گلن گولد

گلن گولد 1946 با طوطی اش موتسارت و سگ انگلیسی اش

شهرت بخاطر باخ!

گلن هربرت گولد (به انگلیسی: Glenn Herbert Gould) زاده ۲۵ سپتامبر ۱۹۳۲ – درگذشته ۴ اکتبر ۱۹۸۲) نوازنده پیانو اهل کانادا بود. او یکی از مشهورترین و پرآوازه‌ترین نوازندگان پیانو قرن بیستم شناخته می‌شود که عمدتاً بخاطر تأویل‌هایش از آثار باخ به این شهرت رسید. ویژگی منحصر به فرد نوازندگی گولد دقت تکنیکی بالا و شیوایی در بیان ساختار پلی فونیک موسیقی باخ است.

گلن گولد

بی‌اعتنایی به آثار دوره رمانتیک

او به اکثر آثار موسیقایی دوره رمانتیک از جمله لیست، شومان و شوپن بی اعتنایی می‌کرد. اگرچه بیشتر ضبط‌هایش از موسیقی باخ بود ولی رپرتوار گسترده‌ای نیز داشت که شامل بتهوون، هایدن و برامس می‌شد، از دوران پیش از باروک آهنگسازانی همچون سویلینک، گیبونس و برد، و از موسیقی قرن بیستم هیندمیت، شونبرگ و اشتراوس را در بر می‌گرفت.

گلن گولد

رفتارهای عجیب و غریب

گولد به خاطر رفتارهای عجیب و خاصش نیز معروف است، از تأویل گری‌های غیر معمولش گرفته تا حرکاتی که در هنگام نوازندگی پشت کیبورد انجام می‌داد و زندگی و رفتار شخصی اش.

گلن گولد

ژورنالیست پرکار با سبکی غیرمتعارف

از ۳۱ سالگی صحنه کنسرت را رها کرد تا بر روی ضبط در استودیو و پروژه‌های دیگر تمرکز کند. او در مجله‌های موسیقی نویسنده پرکاری بود و در آن‌ها درباره تئوری موسیقی و فلسفه موسیقایی خودش می‌نوشت. به عنوان یک آهنگساز، کمتر برجسته بود و خیلی از این پروژه‌ها را ناتمام باقی گذاشت. گلن گولد علاوه بر نوازندگی پیانو به رهبری ارکستر و تهیه و اجرای برنامه‌های رادیویی و تلویزیونی و نوشتن درباره موسیقی نیز می‌پرداخت. سبک کار او اغلب غیر متعارف بود و گاه با انتقاد روبرو می‌شد. در بعضی از اجراها، بر خلاف اصل اثر، با صدای خود کار نوازندگی را همراهی می‌کرد.

گلن گولد

زندگی

کودکی

نام پدر او راسل هربرت گولد و مادرش فلورنس اِما گولد بود. پدربزرگ مادری‌اش عموزاده آهنگساز نروژی ادوارد گریگ می‌شد. علاقه و استعداد گولد به موسیقی خیلی زود معلوم شد. والدینش هر دو اهل موسیقی بودند. مخصوصاً مادرش که گلن را به خاطر پیشرفت‌های اولیه‌اش در موسیقی تشویق می‌کرد.

موسیقیدان موفق قبل از تولد

قبل از به دنیا آمدنش، مادرش قصد داشت او را به یک موسیقیدان موفق تبدیل کند، به همین دلیل از دوران حاملگی سعی داشت گلن را با موسیقی آشنا کند. در سه سالگی، گوش موسیقی‌اش کشف شد. او حتی قبل از اینکه بتواند خواندن و نوشتن کلمات را بیاموزد، خواندن نت‌های موسیقی را فراگرفت.

گلن گولد

آهنگسازی از نوجوانی

گفته می‌شود گولد جوان وقتی پشت پیانو می‌نشست و تک نتی را می‌نواخت، برای مدتی طولانی تا لحظه خوابیدن کامل صدای نت کاملاً به صدای آن متمرکز می‌شد، کاری که پدرش می‌گفت بچه‌های معمولی انجام نمی‌دهند. علاقه گولد به پیانو هم‌زمان با علاقه‌اش به آهنگسازی بیشتر می‌شد. او قطعات کوچک تصنیفی خودش را برای خانواده، دوستان و حتی گردهمایی‌های بزرگ‌تر (همچون در سال ۱۹۳۸ در کلیسایی در نزدیکی خانه‌شان) اجرا می‌کرد.

گلن گولد

شرکت در کنسرت و تاثیر عمیق

در شش سالگی در کنسرتی از یک نوازنده مشهور شرکت کرد که تأثیر عمیقی بر وی گذاشت. او بعداً تجربه‌اش را شرح داد:

هافمن بود که می‌نواخت. فکر می‌کنم آخرین اجرایش در تورنتو بود، و احساس غیرقابل‌وصفی در من ایجاد می‌کرد. تنها چیزی که می‌توانم به خوبی از آن به یاد آورم این بود که وقتی داشتند با ماشین مرا به خانه برمی‌گرداندند، من در حالت شگفت‌انگیز نیمه‌هشیاری به سر می‌بردم که در آن می‌توانستم همه صداهای لذت‌بخشی را که در ذهنم گذر می‌کرد بشنوم. تمام آن صداها ارکستری بودند، ولی این من بودم که همه آن‌ها را می‌نواختم، و ناگهان من دیگر هافمن بودم. مسحور شده بودم.

معلمی به نام مادر

به عنوان یک کودک، مادرش به او درس پیانو می‌داد. در ۱۰ سالگی در کنسرواتوار موسیقی تورنتو حاضر می‌شد. تئوری موسیقی را از ژوزف اسمیت، ارگ را از سیلوستر و پیانو را نزد گررو فرا می‌گرفت. گولد توانست تکنیکی بدست آورد که او را توانا می‌ساخت که هم‌زمان با رعایت فاصله دقیق نت‌ها و وضوح آن‌ها با تمپوی خیلی سریع بنوازد. مسلماً موقعیت کم‌ارتفاعی که صندلی مخصوصش به وجود می‌آورد به او اجازه می‌داد کنترل بیشتری بر روی کیبورد داشته باشد.

مطالعه بجای نواختن

گولد اظهار داشته‌است که او تقریباً هیچ وقت روی پیانو تمرین نکرده‌است؛ او برای مطالعه در موسیقی خواندن آن را به نواختن آن ترجیح می‌داد و این تکنیکی بود که از گررو آموخته بود. تمرین‌های او بر بیان موسیقایی متمرکز بود و کمتر مکانیکی بود. او ممکن است کنایه‌دار در مورد تمرین کردنش صحبت کرده باشد، ولی به هر حال مدارکی وجود دارد که نشان می‌دهند او به سختی تمرین می‌کرده‌است، و بعضی اوقات خودش مشق‌های خودش را تمرین می‌کرده و تکنیکش را کامل می‌کرده.

تمرین ذهنی

او بیان کرده‌است که نیاز پیانیست‌های دیگر به تمرین مداوم برای تقویت تسلطشان بر ساز برای ساعت‌های طولانی را نمی‌فهمد. به نظر می‌رسد گولد می‌توانسته‌است بدون دسترسی به ساز و به‌طور ذهنی تمرین کند. گولد نه تنها می‌توانست یک رپرتوار گسترده را از روی حافظه بر روی پیانو اجرا کند بلکه می‌توانست دامنه وسیعی از تنظیم‌های آثاری ارکستری و اپراها برای پیانو را نیز از روی حافظه اجرا کند. او می‌توانست با یک نگاه به حافظه بسپارد و یکبار یکی از دوستانش را به چالشی دعوت کرد و از او خواست نام هر قطعه‌ای که می‌خواهد بگوید که او نتواند بلافاصله از روی حافظه بنوازد.

نظر گولد درباره پیانو

گولد درباره پیانو گفته‌است، «سازی نیست که عشق و علاقه خیلی زیادی نسبت به آن داشته باشم… [اما] تمام عمرم این ساز را نواخته‌ام، و بهترین وسیله‌ایست که می‌توانم ایده‌هایم را با آن بیان کنم.» گولد به داشتن تخیلی واضح و روشن شناخته می‌شد. شنوندگانش بعضی از تأویل‌هایش را دارای خلاقیت هوشمندانه می‌دانستند و برخی دیگر را به کلی عجیب و غریب برمی‌شمردند. پیانو نوازی او مخصوصاً در پاساژ‌های دارای کنترپوان، وضوح، پختگی و دقت بسیار بالایی داشت.