از صعود روح تا کنسرت‌های آرام در موسیقی سنتی به روایت ژان دورینگ

از صعود روح تا کنسرت‌های آرام در موسیقی سنتی به روایت ژان دورینگ

صعود روح و مرحله «حال»

اگر از نوازنده‌ای سوال شود: «چرا موسیقی می‌نوازی؟» سوالی به‌راستی مشکل از او شده است.

ما آمار منظمی در این باب نگرفته‌ایم؛ اما پس از معاشرت بسیار صمیمانه با نوازندگان و استادان موسیقی ایران، به روشنی بر ما معلوم شد که انگیزه در تمام فرهیختگان اهل موسیقی کمابیش یکسان است.
آنان زیبایی و شوری را دوست می‌دارند که موسیقی برمی‌انگیزد و آدمی آن را همچون یک نیاز اولیه احساس می‌کند.

یک فرد عادی از موسیقی لذت می‌برد و یک فرد حساس‌تر در آن شعفی معنوی می‌یابد.

در میان این دو مرحله، موسیقی همچون حرکت صعودی روح است و از طریق آن می‌توان مراحل روح را دید که چگونه به خود معرفت می‌یابد و به مرحله «حال» می‌رسد.

خلاقیت و سهم زیاد نوازنده در موسیقی ایرانی

تمام پدیده‌شناسی شناخت موسیقی شرقی در اجرای موسیقی است.

بدین ترتیب است که می‌فهمیم چگونه موسیقی مراحل خارق‌العاده‌ای را دربر می‌گیرد و به آن شگفتی و اعجابی می‌رسد که حتی پژواکی هم از آن در شناخت موسیقی غربی نیست.

بدون اینکه در عمق این مسئله برویم، می‌توان فقط به این سخن اکتفا کرد که موسیقی‌دانان ایرانی همان انگیزه‌ای را دارند که همپایگان غربی آنان، اما انگیزه آنان بدون شک در کل شخصی‌تر، صمیمی‌تر و درونی‌تر از انگیزه موسیقی‌دانان غربی است؛

زیرا که آنان اساساً موسیقی را برای خود می‌نوازند و نه برای وارد شدن در یک گروه هم‌نوازی یا اجرای برنامه و یا تعلیم موسیقی بخصوص چون که خلاقیت و سهم نوازنده در موسیقی ایرانی قابل‌ملاحظه است.

فردمحوری در موسیقی سنتی

بنابراین موسیقی ایرانی بیشتر به‌صورت فردی اجرا می‌شود یا به وسیله گروه کوچکی از سه، چهار نوازنده که برای لحظه‌ای چند، همراه می‌نوازند.

بهترین شکل از دو یا سه ساز موسیقی تشکیل می‌شود که با ضرب همراهی می‌گردد و به نوبت به خواننده جواب می‌دهد.

یک برنامه خوب باید هر یک از سازها را شرکت دهد و آن‌ها را در قطعات ضربی یا استثنائاً در محاورات فی‌البداهه وزن آزاد یا ضربی هماهنگ کند.

آغازکنندگان جسور و خویشتن‌داران پایان‎بخش

در قدیم تشریفات خاصی این هماهنگی را تنظیم می‌کرد و بهترین نوازندگان مقدم بر باقی افراد گروه می‌نواختند.

امروز هم به همان ترتیب است؛ هرچند که اغلب آن کسی که جسورتر است ابتدا می‌نوازد و آن که خویشتن‌دارتر است در آخر.

در اجراهای جمعی آن کسی که شروع می‌کند دستگاه را انتخاب می‌کند و او اولین جهت را می‌دهد؛ اگر به مَثَل «چهارگاه» را انتخاب کرده باشد و بعد از «زابُل» توقف کند، باقی نوازندگان مجبورند او را با «حصار» و «مخالف» دنبال کنند.

انتخاب دستگاه کاملا آزاد است و جز به سلیقه و جوّ آن لحظه بستگی ندارد.

کنسرت‌های آرام

این موسیقی در محیطی بی‌دغدغه و آرام و درعین‌حال حساس و متمرکز اجرا می‌شود؛

در این محیط نه از تنش شدیدی که مشخصه مستمعان برنامه‌های موسیقی غربی است، خبری هست و نه از جوش و خروش جمعی که خاص موسیقی نوبای اندلسی است که ترکیبی از آواز و ساز بوده و معمولاً در لحظاتی خاص از روز اجرا می‌شود.

این شکل از موسیقی که ریشه‌ای ایرانی دارد از قرن دهم میلادی به اسپانیای مسلمان وارد شد و از آنجا به آفریقای شمالی رفت.

سوئیتی است که معمولاً از پنج موومان تشکیل شده و از ضرب‌آهنگ مشخصی تبعیت می‌کند.

اینجا فقط آه کشیدن مجاز است!

وقتی نوازندگان مشغول نواختن هستند هیچ‌کس به خود اجازه نمی‌دهد که با صدای بلند سخن گوید و تنها آه و الفاظی چند نشانگر خشنودی شنوندگان به گوش می‌رسد.

برعکس در برنامه‌های عمومی، طرز رفتار شنوندگان از یک‌سوی و نوازندگان از سوی دیگر، تحت‌تاثیر برنامه‌های موسیقی در غرب است؛ دورود و تهنیت، کف زدن و تشویق، سکوت مطلق، درود و آفرین دیگرباره، کف زدن و تشویق و دعوت دوباره هنرمند به صحنه.
لباس به طرز خاصی با دقت انتخاب می‌شود، حضار مختلط عمدتاً از جماعت برگزیده‌تر جامعه جذب می‌شوند.

چنانچه برونو نتل (1971) تذکر می‌دهد، عکس‌العمل مردم در اجرای برنامه‌های موسیقی متجدد شده بسیار پرجوش‌وخروش و افسارگسیخته است؛

حال اینکه در محافل خصوصی موسیقی شنوندگان «آرام و خشنود» هستند.

منبع: سنت و تحول در موسیقی ایران، ژان دورینگ