا، حسین سنجری و ارسلان درگاهی را تربیت کرده است. از هنرمندان دیگر تار می توان به لطف الله مجد، جلیل شهناز و فرهنگ شریف نیز اشاره نمود. 

هنرمندان موسیقی قدیم ایران

نوازندگان کمانچه و ویولن

پس از خوش نواز، نوازندگانی همچون اسماعیل خان، قلی خان، موسی کاشیف میرزارحیم، جواد خان قزوینی، حسین اسماعیل زاده، باقرخان رامشگر و علیرضا چنگی در نواختن کمانچه مهارت داشته اند. 

بعد از حسین خان کمانچه، از علاقمندان این ساز بسیار کاسته شد و در حقیقت ویولن جای کمانچه را گرفت. چناکه در حال حاضر نوازندگانی که بتوانند خوب کمانچه بزنند نادراند. 

نوازندگانی مانند علی تجویدی، رحمت الله بدیعی، حبیب الله بدیعی، پرویز یاحقی، مجید وفادار، همایون خرم و ذوالفنون در نواختن موسیقی ایرانی بر روی ساز ویولن دارای تبحر هستند. 

نوازندگان سنتور

نوازندگان سنتور

از بعد از محمدحسن خان افرادی مانند محمدصادق خان سرورالملک، سماع حضور، علی اکبر شاهی، حسن سنتوری، حبیب سماعی، رضا ورزنده و فرامرز پایور را می توان از بزرگان سنتور نامید. 

نوازندگان قانون و عود

نوازندگان قانون و عود 

قانون و عود از سازهای ایرانی هستند که فرن ها فراموش شده بودند و از سازهای موسیقی عرب محسوب می شدند. تنها نوازندۀ ایرانی که شروع به نواختن قانون کرد رحیم قانونی شیرازی بود که بعد از فوت او فرزندش جلال قانونی جای پدر را گرفت. ولی در مورد عود که چندسالی است که مورد توجه قرار گرفته است، هنوز نوازندۀ بزرگی پیدا نشده است. 

نوازندگان نی

نوازندگان نی 

از نوازندگان خوب نی می توان به سلیمان اصفهانی، یدالله میرزاساه یدی، سرمست عراقی، نایب اسدالله، نی زن اصفهانی و شاگردش مهدی نوایی اشاره کرد. حسن کسایی هنرمند ارزندۀ نی نیز شاگرد مهدی نوایی بوده است. 

نوازندگان تنبک و سازهای ضربی

نوازندگان تمبک و خوانندگان تصنیف و آوازهای ضربی

از جملۀ این هنرمندان می توان به آقاجان اول، تقی خان، آقاجان دوم، عیسی خان آقاباشی، حاجی خان عین الدوله ای، رضا روانبخش، عبدالله دوامی و حسین تهرانی اشاره کرد. 

خوانندگان قدیمی

خوانندگان 

از خوانندگان معروف که شهرت بسزا یافتند باید از درویش حسن اصفهانی، میرزا حسن خاکی، ابراهیم آقاباشی، آقاجان ساوه ای، سید علی اصغر کردستانی، شهاب اصفهانی، میرزا حسین اصفهانی (ساعت ساز)، میرزا حبیب اصفهانی، سید عبدالرحیم اصفهانی، علی خان نایب السلطنه، حسینعلی نکیسا، حسین طاهرزاده، ابوالحسن اقبال آذر، پروانه (بتول)، قمرالملوک وزیری،روح انگیز (بتول عباسی، اسماعیل ادیب خوانساری، جلال تاج اصفهانی و غلامحسین بنان یاد کرد. 

نغمه ها در موسیقی ایرانی

نغمه ها در موسیقی ایرانی

در دستگاه هفتگانۀ موسیقی ایران نغمه های بسیاری موجود اند که اکثر آنها دارای وزن آزاد هستند و بعضی از آنها هم موزون می باشند.

اغلب این نغمه ها هم اکنون همراه با شعر خوانده می شوند و برخی از آنها سازی و نواختنی هستند که نغمۀ بی کلام می باشند. به جز اینها قطعات موزونی به نام تصنیف و رِنگ در موسیقی ما معمول بوده که هنوز هم متداول هستند. 

قطعات ضربی ردیف

قطعات ضربی ردیف

از قطعات ضربی دستگاهها می توان از این نغمات نام برد:

• کرشمه:  یک نغمۀ کوچک سه ضربی است و در اکثر دستگاهها و آوازها نواخته می شود. 

• گریلی: در پردۀ شهنازِ دستگاه شور نواخته می شود و دوضربی یا چهارضربی است. 

• نستوری یا نستاری در دستگاه نوا و سه ضربی سنگین است. 

• چهارپاره در گوشۀ حجازِ آواز ابوعطا متداول است و معمولا سه ضربی استو بعضی آن را هفت ضربی می دانند. این وزن در ماهور به نام نصیرخانی متداول است. 

• زنگوله و نغمه در دستگاه راست پنج گاه و سه ضربی هستند.

• ساقی نامه در دستگاه ماهور

• صوفی نامه در آواز بیات اصفهان و دو ضربی سنگین هستند.

آهنگ محلی

آهنگ های محلی

گذشته از نغمات دستگاهی، آهنگ های محلی نیز همواره موزون اند و اغلب آنها با دو بیتی های محلی خوانده می شوند و برخی از آنها نیز مخصوص رقص و مجالس شادمانی هستند. 

رنگ در موسیقی ایرانی

رِنگ 

کلمۀ رنگ قدیمی به نظر نمی رسد و معلوم نیست از کی متداول شده است. ما امروز نوعی موسیقی را که با آن می توان رقصید رنگ می گوییم. در ردیف موسیقی تعدادی از این رنگ ها بوده و در سالهای اخیر نیز رنگ های بسیاری ساخته شده اند که همه به وزن ¾ یا 6/8 و یا ترکیبی از این دو زون هستند. 

چهارمضراب در موسیقی ایرانی

چهارمضراب

چهارمضراب معمولا با یک ساز و همراه با تنبک نواخته می شود و اغلب به همان وزن رنگ است. شاید ابتدا فقط مخصوص سازهای مضرابی بوده و بعدها به وسیلۀ سازهای آرشه ای هم تقلید شده است. 

پیش درآمد 

نوعی قطعۀ ضربی است که در یک قرن اخیر معمول شده است و مدتها رواج داشته و حالا کمتر نواخته می شود. پیش درآمد درواقع، قسمتهای مهم یک دستگاه است که با ضرب یکنواختِ دو، سه، چهار و شش ضربی اجرا می شود.

سرود

سرود

 از آغاز دورۀ مشروطه نوعی موسیقی به نام سرود معمول شده که به وزن مارش و دوضربی است همراه با اشعار وطنی و اخلاقی. 

تصنیف 

تصور می شود کلمۀ تصنیف خلاصه شدۀ تصنیف قول باشد که در قدیم به کار می رفته است و در شعر قدما کلمات قول و غزل با هم نیز به کار رفته اند.

تصنیف در قدیم گاهی بر روی مضامین و مطالبی که از موضوعات روز به شمار می آمدند ساخته می شد مانند تصنیفی که مردم تهران در سال قحطی پس از عزیمت ناصرالدین شاه به عتبات در سال 1287 قمری می خواندند:

شاه کج کلا   رفته کربلا   گشته بی بلا

نان شده گران  یک من یک قران  یک من یک قران 

ماشدیم اسیر  از دست وزیر  از دست وزیر 

در آن زمان تصنیف گاهی دارای جنبۀ انتقادی هم بود.

تصنیف امشب به بر من در مایۀ بیات اصفهان به وزن سه ضربی سنگین نیز از دیگر نمونه هاست. 

امشب به بر من است آن مایۀ ناز 

یا رب تو کلید صبح در چه انداز

ای روشنی صبح به مشرق برگرد

ای ظلمت شب با من بیچاره بساز 

امشب شب مهتابه حبیبم را می خوام 

حبیبم اگر خوابه طبیبم را می خوام

خواب است بیدارش کنید

مست است و هشیارش کنید

گویید فلانی آمده 

آن یار جانی آمده 

آمده حال تو احوال تو سیه خال تو 

سفید روی تو ببیند برود 

امشب شب مهتابه حبیبم را می خوام 

حبیبم اگر خوابه طبیبم را می خوام

از کسانیکه تصنیف های زیبا ساخته اند باید نخست از علی اکبر شیدا نام برد. وی تصنیف هایش را از دیوان شعرای متقدم انتخاب می کرد و بر روی آنها آهنگ می گذاشت و در موارد بسیاری با تکرار یک یا چند کلمه، اوزان تازه ای به دست می آورد. گاهی نیز آهنگ هایش بر روی اشعاری بود که از طبع خودش تراوش کرده بود. 

سپس باید از ابوالقاسم عارف قزوینی نام برد که بنای کار خود را بر انتقاد از اوضاع اجتماعی و ورود در سیاست گذاشت و تصنیف های بسیار نغز و دلفریب به وجود آورد. 

ترانه

ترانه 

پس از شیدا و عارف که در واقع خود سازندۀ موسیقی و کلام بودند کار تصنیف سازی از لحاظ شعر و آهنگ تقسیم شد.

به این ترتیب که نخست موسیقی دانها آهنگ ساختند و بعد شاعرانی چون ملک الشعرای بهار، حسن وحید دستگردی و چند تن دیگر اشعار را سرودند و به تدریج اشعاری به وجود آمدند که بنا به مقتضای آهنگ دارای وزن عروضی نبودند و موجب پیدایش اشعار هجایی یا سیلابی گردیدند. 

می توان گفت در حال حاضر قسمت مهم موسیقی ما را ترانه تشکیل می دهد که همان تضنیف سابق است.

البته ترانه هایی که ساخته می شوند همه یکدست و باارزش نیستند و ترانه های بی لطف و نازیبا فراوان اند. البته در میان آنها نمونه های ممتاز نیز دیده می شوند.